نمایشگاهی که شهری باستانی را به زندگی بر‎می‎گرداند

نویسنده:

۰۲:۴۴:۴۱

مجله اینترنتی فوت و فن

امروز، پمپئی با تبدیل به بزرگ‎ترین سایت باستان‎شناسی و حفاری، دریچه‎ای به‎سوی تمدن روم و ساکنان این شهر باستانی باز کرده است.

دقایق زندگی ساکنان پمپئی، مدفون شده در زیر تپه‎ای از خاکستر و سنگ حفظ شده است؛ از کاسه‎ای انجیرِ گرفته تا نصف قرص نان، به‎همراه گنجینه‎های هنری از میراث غنی فرهنگی روم باستان.

یکی‎از این گنج‎ها، مجسمه‎ی برنزی بزرگی از زنی جوان است که با مس و نقره تزئین شده و چشم‎هایش با استخوان و شیشه‎های رنگی منبت‎کاری شده است. این مجسمه یکی‎از معدود مجسمه‎های برنزی رومی است که در زمان سقوط امپراطوری رُمم از ذوب شدن و تبدیل به اسلحه جان سالم به‎در برده است.

پرتره‎های بسیاری – نقاشی، موزائیک و مجسمه- از رومی‎های ثروتمند، قهرمانان و موجودات اساطیری باقی مانده‎اند که بسیاری از آن‎ها بدون نقص و دست‎نخورده هستند.

این تنها برخی از نمایش آثار دیدنی و جذاب موزه‎ی «انتریو» در نمایشگاهی به نام «پمپئی: در سایه‎ی آتشفشان» است.

دستبندی از طلا در قالب مار. (سازمان میراث باستانی شهر ناپل ایتالیا)

یخ زده در زمان

هر ساله، میلیون‎ها نفر از شهر پمپئی بازدید می‎کنند تا بتوانند این شهر باستانی را بهتر بشناسند؛ شهری که تبدیل به موزه‎ای زنده از زندگی مردم روم باستان شده است.

با این حال، این شهر تنها زندگی ثروتمندان را آشکار نکرده است. آتشفشان، انواع متنوعی از سبک‎های زندگی را حفظ کرده است؛ از مغازه‎ی آهنگری و گرافیتی‎های روی دیوار گرفته تا تبلیغات بی‎پرده‎ی نبردهای گلادیاتوری.

یکی از این گرافیتی‎ها که بر آرامگاهی حک شده، به‎نظر به‎تازگی کشیده شده است. شخص با قدم زدن در این نمایشگاه، احساس می‎کند اشیا در زمان منجمد شده‎اند؛ گویی تا دیروز استفاده می‎شده‎اند؛ قاشق‎های نقره‎ای، لیوان‎هایی که به‎راحتی در یک فروشگاه یافت می‎شوند، جواهرات زیبا و طلسم‎های حفاظتی کودکان.

در این نمایشگاه، بازدید‎کنندگان می‎توانند با پوشیدن توگا (پوشاک روم باستان)، عکس بگیرند. کودکان می‎توانند در ماکتی از بازار خرچنگ، میوه و سبزیجات که در سبدهایی آویزان هستند، بازی کنند. همچنین در این نمایشگاه سفرهای کوتاهی از‎طریق گالری عکس برای بازدیدکنندگان فراهم شده است.

تصویری زنده از یک تراژدی

این نمایشگاه به ما یادآوری می‎کند که باوجود این‎که این کشف باستانی با لذت و شادی همراه است اما پمپئی شهری است که یک فاجعه‎ی طبیعی در آن رخ داده و ساکنانش در طول یک شب کشته شده‎اند.

بسیاری از ساکنان این شهر که پوشیده از لایه‎های خاکستر و سنگ هستند، به همان شکلی که در زمان مرگ بوده‎اند، حفظ شده‎اند. باستان‎شناسان در قرن نوزدهم می‎خواستند فضاهای خالی باقی مانده در اجساد را با گچ پر کنند تا حالت زمان مرگ آن‎ها حفظ شود.

نسخه‎هایی از این بقایای گچی برای نمایش در نمایشگاه ROM به تورنتو آورده شد. این پیکرهای گچی بسیار واقعی به‎نظر می‎رسند و تصویر واضحی از این تراژدی را به‎نمایش می‎گذارند. این پیکرها شامل اعضای کل یک خانواده و حتی یک سگ نگهبان است.

آتشفشان، انواع متنوعی از سبک‎های زندگی را حفظ کرده است؛ از مغازه‎ی آهنگری و گرافیتی‎های روی دیوار گرفته تا تبلیغات بی‎پرده‎ی نبردهای گلادیاتوری.

بازدیدکنندگان، مجذوب شکوه و جلال این تمدن باستانی در میان جریان آب‎ چشمه‎ها، جاده‎های آسفالت شده و تئاترهای این شهر می‎شود. با این‎حال بازدید از آخرین اتاق نمایشگاه که شامل پیکرهای گچی دراز کشید‎ه‎ی قربانیان در آخرین لحظات زندگی‎شان است، با اندوه همراه است . اکنون، پمپئی چه داستانی برای گفتن دارد؟ ساکنین پمپئی، ۲۰۰۰ سال بعد چه چیزی به ما می‎آموزند؟

«جانت کادینگ»، مدیر این نمایشگاه در مصاحبه‎ای مطبوعاتی اظهار داشت: «باوجود بلایای طبیعی که اغلب در سراسر جهان در‎حال وقوع است، پمپئی ارتباطی تاریخی با زندگی امروز ما دارد.»

با‎وجود فن‎آوری‎های پیشرفته‎ی امروز، این سئوال برای انسان ایجاد می‎شود: آیا ما برای مقابله با بلایای طبیعی آمادگی بیش‎تری نسبت به ساکنین پمپئی داریم؟ و یا این‎که آیا این تراژدی یک فاجعه‎ی طبیعی است یا مجازاتی از‎سوی خدایانی که در جهان باستان به آن‎ها باور داشتند؟

شاید پاسخ به این سئوال‎ها فراتر از درک ما باشد، اما یک حقیقت مسلم وجود دارد: زمانی‎که فاجعه رخ داد، مردم پمپئی همانند ما به‎طور عادی زندگی می‎کردند.


پانل سقفی با نقش مدوسا. (سازمان میراث باستانی شهر ناپل ایتالیا)

مجسمه‌ی سنگ مرمر از شاهزاده خولیو-کلودیان. (سازمان میراث باستانی شهر ناپل ایتالیا)

موزائیک یک سگ نگهبان از جنس سنگ آهک. (سازمان میراث باستانی شهر ناپل ایتالیا)

کلاه برنزی گلادیاتور. (سازمان میراث باستانی شهر ناپل ایتالیا)

مجسمه‎ی برنزی از زنی در‎حال بستن ردای خود. (سازمان میراث باستانی شهر ناپل ایتالیا)
 

برگرفته از
پمپئی
لینک کوتاه

دیدگاه