نتیجه‌ یک مطالعه‎ علمی بر روی ۲۰۰۰ بیمار: زندگی پس از مرگ حقیقت دارد

نویسنده:

۱۲:۴۷:۰۲

در بزرگ‌ترین مطالعه‌ی مربوط به مرگ، دانشمندان دریافتند که هوشیاری و آگاهی حتی بعد از توقف فعالیت مغز ادامه دارد. شواهد به‌دست آمده از این پژوهش، توسط محققان دانشگاه «ساوتهمپتون» انجام و در مجله‌ی «احیا» انتشار یافته است.

دکتر «سام پرنیا»، پژوهش‎گر ارشد این مطالعه اظهار داشت: «برخلاف تصور، مرگ، در لحظه‎ای مشخص و دقیق اتفاق نمی‎افتد؛ بلکه یک فرآیند قابل برگشت است که بعد از توقف عملکرد قلب، شش‌ها و مغز بر اثر یک بیماری وخیم یا تصادف رخ می‎دهد. اگر تلاش‎ها برای لغو این فرآیند موفقیت‌آمیز باشد، به آن «ایست قلبی» می‎گوییم و اگر ناموفق باشد، آن را «مرگ» می‎نامیم.»

نزدیک‎به ۴۰ درصد از مصاحبه‎شوندگانی که دچار ایست قلبی (مرگ بالینی) شده‎اند، تجاربی از نوعی آگاهی و هوشیاری را به‎خاطر می‎آورند.

 

گوناگونی تجربه‎های نزدیک به مرگ

در پژوهش «آگاهی» (آگاهی در حین عملیات احیا) سعی‎بر این بود تا از روش‎های علمی برای بررسی تجاربی که به‎طور معمول با اصطلاحات مبهمی هم‎چون تجربه‌‏ی نزدیک به مرگ‌‏ (NDE) و تجربه‌‏ی خروج از بدن‎ (OBE) توصیف می‎شود، استفاده شود.  در این پژوهش، محققان با ۲۰۶۰ بیمار از ۱۵ بیمارستان در استرالیا، بریتانیا و ایالات متحده که از ایست قلبی نجات یافته بودند، مصاحبه کردند.

دکتر پرنیا اظهار داشت: «در این مطالعه قصد داشتیم از بارعاطفی تجربه‎ی نزدیک‎به مرگ که به سختی قابل تعریف است، فراتر برویم تا به‎طور عینی بفهمیم چه اتفاقی بعد از مرگ می‎افتد.»

محققان متوجه شدند که ۳۹ درصد از نجات‎یافتگان، حسی از «آگاهی» بعد از ایست قلبی داشته‎اند. اما بسیاری نیز خاطره‎ی خاصی مرتبط با این احساس نداشتند.

به‎گفته‎ی دکتر پرنیا: «این نشان می‎دهد که ممکن است بیش‎تر افراد در آغاز، فعالیت ذهنی داشته باشند اما پس‌از  بهبودی از صدمات ناشی‎از ضربه‎ی مغزی یا مصرف دارو‌های آرام‌بخش، خاطرات خود را از‎دست بدهند.»

از میان افرادی که احساسی از آگاهی را تجربه کردند، تنها ۲ درصد تجربه‎ی خروج از بدن مثل دیدن یا شنیدن اتفاقاتی که در اطراف بدن‎شان رخ می‎دهد، را گزارش دادند . ۹ درصد تجربه‎ی نزدیک به مرگ را گزارش دادند مثل احساس گرما یا وجود نور. با این حال، ۴۶ درصد تجربه‎ای غیر از NDE و OBE مثل احساس ترس و آزاردگی  داشتند.


تأیید بالینی تجربه‎ی خروج از بدن

شاید بارزترین یافته‎ی این مطالعه، تأیید بالینی OBE برای اولین‎بار باشد. در این مورد، یک مددکار اجتماعی ۵۷ ساله، به‎درستی چیزهایی را که پس‌از توقف عملکرد مغزش در اطراف او اتفاق افتاد، گزارش داد.

به‌گفته‌ی دکتر پرنیا: «این مورد از این جهت حائز اهمیت است که اغلب تجربه‎های مربوط به مرگ، توهماتی پنداشته می‌شوند که چه بعد از توقف قلب و چه بعد از شروع دوباره‌ی آن، به یک اتفاق «واقعی» مربوط نمی‌شوند.»

«در این مورد،  به نظر می‎رسد در زمان توقف قلب، خودآگاهی و هوشیاری سه دقیقه طول کشیده است؛ که این امر پر از تناقض است؛ زیرا معمولاً عملکرد مغز در ۲۰ تا ۳۰ ثانیه پس‌از توقف قلب متوقف می‌شود و تا زمانی که عملکرد قلب ازسر گرفته نشود، مغز به‎کار نمی‎افتد. به‎علاوه در این مورد خاطرات دقیقی از آگاهی بصری مطابق با وقایع تأیید شد.»

خاطرات این مرد به‎قدری دقیق بود که به محققان کمک کرد تا تجارب او را دقیقاً به‎لحاظ زمانی در جای خود قرار دهند.

دکتر پرنیا اظهار داشت: «این مرد هر چیزی را که در اتاق اتفاق افتاد، توصیف کرد؛ اما مهم‎تر این‎که او از دستگاهی صدای دو بوق را با وقفه‎ای سه دقیقه‎ای شنید. بنابراین توانستیم مدت زمان این تجربه را بسنجیم.»

«ظاهراً این مرد راست می‎گفت و هر آن‎چه که او گفته بود، واقعاً اتفاق افتاده بود.»

برگرفته از
زندگی پس از مرگ
لینک کوتاه

دیدگاه