چرا چینی‎ها سحر خیزند؟

نویسنده:

۰۲:۲۸:۲۶

مجله اینترنتی فوت و فن

این کلمات هرگز فراموش نشدند و قرن‎ها پس‎از زو نیز از فضیلت‎های سحرخیزی توسط افراد مشهور و موفق بارها و بارها گفته شد.

سحرخیز باش

مشهور است ژنرال «زِنگ گوفان» که در قرن نوزدهم در زمان یورش «تایپینگ» با رهبری ارتش امپراطوری پیروزی‎های بسیاری کسب کرد، هر روز ساعت ۴ صبح از خواب بر‎می‎خیزید. وی در نامه‎ای به خانواده‎ش نوشت:

«در دو قرن گذشته، نیاکان ما عادت داشتند صبح زود از خواب برخیزند. حتی در زمستان سرد، گفته می‎شد که پدر پدربزرگم پیش‎از طلوع آفتاب و پدرم نیز در هنگام طلوع آفتاب از خواب بیدار می‎شدند.»

زنگ، فرزندانش را نصیحت کرد: «سحر خیز باشید و هنگامی که از خواب بلند شدید دیگر به رخت‎خواب برنگردید.»

ژنرال زِنگ نه‎تنها به زود بیدار شدن معتقد بود؛ در‎واقع آن را زیربنای ادامه‎ی موفقیت انسان‎ها در طول اعصار می‎دانست. عادات درهم و برهم در یک نسل شیب لغزنده‎ای است به سوی ایجاد و تهدید کل خانواده در نسل بعد.

وی هشدار داد: «سهل‎انگاری یک نسل در زود بیدار شدن موجب افزایش امیال غیراخلاقی در نسل بعد می‎شود.»

زندگی ثمربخش

سه امپراطور سلسله‎ی چینگ که زنگ گوفان نیز در آن خدمت می‎کرد و مدت فرمان‎رواییشان بر روی هم ۱۴۰ سال بود، ساعت ۵ صبح از خواب بیدار می‎شدند و ساعت ۹ صبح در جلسات دربار شرکت می‎کردند. این حاکمان سخت‎کوش، نقش به‎سزایی در فرهنگ و سرزمین چین داشته‎اند که نتایج  آن تا به امروز در چین دیده می‎شود.

«لی هونگ ژانگ»، سیاست‎مداری که در ارتش زنگ گوفان خدمت می‌‌‏کرد نیز آموزه‎های مافوق خود را به‎خوبی به‎ارث برد. گرچه او ساعت ۴ صبح بیدار نمی‌‌‏شد؛ با این حال از ساعت ۶ صبح به خطاطی صدها نشانه به‎عنوان بخشی از زندگی روزمره‎ی خود می‎پرداخت.

این سرباز که بعد‎ها وزیر شد، می‌‌‏نویسد: «هوای صبح‎گاهی بسیار با‎طراوت است. در اتاق خواب دربسته، هوا در طول شب ناپاک می‎شود. با تنفس هوای تازه، به فرد احساس تجدید قوا دست می‎دهد که او را دربرابر هر بیماری مقاوم می‎کند.»

در زمان لی و زنگ، امپراطوران چینگ دیر از خواب بیدار می‎شدند که موجب می‌‌‏شد که امور حکومت به‎خوبی اجرا نشود. آن‎ها به‎خاطر سبک زندگی منحط خود بدنام شدند و اجازه دادند قدرت واقعی سیاسی به دست افرادی در پشت صحنه بیفتد. سلسله‎ی چینگ در قرن نوزدهم و بیستم به‎طور پی‎در پی دچار فاجعه شد. باوجود تلاش‎های بسیار روشن‎فکران اصلاح‎طلب و ژنرال‎های صبور آن، این سلسله در سال ۱۹۱۱ به‎خاطر فساد و پوسیدگی سیاسی و اجتماعی سقوط کرد.

در‎بحبوحه‎ی فساد و فروپاشی اواخر این سلسله، لی هونگ ژانگ، به‎عنوان نمونه‎ای نادر از یک مقام باصلاحیت بود. اگرچه  وی متعلق به گروه قومی منچوری نبود (که البته امپراطوران چینگ به این گروه قومی تعلق داشتند) و به قوم چینی «هان» تعلق داشت؛ با این وجود دربار به وی قدرت و اختیار زیادی داد.

لی با اقتداری که داشت، توانست روش‎های صنعتی، اقتصادی و نظامی مدرن را به چین معرفی کند. همچنین وی توانست نسلی از افسران بلند پرواز و بااستعداد در محل زندگی‌اش «آنهویی» تربیت کند.

سحرخیز بودن یعنی پیشرفت کردن

«لوسیوس آنایوس سنکا»، فیلسوف رواقی رومی، (۶۵ پیش‎از میلاد) می‌‌‏گوید: «زندگی کوتاه نیست؛ اما انسان، خود آن را کوتاه می‎کند و آن را به عبث می‎گذراند.»

«کیم وو چونگ»، بنیان‎گذار و رئیس شرکت «دِوو» می‎گوید: «همه‎ی ما ۲۴ ساعت در روز وقت داریم. همه در این مورد مساوی هستیم. این‎که ما از آن چگونه استفاده می‎کنیم، وجه تمایزمان است.»

گفته می‎شود «لو شون»، رمان‎نویس اویل قرن ۲۰ که بسیار درباره‎ی وضع اسفناک جمهوری نوپای چین نوشت، واژه‎ی «سحرخیز» را بر روی میز کار خود به‎عنوان یک یادآوری شخصی حک کرده بود.

مجموعه‎ای از ضرب‎المثل‎ها و پندهای محلی چینی می‎گویند: « کسی که اول بیاید، رهبری می‎کند و کسی که دیر بیاید، هدایت می‎شود. نمی‎توان ادعای اول بودن کرد درحالی که کسانی قبل‎از شما شاهد هستند.»

ضرب‎المثل دیگری وجود دارد که می‎گوید: «زود از خواب برخیز تا عجله نکنی، دیر بیدار شو تا با سرنوشت مبارزه کنی.»

برگرفته از
سحرخیز
لینک کوتاه

دیدگاه