جهان در دوراهی استثمار و تکنولوژی – بخش دوم

نویسنده:

۱۲:۰۹:۵۱

بازی به سبک اپل…
شاید با خود بگویید وجود یک کمپانی مانند اپل که با شیوه های غیرمنطقی و مردم فریبانه اقدام به بازار یابی کند،نمیتواند لطمه‌ای به دنیای تکنولوژی بزند بلکه حتی موجب تکاپوی دیگر کمپانی ها نیز خواهد شد،اما  مسائل دور از چشمی وجود دارد که باید توضیح داده شود.

فرض کنید یک کمپانی که تمام منفعت خود را در ایجاد یک اکوسیستم منزوی و کشاندن مشتری به داخل آن میبیند داشته باشیم،حال این کمپانی را به اضافه منابع عظیم پول کنید،چه خواهد شد؟
آنها هیچ قدرتی برای خلق تکنولوژی و یا پتنت های ارزشمند ندارند و از ابتدا هم به این منظور متولد نشده‌اند. سبک بازی آنها اینگونه است که با اتکا به جذابیت های ظاهری و بازاریابی خوب، فروش خود را افزایش داده و با فروش بیشتر نیز پول بدست میاورند.وقتی هم که به پول رسیدند،شروع به خرید تکنولوژی و پتنت میکنند و این چرخه همواره در جریان است.البته خرید،کاریست که همه کمپانی های بزرگ انجام میدهند اما مشکل اصلی اینجاست که این دستاوردها با خریده شدن توسط اپل،به گودال انزوای این کمپانی خواهد افتاد و امکان بهره مندی دیگر کمپانی ها از آنها غیر ممکن خواهد شد.لذا میتوان هر خرید اپل در زمینه تکنولوژی را به منزله لطمه‌ای به این صنعت دانست که موجب کند شدن روند پیشرفت آن میشود.
نمونه بارز این امر اتفاقی بود که سال گذشته میلادی برای گوگل در خلال عرضه نکسوز6 رخ داد.
"دنیس وودساید"،مدیر اسبق موتورولا در زمان مالکیت گوگل،این موضوع را عنوان کرده و گفته است که طبق برنامه ریزی موتورولا، قرار بوده تا لوگوی این شرکت در پشت نکسوز6 درواقع سنسور اثرانگشت باشد،اما اپل تنها تامین کننده این قطعه را خرید و گزینه دیگری برای ما باقی نگذاشت.

این شیوه ایست که اپل به واسطه آن تسخیر دنیای تکنولوژی را هدف گرفته و هر روز با قدرت و اشتهایی بیشتر درحال حرکت به سمت این هدف است.شاید در آینده ای نه چندان دور کاربران هم بجز اپل، گزینه دیگری برای انتخاب نداشته باشند.

درواقع ساختار کمپانی اپل را به جای اینکه نخبگان تکنولوژی تشکیل دهند،گروهی از طراحان  و مابقی را بازاریاب،حسابدار،روانشناس و وکلای حقوقی تشکیل میدهند تا هویت این کمپانی را تثبیت کنند.
بله!آنها هم پتنت هایی ثبت کرده‌اند و همچنان نیز درحال دویدن در راهرو های دادگاه برای اثبات نقض آن توسط سامسونگ هستند.دعوایی طولانی و مشهور.
اما بگذارید نگاهی به نمونه پتنت های اپل بیندازیم تا با خلاقیت های آنها بیشتر آشنا شویم.
"کشیدن انگشت برای باز کردن قفل صفحه،ضربه زدن برای زوم،اسکرول یک انگشتی،زوم دو انگشتی،طراحی روکش شیشه ای لبه تا لبه و حتی پله های شیشه‌ای اپل استور هم بخشی از پتنت های ثبت شده توسط اپل است که دعوا با سامسونگ هم سر مواردی از همینهاست."

نمیخواهیم وارد جزئیات مسائل دادگاهی شویم،اما همین را بدانید که اگر ذره‌ای بر منطقی نبودن ادعا های اپل تردید وجود داشت،تمام کمپانی های بزرگ و مطرح دره سیلیکون که به عنوان "دوست دادگاه" در دادگاه حاضر شدند، به نفع سامسونگ رای نمیدادند.آنها محکوم کردن سامسونگ را "تصمیمی بد و مقدمه مشکلات فراوان" دانستند.
اگر شرکتی دارای لابراتوار های تکنولوژی و قوای علمی کافی برای خلق دستاورد های جدید و ارزشمند باشد، مانند کسیست که بر فراز یک قله ایستاده و نگران رسیدن رقبا به خود نیست چراکه میداند تا آن زمان او به قله بلند تری دست خواهد یافت. اما اپل مانند کودکیست که روی زمین استاده و با گچ اطرف خو را خط میکشد و به دیگران میگوید: وارد نشوید!



سامسونگ را اپل و هوادارنشان خوب میشناسند.شرکتی که همواره آن را به بهانه های مختلف مورد تمسخر قرار میدهند. جالب است که حتی جابز هم میگفت:"مطمئناً کسی تلفنی نمیخرد که برای دست انسان ساخته نشده" و طرفداران هم به پیروی از او مدام سایز بزرگ گوشی های سامسونگ را به سخره میگرفتند.
سامسونگ اما بی اعتنا به آنها سیاست های خود را در محوریت کاربری دنبال کرد تا جایی که در سال 2011 میلادی با عرضه گلکسی نوت، که یک گوشی 5.3 اینچی بود، مفهوم فبلت را به جهان ارائه کرد.

اپل اما همچنان سعی در حفظ وجهه خود داشت و به نظاره گسترش بازار و علاقه روزافزون مردم به گوشی هایی با صفحه نمایش بزرگ نشست.اما این پایبندی سه سال بیشتر دوام نیاورد.
نهایتاً در 2014 میلادی، دیوار غرور اپل فروریخت و آنها بی‌توجه به قوانین و ارزش‌هایی که خودشان تعریف کرده بودند،یک گوشی با نمایشگر بزرگ و گوشی دیگری حتی بزرگتر از گلکسی نوت معرفی کردند.
به این ترتیب اپل باری دیگر به جهان ثابت کرد که وقتی پای پول و فروش در میان باشد،هرچیزی را برای این هدف فدا خواهد کرد،حتی تفکرات جابز را.(که قطعاً اوهم اگر بود،همین کار را میکرد)
پس دفعه بعد که به آیفون جدید خود نگاه میکنید، یادتان باشد به تلفنی نگاه میکنید که نه یکی دو پتنت کوچک، بلکه فلسفه ساخت آن توسط سامسونگ ارائه شده است.

بعد از معرفی آیفون های جدید، بسیاری از رسانه های حامی اپل، مدیر این کمپانی را فردی شجاع و جسور خواندند که توانست مسیر اپل را تغییر دهد.اما واقعیت این است که در شرایطی که رقبا تمام راه را برای عرضه این محصولات هموار کرده و آنها را کاملا بین مردم جا انداخته‌اند،میتوان گفت که عرضه نکردن آنها بیشتر نیاز به شجاعت و جسارت داشت،آن‌هم وقتی تحت برند اپل باشند.
درواقع برند اپل،امروز در شرایطی قرار دارد که اگر یک بچه ده ساله هم مدیریت آن را در دست بگیرد، روند رشد سهام و فروش محصولات به همین روال ادامه خواهد داشت.اپل یک پروتکل ثابت را برای تجارت خود در پیش گرفته و زیاد با چالش و گلوگاه های مدیریتی که نیاز به تصمیم گیری حساس باشد مواجه نمیشود و مدیریت آن در اصل پستی برای انجام کارهای روتین و معرفی محصولات است.اما با توجه به ماهیت کمپانی اپل، داشتن ظاهر متناسب و استفاده از عینک های خاص و ظریف از ملزومات اصلی مدیریت این کمپانی است.
پس اگر آرزوی مدیریت اپل را دارید و ظاهرتان شبیه نابغه‌ها نیست،دنبال کار دیگری باشید!

اپل به هیچ عنوان حاضر نیست وارد بازی های خطرناک شود و حتی خود را در ریسکی یک دلاری قرار دهد.
آنها ابتدا کنار می‌ایستند تا رهبران تکنولوژی مانند گوگل،سامسونگ،مایکروسافت و دیگر کمپانی های پیشرو،ایده‌ها و محصولات جدید را عرضه و پاسخ بازار به آنها مشخص شود.سپس بعد از تایید پرسود بودن محصول،آن را با سبک همیشگی خود طراحی، محدودیت ها و شرایط اکوسیستم خود را روی آن اعمال کرده و مهمتر از همه،لوگوی سیب گاز زده را روی آن میچسباند(بطور خلاصه اپلیزه میکند) و همزمان با آن،برچسبی نیز با عنوان "متقلب و دزد ایده" بر روی رقبا میچسباند.در آخر هم پارو بدست منتظر پول می‌نشیند.

اپلی ها اما میگویند که کمپانی هایی از قبیل سامسونگ و گوگل،هرگز دستاورد های ما را نخواهند داشت.
باید دید منظور آنها دقیقاً از عبارت "دستاورد"چیست.اگر رکورد فروش،درآمد های نجومی و گران ترین سهام بورس منظور آنها از دستاورد است،حق با آنهاست.چراکه امثال سامسونگ و گوگل این اهداف را دنبال هم نمیکنند.اما بیایید از زاویه دیگری به این مفهوم نگاه کنیم.دستاورد هایی که لایق نام دستاوردند.

دستاورد یعنی ساخت چیپ های پردازش با تکنولوژی 14نانومتری که علاوه بر جهش تکنولوژی و خود کفایی در این صنعت،غول چیپ ساز جهان یعنی کوالکام را نیز شکست دهید.دستاورد یعنی دائما در حال ارتقاء تکنولوژی صفحات نمایش و همچنین ظرفیت و سرعت شارژ باتری باشید و شارژ بیسیم را نیز بطور پیشفرض ارائه دهید.دستاورد یعنی سرعت عملکرد حافظه رم را افزایش و مصرف آن را کمتر از نصف کنید.دستاورد یعنی با ترکیب فناوری SSD وeMMC به سریع ترین حافظه فلش دست یابید و از طرفی با ترکیب پهنای باند وای فای و شبکه دیتا سرعت دانلود را هم افزایش دهید.دستاورد یعنی اولین گوشی خمیده و دوطرف خمیده جهان.یعنی کسب رتبه بهترین گوشی هوشمند جهان.یعنی اولین گوشی مجهز به سنسور ضربان قلب.یعنی ساخت گوشی‌ای که پشت و روی آن گوریلا گلس 4 است و با آلیاژ آلومینیوم پنجاه درصد مقاوم تر از رقبای آلومینیومی.یعنی عنوان نوآور ترین کمپانی جهان.یعنی بهترین عملکرد دوربین با شصد درصد کارایی بیشتر در نور کم.دستاورد یعنی حتی با سونی هم در ساخت سنسور دوربین رقابت کنید و از سنسور های خودتان استفاده کنید.

اینها فقط بخشی از دستاورد های اخیر شرکتی بود که اپلی ها آنرا کپی‌کار میخوانند،که البته فقط به موارد مربوط به تکنولوژی اشاره شد وفعالیت های مختلف بشردوستانه در چندین کشور جهان به کنار.
اما بخش غم انگیز ماجرا اینجاست که کسی صدای این دستاوردها را نمیشنود یا شاید هم نمیخواهند که بشنوند،اما کافیست تا اپل اعلام کند که تمام پورت های لپتاپش را حذف و فقط یک پورت USB-C برای آن گذاشته تا علاوه بر القای حس خاص بودن محصول،تبدیل های 79 دلاری نیز در کنار آن بفروشد.
درآخر هم هواداران و رسانه های حامی از آن بعنوان انقلابی عظیم و تحولی بزرگ در تکنولوژی یاد میکنند.
البته این بدان معنا نیست که اپل رقیب خود را نمیشناسد. بلکه خوب هم میداند با چه کسی طرف است و تا چه حد از این غول کره‌ای میترسد.تا جایی که حتی بستن قرارداد با شارپ برای ساخت صفحه نمایش آیفون را، مشروط به قطع همکاری این شرکت با سامسونگ در زمینه ساخت صفحه نمایش عنوان کرده است.حرکتی کاملا غیر حرفه‌ای که پرده از ترس و ضعف شدید این کمپانی گوشی فروش بر میدارد.

اما بهرحال آنها همچنان راه خود را در قانع کردن کاربران به خرید محصولاتشان با تکیه بر همین حس خاص بودن و خوب بودن ادامه میدهند و گاهی آنقدر غرق در تلاش برای رویایی کردن طرح هایشان میشوند که مسائل مهندسی را بلکل فراموش میکنند.مثلاً یادشان میرود که وقتی آلومینیوم جذاب را برای ساخت محصول انتخاب میکنند، باید آن را طوری طراحی کنند که حداقل در جیب کاربر خم نشود.
این هم در حالیست که سامسونگ زیر اوج فشار های انتقادی برای جنس پلاستیکی بدنه گوشی هایش بود،اما همین پلاستیک در تست استحکام گلکسی نوت3 مقابل آیفون6پلاس آلومینیومی چنان مقاومت کرد که انگار از سنگ ساخته شده! درحالی که آیفون با کمترین فشار دست، مانند پنیر وا رفت!
هرچند اپل هم طبق روال همیشه با روش ظاهر سازی وارد مسئله شد و فیلم هایی از انجام تست های فیزیکی مختلف روی آیفون‌ها منتشر کرد،اما اینبار کمی دیر جنبیده بود.
این یعنی نمود تفاوت میان تمرکز محض بر روی ساخت محصولی تجارت محور با ظاهری فریبنده و محصولی کاربردی با هدف رفع نیاز کاربران و ارتقاء کیفیت زندگی آنها بدون توجه به اغواگری ها بصری و اسمی.
اگرچه در نهایت سامسونگ نیز زیر فشار شدید انتقاد و کاهش فروش پرچمدارش بخاطر سبک ساخت آن مجبور به تغییر کلی ساختار گوشی هایش و استفاده از مواد نفیس در آنها شد تا دهان منتقدان را ببندد، اما همچنان بسیاری بر این باورند که به لحاظ فنی همان مواد بکار رفته در ساخت گلکسی نوت3 و گلکسی اس5 بهترین گزینه برای ساخت تلفن همراه است.
حتی اپلی های مدعی نیز وقتی برای اولین بار از طراحی شیشه و فلز در نسل چهارم آیفون استفاده کردند،گوشی با مشکلات آنتن دهی مواجه بود و جالب‌تر از آن، توجیه استیو جابز برای این مشکل بود.او با کمال خونسردی گفت: دلیل این مشکل این است که کاربران گوشی را اشتباه در دست میگیرند! بهرحال او جابز بود دیگر…

البته داستان جدال کیفیت ساخت بین اپل و سامسونگ، زاویه دیگری نیز دارد.
گذشته از اینکه استفاده از فلز و شیشه و دیگر متریال های خاص،چه تاثیر مثبتی میتواند روی عملکرد دستگاه داشته باشد،وقتی حرف از صفاحات نمایش لوکس سامسونگ میشود، اپلی ها میگویند برای چشم انسان کیفیت اچ دی کافیست و بالاتر از آن فرقی برای انسان ندارد و اینگونه نمایشگر آیفون را توجیه میکنند.اما وقتی پای آی مک در میان باشد بطرز عجیبی چشم انسان قوی شده و میتواند تا رزولوشن 5K را هم تشخیص دهد و این کیفیت لازم است، همانطور که وقتی آنها گوشی بزرگ ساختند،دست انسان نیز بزرگ شد!

پاسخ سادست! وقتی دستگاهی مانند آیفون با این حجم تولید و فروش داشته باشید،کوچک ترین صرفه جویی در هزینه های تولید آن میتواند تبدیل به مبلغی بزرگ شود،مخصوصا وقتی هیچ تاثیری در کوتاه تر شدن صف مشتریان هنگام عرضه آن نداشته باشد.درست مانند خطوط هوایی آمریکا که توانست در یک سال با کاهش یک زیتون از سالاد هر مسافر، چهل هزار دلار صرفه جویی کند.
اما در مورد آی مک بحث فرق میکند و عبارت 5K برای آن میتواند یک حیله تبلیغاتی عالی برای رقابت با کامپیوتر های ویندوزی و ترغیب مردم برای خرید آن باشد.

اما صد افسوس که پشتیبانان متعصب اپل،نمیتوانند به این درک برسند که اگر پیکسل بیشتر تاثیری در کیفیت صفحه نمایش ندارد،آلومینیوم هم ندارد.اگر مگاپیکسل بالاتر تاثیری در کیفیت دوربین ندارد،رکورد فروش هم ندارد.اگر هسته های بیشتر تاثیری در قدرت پردازش چیپ ندارد،لوگوی سیب گاز زده هم ندارد.اگر آخرین و پیشرفته ترین دستاورد های تکنولوژی تاثیری در خوب بودن یک محصول ندارد،نام اپل هم ندارد.

هوادارانی که خودشان بزرگترین قربانیان این استثمار تجاری هستند که تا کنون فقط به موارد مستقیم آن اشاره شد،اما اپل حتی با سبک ارائه محصولاتش هم بلد است مشتریان را تیغ بزند.

آنها در عرضه آیفون های جدید از سیاستی بهره بردند که باعث تعجب همگان شد و آن حذف مدل 32 گیگابایتی آیفون بود.تحلیل این رفتار نیز کار ساده‌ایست.
آنها میدانستند که در صورت وجود مدل 32 گیگابایتی، بیشتر کاربران اقدام به خرید این مدل میکردند و از طرفی مدل 16گیگابایتی نیز به دلیل مشکلاتی که دارد با استقبال کم مواجه خواهد شد اما نه به اندازه مدل های بالاتر از 32گیگابایتی، چراکه ارزان تر است.

جالب است بدانید که طبق برآورد IHS (شرکتی که قطعات تشکیل ‌دهنده محصولات مختلف را برسی و قیمت آنها را تعیین میکند) برای اپل هر پله افزایش حجم حافظه حدود 10 دلار هزینه دارد،ولی اختلاف قیمت خرده فروشی آنها 100 دلار است! پس واضح است که اپل مایل به فروش آیفون با حافظه های بالاتر باشد.
از سوی دیگر فروش مدل 16گیگابایتی نیز همچنان قوی خواهد بود،زیرا هم گروهی که توان خرید مدل های

گرانتر را ندارند، به سمت آن خواهند رفت و هم افرادی که قصد هدیه دادن آن را دارند.

اما "فیل شیلر" یکی از مدیران بازاریابی اپل،در خصوص توجیه وجود مدل 16گیگابایتی گفته است که در مقطع فعلی که همه‌چیز به سمت آنلاین شدن پیش می‌رود، فضای ذخیره‌سازی محلی بیش از هر مقطع دیگری اهمیتش را از دست داده و گفت که امیدوار است در آینده، با وجود سرویس‌هایی نظیر آی کلاد، کاربران دیگر به گیگابایت‌ها فضا روی دستگاهشان برای ذخیره‌سازی اطلاعات نیازی نداشته باشند.
سخنانی که شبیه به تلاش برای گول زدن بچه های دو ساله است! اگر آنها واقعا چنین تفکری داشتند باید آن را با
ارائه نکردن مدل 128گیگابایتی نشان میدادند، نه حذف مدل 32گیگابایتی. از طرفی، همه میدانند که اپل در فضای ابری آیکلاد نیز مانند هر چیز دیگری گران فروشی میکند و فضای رایگان آن نیز کم است.
درواقع این کار مثل این است که خودتان ویروسی را پخش کنید و بعد برایش دارو بفروشید.

شرکت IHS آمار های دیگری نیز درباره جزئیات هزینه های تولید و قیمت خرده فروشی محصولات اپل منتشر کرده که بد نیست نگاهی خلاصه به آن داشته باشیم تا بفهمیم چرا این کمپانی اینقدر ثروتمند است.

طبق برسی ها آیفون6 برای اپل 200 تا 247 دلار تمام میشود و آن را 649 تا 849 دلار میفروشد که مدل 128 گیگابایتی بیشترین حاشیه سود را دارد.
قیمت تمام شده آیفون۶ پلاس را هم از ۲۱۶ تا ۲۶۳ دلار تخمین زده‌اند. در حالی که اپل آن را ۷۴۹ تا ۹۴۹ دلار می‌فروشد.
اپل واچ نیز برای این کمپانی 84 دلار آب میخورد که آن را 349 دلار میفروشد. نسبت هزینه‌ سخت‌افزار به قیمت خرده ‌فروشی ساعت اپل در مقایسه با این نسبت در گوشی‌های اپل، پایین‌ترین نسبت محسوب می‌شود.

طبق گزارشات، اپل با معرفی هر نسل جدید از محصولات خود دائماً در حال افزا یش حاشیه سود آنهاست، بطوری که این میزان از زمان معرفی اولین آیفون که 55 درصد بود اکنون به بیش از 70 درصد رسیده است.

اما جالب ترین بخش آن مربوط به هدفون های بیتس است که اپل آنها را تا 300 دلار میفروشد در حالی که بین 14 تا 40 دلار برای این کمپانی هزینه دارند. یعنی اپل برای هدفون‌های خود حاشیه سود ۸۷ تا ۹۵ درصدی را در نظر گرفته است!

بله! اینها فقط بخشی از دلایلی هستند که کمپانی اپل اینچنین درآمد های نجومی دارد و سود سالانه آنها به میزان چشمگیری از کمپانی های قدرتمندی مثل گوگل و حتی آمازون هم بیشتر است.

اما جاه‌طلبی های این کمپانی آمریکایی مرز ندارد و فقط دامن گیر مشتریان نمیشود.
اپل اصلاً طاقت ندارد که اینهمه جذابیت برندش با اینهمه هوادار متعصب، فقط به حوزه فروش دیوایس و نرم افزار محدود شود و هدر برود.لذا با جدیت در حال گسترش تشکیلات خود و دخول به تجارت های سودمند دیگر است، اما طبق معمول سبک رقابتش گستاخانه و غیراخلاقیست.

اخیراً اپل صنعت پخش آنلاین موسیقی را پرسود ارزیابی کرده و به آن هجوم برده است.آنها شدیداً در حال تشویق کمپانی های موسیقی هستند تا از عقد قرارداد با سرویس های رقیب مانند "اسپاتیفای"  و "یوتیوب" دست بکشند. شکایاتی هم از اپل صورت گرفته مبنی بر اینکه آنها قوانین رقابت عادلانه را نقض کرده‌اند و این پرونده در حال برسی است.تحلیلگران بر این باورند که اپل قصد دارد در آینده نزدیک، یکه تاز صنعت پخش موسیقی آنلاین شود،هرچند که در آغاز راه شروع خوبی نداشته و سرویس نوپایشان با ایرادات زیادی روبروست.

اپل حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و در حوزه موسیقی دست به اعمال گستاخانه تری نیز زده است.
وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد که بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ اپل برخی از موسیقی‌های ذخیره شده روی آیپادهای مشتریان را بدون هیچ اخطار و اطلاعی پاک کرده است. دلیل این امر هم تعلق این آهنگها به سرویسهای موسیقی رقبا بوده است.
اپل نتنها آهنگهای کاربران را حذف کرده است، بلکه آنها هرگاه آهنگی از شرکتهای رقیب را روی دستگاهی شناسایی کردند، کاربر را مجبور به Restore دستگاهش نموده‌اند. و پس از انجام ریستور هم، دیگر کاربر قادر به سینک آهنگهای متفرقه‌ نبوده است.

"آگوستین فاروگیا" مدیر امنیت اپل می‌گوید آنها به دلایل امنیتی کاملاً قانونی آیپادها را ریستور کرده و آهنگها را حذف می‌کرده‌اند. وی می‌گوید اپل هیچگاه در خصوص حذف آهنگها توضیحی به کاربران نمی‌داده است، زیرا «نمی‌خواسته آنها را سردرگم کند!» (باز هم استدلال های بچگانه)
این اطلاعات از مشروح مذاکرات دادگاه اپل استخراج شده اند. در این دادگاه رقبا مدعی‌اند اپل با استفاده از آیپاد و آیتونز استور، هرگونه امکان رقابتی را در نطفه خفه کرده و جایی برای رویارویی باقی نگذاشته است.

حتی عکس این فرایند هم توسط اپل انجام شده است.
چندی پیش اپل آلبوم جدید گروه U2 را به صورت اتوماتیک برای تمام دستگاه هایی که به ios8 آپدیت شده بودند، دانلود کرد و شرایطی را هم ایجاد کرد که کاربران نتوانند به راحتی آن را پاک کنند(یعنی حتما آن را گوش کنند).
در نهایت هم بعد از شکایات و انتقادات فراوان،مجبور شدند صفحه ای را برای چگونگی خلاص شدن از شر این آلبوم ایجاد کنند.بطور کل تعبیر این رفتارها از سوی اپل این است که آنها دچار این ذهنیت شده اند که میتوانند به کاربر بگویند "آنچه ما صلاح میدانیم را گوش کن و آنچه به صلاح (ما) نیست را حتی روی دستگاهت هم نداشته باش.اما اینکه دقیقاً سرمنشاء وجود این ذهنیت چیست و کجاست،موضوعیست که باید در آن تامل و بحث نمود.

اپل همچنین در مقابل صنعت پرسود خودرو نیز بی تفاوت ننشسته و قصد ورود به این صنعت را دارد.
اما یک چالش بزرگ در این راه وجود دارد و آن این است که آنها نمیتوانند با روش همیشگی خود،دست به قلم شوند و یک خودرو با ظاهری سحرآمیز طراحی کنند و بگویند ما اتومبیل را هم دوباره اختراع کردیم! چراکه آنها هیچ تخصص و سابقه‌ای در این زمینه ندارند. پس راه حل چیست؟ بله! استثمار.
اما متاسفانه از آنجا که اپل حتی در حوزه تخصصی خود یعنی تقلب و استثمار هم نمیتواند خلاقیت به خرج دهد، یک شیوه کلاسیک تقلب تجاری یعنی دزدیدن کارمندان دیگر شرکت ها را انتخاب کرده است. که البته با توجه به منابع عظیم مالی آنها،اصلا هم کار دشواری نخواهد بود.

به گزارش وال استریت ژورنال، اپل با پیشنهاد شرایط و مزایای بسیار بهتر کار، تاکنون چندین کارمند از شرکتهای مختلف حوزه خودرو از قبیل فورد،تسلا،جنرال موتورز،مرسدس بنز و غیره را قاپیده است.
"ولفانگ برنهارد" رئیس دایملر نیز در این مورد میگوید: دایملر با فعالیت شرکتهایی چون اپل برای سرقت کارمندانش برآشفته و سردرگم نخواهد شد.

شاید هضم این مورد کمی سخت تر باشد اما اپل حتی نداشتن سهم از کسب و کار اپراتور ها را هم بر نمیتابد!
بر اساس پتنت ثبت شده، آنها در حال کار بر روی پروژه ای تحت عنوان "شبکه مجازی اپل" هستند که طبق آن کاربر باید هزینه های مربوط به تماس ها،اینترنت و غیره را مستقیما به اپل پرداخت کند.

همچنین طبق گزارش سایت "Variety"، اپل درحال تدارک برای ساخت محتوای تصویری مخصوص خود، از قبیل فیلم و سریال و برنامه‌های تلویزیونی است تا با سرویس هایی نظیر "نتتفلیکس" و "آمازون ‌پرایم" رقابت کند.

حتی اگر از زاویه منابع و نیروی انسانی هم کمپانی اپل را مورد برسی قرار دهیم،بازهم چیزی جز استثمار گری و سیستم فئودالیستی نخواهیم یافت.
درواقع ساختار این کمپانی از ابتدا به گونه‌ای بوده که در آن مدیران نقش ارباب و بقیه رعیت هستند و در طبقات مختلف رعیتی تقسیم میشوند.از کارگران خط تولید در چین که بردگان مطلق و در قعر هرم استثمار هستند گرفته تا مشتریان که بردگان محترم هستند.
نمود این پدیده را هم میتوان در اینجا دید که حقوق 9 نفر مدیر اصلی این شرکت از حقوق 95000 نفر کارگر آنها در چین بیشتر است.اما جزئیات دیگری هم در این رابطه وجود دارد.


وخامت اوضاع کارگران در کارخانه های تولید محصولات اپل به قدریست که موجب خودکشی 14 کارگر شده!
برنامه "پانوراما" ساخته بی‌بی‌سی، بطور مخفیانه گزارشگران خود را به داخل خطوط تولید اپل فرستاده و از آن فیلمبرداری کرده است. این مدارک نشان میدهند که اپل بطور گسترده، حقوق کارگران را نقض میکند.

فیلم پخش شده در این برنامه، کارگران خسته‌ و بعضاً خردسال را نشان می‌دهد که در شیفت‌های ۱۲ ساعته از شدت خستگی خوابشان می‌برد.
یکی از گزارشگران برنامه که در پوشش کارگر در بخش تولید قطعات کامپیوترهای اپل مشغول بود، باید ۱۸ ساعت متوالی کار می کرد و به درخواست‌های مکررش برای داشتن یک روز تعطیلی توجهی نمیشود.

گزارشگری دیگر که طولانی‌ترین شیفت کاری‌اش ۱۶ ساعت بوده می‌گوید: "هربار که به خوابگاه برمی‌گشتم، نمی‌خواستم قدم از قدم بردارم. با وجود احساس گرسنگی هم توانی برای بلند شدن نداشتم. تنها چیزی که می‌خواستم، این بود که دراز بکشم و استراحت کنم. حتی از شدت استرس، شب‌ها هم نمی‌توانستم بخوابم."
در فیلم برای مدتی در سالن تست آیفون6 حتی یک فرد بیدار هم دیده نمیشد!
این گزارش می‌گوید اضافه کاری قرار است داوطلبانه باشد، اما هیچ گزینه‌ای به کارگران پیشنهاد نشده است.
علاوه بر ساعت‌های کاری اضافه بر سازمان، یک کارگر مجبور بوده که قبل و پس از کار در جلساتی حاضر شود که پولی بابت آن پرداخت نمیشد. محل اقامت یک گزارشگر دیگر یک اتاق تنگ بود که باید با ۱۲ کارگر دیگر به صورت مشترک در آن زندگی می‌کرد.

"پانوراما" همچنین به جزیره "بانکا" در اندونزی، جایی که دیگر حلقه تامین‌کننده اپل در آن قرار دارد، سفر کرده است.
اپل می‌گوید که درباره بهره‌برداری از مواد معدنی، قواعد اخلاقی را اجرا می‌کند، اما برنامه پانوراما شواهدی یافته است که نشان می‌دهد مقادیری قلع که از معادن غیرقانونی بهره‌برداری می‌شود، به چرخه تولید این شرکت راه پیدا کرده است.
تصاویر برنامه نشان می‌دهد که کودکان، با دست و در شرایط بسیار خطرناکی، سنگ معدن قلع را بیرون می‌کشند. آن هم در معادنی که اگر دیوارهای شنی یا گلی فرو بریزد، معدن‌کاران زنده زنده دفن خواهند شد.
در برنامه پانوراما، پسربچه ۱۲ ساله را می‌بینیم که با پدرش در قعر ۷۰ فوتی (۲۱ متری) یک صخره‌ شنی کار می‌کند.او می‌گوید: "من نگران رانش زمین هستم. از قعر تا سطح زمین همیشه در حال لغزش است. پس هر آن احتمال دارد که رانش زمین اتفاق بیفتد."

بله! همانطور که می بینید،اگر تمام دنیا هم از قدرت و خلاقیت اپل تمجید کنند،خود این کمانی بهتر از همه میداند که واقعاً چه در چنته دارد و کجای بازی ایستاده است.
بنا بر این، همواره در حال تلاش برای میانبر زدن چالش ها و رد شدن از موانع با اتکا به روش های غیراخلاقی، غیرمنطقی،غیرحرفه ای و حتی غیرانسانی است.

درواقع اپل مانند طبلی توخالیست که قدرت و ماهیت وجودی آن کاملا وابسته به جذابیت های ظاهری برند و محصولات در کنار ظاهربینی مشتریان و کوته فکری طرفداران متعصب و صد البته پول های کلان بی توجیهی است که به سمت آن روانه میکنند.
و هرچقدر هم که این حمایت ها بیشتر شود، صدای این طبل بلندتر و گوشخراش تر میشود.

بازی به سبک اپل، پر است از تقلب‌ها،عوام فریبی ها،سوءاستفاده از منابع مالی،اعمال ضد رقابتی و استثمار.
چراکه آنها از ریشته برای خدمت به خود ساخته شده‌اند و پیشرفت دنیای تکنولوژی و کیفیت زندگی بشر، چیزیست که اگر با منافعشان منطبق نباشد هرگز اهمیتی برای آنها نخواهد داشت. اما بسیار سعی میکنند که عکس این واقعیت را نشان دهند و از خود تصویری بشر دوست و حامی تکنولوژی بسازند تا مردم راحت تر بتوانند برای پرداخت مبالغ هنگفت و بی دلیل به آنها و تبعیت از دیکتاتوری های سودجویانه شان خود را قانع کنند.

مدیران شرکت های واقعی با سری افراخته به روی سن می آیند و به خبرنگاران با افتخار میگویند که در سال گذشته چقدر نوآوری و اختراع داشته‌اند، چقدر توانسته‌اند زندگی را برای بشر آسان تر کنند و چه خبر های خوشی برای جامعه تکنولوژی و مصرف کنندگان آن دارند.
اما مدیران اپل با همین حالت روی سن می آیند و به حضار میگویند که توانسته‌اند بیش از 500 میلیون آیفون بفروشند، توانسته‌اند تمام رکورد ها را در زمینه درآمد و سود خالص بشکنند و چه خبر های خوشی برای سهام داران و سرمایه گذاران دارند.

اما نیازی به گفتن نیست که عمده این ثروت و حمایت ها از سوی افرادی است که آلوده ویروس روانی اپل شده اند و در صورت پاک شدنشان این کمپانی متلاشی خواهد شد.جامعه ای که خود قابل تفسیر و برسی است.

 

برگرفته از
Apple
لینک کوتاه
برچسب ها

دیدگاه

0 دیدگاه برای “جهان در دوراهی استثمار و تکنولوژی – بخش دوم”
  1. یکی از بهترین مقالاتی بود که تا بحال خوندم. واقعیت تلخه و کسانی که کورکورانه و متعصبانه از یک بِرند طرفداری میکنن ، هرگاه موضوعی علیه اون مطرح میشه ، شروع به بد و بیراه گفتن میکنند. حالا اینجا بحث اپل بود ،ولی فرقی نداره. تعصب چشم آدم رو به روی واقعیات میبنده.اما در مورد اپل. من موندم که این اپل ، کوچکترین و ساده ترین کارهایی رو که دیگران قبلا انجام دادند ، تازه داره انجام میده و دائم صحبت از نوآوری میکنه و جالب اینکه طرفداران متعصبی هم داره که چشم و گوش بسته ، فقط تعریف و تمجیدش میکنن.
    زندانیانی که از رنگ شدن میله های زندانشون و تعویض قفل در سلولشون به وجد میان و شادی میکنن!!!
    من شخصا کیفیت محصولات اپل، مثلا آیفون رو دوست دارم ، ولی طرز تفکری که پشتشه و باعث تولید چنین سیستم عاملی میشه که دوست داره انسانها رو در اسارت و زندان خودش نگه داره و به اونا اجازه ارتباط با سایرین رو نده(به بهانه های تکنولوژیکی و …) و یا خیلی محدودیت ایجاد کنه و انحصار طلب باشه رو اصلا دوست ندارم. اگه هیتلر و صدام دیکتاتور بودند ، اپل هم دیکتاتور اقلیم اسمارت فونهاست که بدترین رفتار رو با شهروندان سرزمین خودش داره. اگه کسی هم در جواب بگه که خیلی ها هستند که طرفدار پر و پاقرص اپلند، سوال میکنم که مگه هیتلر و صدام هم طرفدارای دو آتیشه نداشتند؟
    دوام و بقای دیکتاتورها به طرفداران آنهاست. حالا یه سری از این طرفدارا یه نفعی بهشون میرسه و برخی هم سودی نمیبرند ، فقط از سر جهله که مرید شدند و باعث تقویت دیکتاتور میشن.

  2. سلام و احترام به نویسنده عزیز که اینقدر زیبا داره حرص خوردن خودشو نشون میده .
    عزیزم شما اگه SAMSUNG E250 دستته و از این بیشتر در توانت نیست که بخری چرا یه برند رو میکوبی آخه ؟
    بیا من 3GS خودمو که چندین سال پیش داشتم و الان بدردم نمیخوره بدم بهت کار کنی باهاش ، ببینم فردا یه متن باحال نمینویسی براش؟
    نکن برادرم ، نکن ، اصن پیداست وقتی داشتی مینوشتی با یه دست میزدی تو سرت با یه دست مینوشتی.
    اگه 3GS خواستی بگو بهت میدم ، پولم نمیخوام.
    فدای اپل و طرففففففففففداراااااااااااااااااااااااااااااااش…..

  3. دیگه به قرآن از این بیشتر در توانت نبود زد اپل بگی
    فقط این بگم اصلا در حدی نیستی عزیزم راجب با ارزشترین برند جهان نظر بدی
    از زور توهم شده ماه اینده یه عکس از خودم با 3تا 6s میزارم D:

  4. نویسنده ی محترم سلام و خسته نباشید شما از الکترونیک چه میدانید؟! تمام شرکتهایی که شما می فرمایید چنین و چنان کردند چرا در ساختن یک سوکت شارژ تلفن همراه و تبلت عاجزند چه برسد به ساخت تلفن همراه هوشمند و………. خودتان قضاوت کنید.

    1. همینکه سرمون رو مثه کبک زیر برف نکنیم و الکی متعصب نباشیم ب نظر من بهترین درآمدی هست ک از طریق اشنایی با این دسته از مقالات به دست میاد.
      در ضمن اگه چیزی به شما نمیرسه چرا از اول مطالعه کردی؟