برخی‎از بیماران مبتلا به اختلالات شدید ذهنی تنها پیش‎از مرگ به‎طور اسرارآمیزی هوشیار می‎شوند

نویسنده:

۰۱:۳۰:۲۶

افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، آلزایمر و دیگر بیماری‎هایی که فرد دچار اختلال عمل‎کرد ذهنی می‎شود، در بعضی مواقع کمی پیش‎از مرگ و بدون هیچ‎گونه توضیحی می‎توانند خاطرات خود را به‎یاد آورند و هوشیار شوند. به‎نظر می‎رسد ذهن آن‎ها به شکل شگفت‌آوری کامل و منسجم شده؛ با این‎که مغز آن‎ها بیش‎از همیشه در شرایط بدی قرار گرفته است.
بیمارانی که حتی نام خود را برای سال‎ها فراموش کرده‎اند، ممکن است ناگهان اعضای خانواده‎ی خود را تشخیص دهند و به‎طور عادی با آن‎ها در مورد گذشته، حال و آینده صحبت کنند. هیچ‎کس نمی‎تواند علت آن را توضیح دهد.
 
ممکن است کمی پیش‎از مرگ، افرادی که برای سال‎ها قادر‎به به‎یاد آورن حتی اسم خود نبودند، ناگهان اعضای خانواده‎ی خود را تشخیص دهند و مکالمه‎ای عادی با آن‎ها داشته باشند.

برای مثال، دکتر «اسکات هِگ»، درمقاله‎ای در «مجله‎ی تایم» از بیمار جوانی به‎نام «دیوید» نام برده که از بین رفتن مغزش به‎خاطر تومور مانع او از به یاد آوردن و هوشیاری در لحظات پیش‎از مرگ نشده است. دیوید، توانایی خود را در حرف زدن و حرکت کردن هفته‎ها پیش‎از مرگ از‎دست داده بود. دکتر هِگ توضیح داده است، «زمانی که از مغز او اسکن گرفته شد‎، چیز زیادی از آن باقی نمانده بود.» اما در شبی که دیوید فوت کرد، او حدود ۵ دقیقه را در آگاهی کامل به‎سر برد و با خانواده‎اش خداحافظی کرد.
هگ گفت: «این مغز دیوید نبود که او را برای خداحافظی از خواب بیدار کرد. مغز او پیش‎از آن از‎بین رفته بود. متاستاز تومور را نمی‎توان به‎راحتی از مغز خارج کرد. در‎واقع، متاستاز جایگزین بافت می‎شود… مغز دیگر آن‎جا وجود ندارد.»
«چیزی که بیمار مرا بیدار کرد، تنها ذهن او بود که می‎خواست راه خود را از طریق مغز از‎بین رفته‎اش باز کند، آخرین اقدام پدری که می‎خواست به خانواده‎اش تسلی دهد.»
برای هگ، این موضوع روشن شده است که ذهن و مغز دو مقوله‎ای جدا هستند. اما دیگران به‎دنبال دلایل فیزیولوژیکی احتمالی برای این پدیده که به مرحله‎ی نهایی هوشیاری معروف است، هستند.

در مقاله‎ی منتشر شده در سال ۲۰۱۲ از‎سوی محققان دانشگاه «ویرجینیا» و «ایسلند» آمده است، حالات فیزیولوژیکی افراد که مرحله‎ی نهایی هوشیاری را تجربه می‎کنند، نشان می‎دهد که یک مکانیسم واحد مسئول این پدیده نیست.
محققان این دانشگاه‎ها در این مقاله می‎گویند: «در‎حال حاضر، فکر می‎کنیم امکان نوشتن فرمول قطعی مکانیسم‎های مرحله‎ی نهایی هوشیاری وجود ندارد. در حقیقت، مرحله‎ی نهایی هوشیاری در اختلالات روانی و ذهنیِ متفاوت، ممکن است در طی مراحل متفاوتی بسته به علت بیماری ایجاد شود. برای مثال «کاشکسی» (ضعف بنیه و عوارض آن) در افراد مبتلا به بیماری‎های مزمن باعث کوچک شدن بافت مغز، کم شدن فشار وارده از آسیب‎های داخل جمجمه و بازگشت زودگذر برخی‎از عملکرد‎های مغز می‎شود.»
 
ممکن است در مغز برخی‎از بیمارانی که کمک‎های پزشکی آن‌ها قطع می‎شود، جریان سریع، گذرا و غیرقابل توضیحی از فعالیت‎های الکتریکی ظاهر شود.
دکتر مایکل نام
به‎گفته‎ی آن‎ها، «ممکن است در مغز برخی‎از بیمارانی که کمک‎های پزشکی آن‌ها قطع می‎شود، با‎این‎که فشار خون آن‎ها فوراً پیش‎از مرگ افت پیدا می‎کند، جریان سریع، گذرا و غیرقابل توضیحی از فعالیت‎های الکتریکی ظاهر شود. اگرچه در این بیماران هیچ‎گونه شواهد بالینی از ادراک گزارش نشده، اما این یافته‎ها نشان می‎دهد که علم عصب‎شناسی در حالات نهایی مرگ پیچیده‎تر از چیزی است که به‎طور سنتی می‎دانستیم.»

حتی اگر برخی‎از بخش‎های مغز از‎طریق ایجاد فشار یا شوک الکتریکی فعال شود، تصور این‎که چگونه مغزی که به‎شدت آسیب دیده ( یا به‎سختی وجود داشته باشد مثل مورد دیوید) بتواند به فرد این امکان را بدهد تا به‎طور منسجم خاطرات خود را به‎یاد آورد و حتی ارتباط برقرار کند، سخت است. در برخی موارد مثل این است که تمام ذهن به‎طور منسجمی برگشته است. «اپک‎تایمز» از برخی‎از محققان بخش مطالعات ادراکی دانشگاه ویرجینیا از جمله دکتر «گریسون» پرسید که چگونه یک مغز آسیب‎دیده در مرحله‎ی نهایی هوشیاری می‎تواند چنین ذهن کامل و معقولی ایجاد کند. هیچ‎کدام نتوانستند پاسخ این سئوال را بدهند.
پدیده‎ مرحله‎ی نهایی هوشیاری در پزشکی قرن نوزدهم توسط دکتر «نام» و همکارانش شناخته شد. اما در ادبیات پزشکی قرن بیستم تقریباً جایگاهی پیدا نکرد. آن‎ها ۸۳ مورد از آن را در ادبیات ۲۵۰ سال گذشته بررسی کردند. مطالعات آن‎ها به امید درک بیش‎تری از رابطه‎ی ذهن و مغز انجام شد. این محققان می‎گویند درک مرحله‎ی نهایی هوشیاری می‎تواند به پیشرفت درمان کمک کند.
 
درک مرحله‎ی نهایی هوشیاری می‎تواند به پیشرفت درمان کمک کند.
برای مثال، پزشک اتریشی، «ژولیوس واگنر» (۱۹۴۰-۱۸۵۷)، در برخی مواقع نشانه‎هایی از کم شدن اختلالات ذهنی در تب‎های بالا را مشاهده کرد. وی «تب درمانی» را برای درمان زوال و فلج مغزی به‎کار برد. وی موفق به کسب جایزه‎ی نوبل پزشکی شد.
در سال‎های اخیر، دکتر «الکساندر باتیانی»، استاد علوم ادراکی در دانشگاه وین، درحال مطالعه بر روی پدیده‎ی مرحله‎ی نهایی هوشیاری بوده است. یافته‎های وی در کنفرانس ۲۰۱۴ انجمن بین‎المللی مطالعات پیش‎از مرگ (IANDS) ارائه شد.
 
حدود ۱۰ درصد از این بیماران بازگشتی ناگهانی و کوتاه به مرحله‎ی هوشیاری داشته‎اند.
وی از ۸۰۰ پرستار نظرخواهی کرد که تنها ۳۲ نفر از آن‎ها پاسخ دادند. این ۳۲ پرستار در‎مجموع از ۲۲۷ بیمار مبتلا به آلزایمر یا زوال عقل مراقبت می‎کردند. حدود ۱۰ درصد از این بیماران بازگشتی ناگهانی و کوتاه به مرحله‎ی نهایی هوشیاری داشتند. میزان کم پاسخ‎گویی به این معناست که این پدیده به‎ندرت دیده می‎شود و وی در درجه‎ی اول از کسانی که شاهد این پدیده در بیمارانشان بوده‎اند، پاسخ دریافت کرده است. با این‎حال، مشاهده‎ی مرحله‎ی نهایی هوشیاری در برخی از این پرستاران تأثیر زیادی گذاشته است.
 
یکی‎از این مراقبین گفته است، «قبل‎از این اتفاق، من تا اندازه‎ای نسبت‎به بشر نباتی که مراقبت می‎کردم، بدبین شده بودم. اکنون، متوجه شده‎ام که در‎واقع من از جاودانگی مراقبت می‎کنم. اگه شما هم آن‎چه را من دیده‎ام، مشاهده می‎کردید، متوجه می‎شدید که زوال عقل می‎تواند بر روح تأثیر بگذارد اما آن را از‎بین نمی‎برد.»
برگرفته از
اختلالات شدید ذهنی
لینک کوتاه

دیدگاه