درون آزمایشگاه فوق سری تولید ابزارهای جانبی اپل چه خبر است؟

نویسنده:

۱۱:۱۸:۴۴

خودی‌ها (کارکنان و متخصصان اپل) این مکان را Vallco Parkway می‌نامند. ساختمانی بی‌نام و غیرقابل وصف که تنها ۲۸۰ قدم سریع با ساختمان مرکزی  Infinite Loop در کوپرتینو فاصله دارد. این ساختمان در حقیقت مرکز عصبی حیاتی انگشتانی است که در سراسر دنیا از مکینتاش استفاده می‌کنند. اینجا لابراتوار Input Design است: محلی برای طراحی و تست نمونه‌های اولیه (پروتوتایپ) تمامی کیبوردها، ترک‌پدها و موس‌های جدید اپل. اینجا مکانی انباشته از گنجینه‌های ارزشمند ماشین‌آلات دقیق اپل است که می تواند قلب هر گیکی را همچون یک مته بادی به تپش و ضربان تند وا دارد.
 
تا کنون هیچ گزارشگر یا عکاس خبری نتوانسته حتی از دروازه عبوری این مکان بگذرد.  اما همزمان با عرضه سری جدید iMacها (و شاید برای کمک به پیاده سازی بهتر روحیه شفافیت در شرکتی کاملا بسته) بالاخره اپل درها را باز کرده (حداقل برخی از آنها را). و به تیم Backchannel اجازه داده تا درباره آی‌مکهای جدید و استراتژی کلی مکینتاشی اپل به صحبت  پرداخته و گردشی کوتاه در این آزمایشگاه فوق سری داشته باشند.
 
 
در آزمایشگاه تست کاربر، اپل سوژه ها را پشت کیبوردهای مختلف نشانده و با سنسورهای مختلفی آنها را سیم کشی می‌کند  تا چگونگی تایپ کردن انها و تاثیر آن را بر بدن انسان مورد اندازه‌گیری و سنجش قرار دهد. کیت برگران قائم مقام بخش اکوسیستم محصولات و تکنولوژی ها می‌گوید: «ما یک سری مطالعات داخلی در خصوص رفتار کاربران داریم که در ان مجموعه بزرگی از جامعه هدف واقعی انتخاب شده و مورد آزمون قرار می‌گیرند.» در حقیقت وی را می توان ملکه ابزارهای ورودی اپل دانست. «ما میزان خستگی و حافظه ماهیچه را مانیتور می کنیم و علاوه بر آن میزان دقت، صدای تولیدی و دیگر آزمونهای مورد نیاز را روی کیبوردها انجام می‌دهیم.
 
 
برگران می گوید: « دقت تایپ یکی از استانداردهای اندازه گیری است که ما استفاده می‌کنیم و از آن برای سنجش مدت زمان بازم برای کنار امدن کاربر با کیبورد جدید بهره می‌بریم». وی می‌گوید تست های تازه نشان داده که «کاربران بسیار سریعتر با آنها وفق پیدا می‌کنند و مرکز کلیدها را با دقت بیشتری پیدا می‌کنند.»
 
 
تیم Backchannel پس از آن به فضای امنیتی دیگر راهنمایی شدند که به گفته برگران آن را یکی از چندین «آزمایشگاه توصیف کارکردی» اپل می‌نامد. این آزمایشگاه با ابزارها و ماشین‌آلات عجیب و غریبی پر شده که اغلب آنها توسط اپل و برای تست  محصولات این شرکت سفارشی شده‌اند. بسیاری از آنها روباتهایی هستند که طبق یک متد و اسلوب خاص کلیک می‌کنند، تپ می‌کنند و اسکرول ماوس را جابجا می‌کنند تا کارایی و دوام انها را اندازه بگیرند. نتایج هم توسط نرم‌افزارهای اختصاصی ویژه‌ای تجزیه و تحلیل می‌شوند. او می‌گوید: «هر محصول جدیدی به تست های ویژه خودش نیاز دارد. لذا ما لوازم جانبی طراحی می‌کنیم تا بتوانیم محصول را تست کنیم. تیم در جهت تلاش برای تشخیص وضعیت و تشریح طراحی‌های متفاوت در سریع‌ترین زمان ممکن، مجموعه بسیار عظیمی از کارهای گوناگون را پیش رو دارند.»
 
 
ماشینی که در بالا می‌بینید یک دستگاه تپ کننده است. نوک آن چیزی شبیه یک پیچ‌گوشتی کوچک تعمیر عینک استکه هر کلید کیبورد را برای بارها و بارها فشار می‌دهد. برگران می‌گوید: «هر کیبوردی که ما امروزه وارد بازار می‌کنیم، حداقل ۵ نقطه تست را پشت سر می‌گذارد که ۴ نقطه در اطراف کییورد و یک نقطه در وسط آن است.»
 
 
یکی دیگر از ماشینهای این آزمایشگاه، ربات تایپیست است که برای آزمون استقامت و پایداری مورد استفاده قرار می‌گیرد. اپل در این تست بیش از ۵ میلیون کلید را می‌فشرد. در دموی شیوه عملکردی که برای خبرنگاران اجرا شد برخی دستگاه‌ها کارکرد جالبی را به نمایش گذاردند، اما گفته می‌شود برخی تست ها هم در کارخانجات تولیدی چین انجام می‌گیرند. البته در کنار تست نمونه‌های اولیه (پروتوتایپ)، اپل نسخه‌های مختلف محصولات تولیدیش را هم به شکل تصادفی تست می‌کند. این موضوع باعث شده که Input Lab همیشه پرکار و حتی شلوغ باشد.
 
 
و لابراتوار طراحی بدون پرینتر سه بعدی اصلا معنی دارد؟ اپل برای تولید قطعاتی همچون پایه‌های نگه‌دارنده ابزار در زاویه بهینه هنگام انجام تستها، از پرینترهای سه بعدی MakerBot  بهره می‌برد. 
 
 
اپل سعی دارد که ماوس و ترک‌پدهایش را روی سطوح مختلفی (شیشه، فلز، ملامین، چوب، بتن و…) تست کند. ملکه ابزارهای ورودی اپل می‌گوید: «ما سعی داریم دریابیم که بر روی هر نوع میز، چه نوع هندسه‌ای کاربردی‌تر است.» بازوی رباتی این ماشین وظیفه کشیدن و هل دادن انگشتان روی ترک‌پدی را دارد که بر روی پلتفرمی چوبی سوار شده است.
 
 
جان ترناس، نایب رئیس بخش مهندسی مک، آیپد، اکوسیستم و صدا می گوید: «ما تکرار و تلاش بسیار زیادی را از سر می‌گذرانیم تا به کلیک صحیح دست یابیم. تا بتوانیم تجربه‌ای جادویی را برای کاربر فراهم آوریم.»
 
 
هر کیبوردی آغازگر یک چالش تازه و متفاوت برای اپل است که باید مکانیسم مورد استفاده پشت کلیدها برای هر یک از دستگاه‌های تولیدی این شرکت به شکل جداگانه‌ای سفارشی سازی شود. برای اطمینان از اینکه طرح‌های ارائه شده کارایی لازم را دارند، اپل بارها نسخه‌های آزمایشی گوناگونی در اندازه بزرگتر از کیبورد طبیعی می‌سازد که حتی گاهی به اندازه کلیدهای پیانویی هستند که تام هنکس در فیلم Big (لینک http://www.imdb.com/title/tt0094737/) روی آنها می‌رقصید. در تصویر بالا اگر نگاهی دقیقتر به میز بلند سمت چپ، نزدیک صندلی داشته باشید، می‌توانید نمونه‌های تستی اپل برای آماده سازی کیبورد جدید را ببینید.
 
 
در این اتاق آکواستیک، اپل صدای محصولات تولیدیش را تست می‌کند. ترناس می‌گوید: «برای دست یابی به لمس درس، لازم است که شما صدای درست را هم بشنوید.  این اتاق که با قطعات بزرگ آکواستیک (ضدصدا) پوشانده شده، بخش مرکزی سیستمی است که اپل برای تشخیص بخشهای کوچک تولید صدا خلق کرده است. آنها از این تجهیزات گسترده برای تست کیبوردهای مجیک تازه شان بهره برده‌اند. برگران می‌گوید: «به دلیل تفاوتهای ساختاری میان نسخه‌های اولیه و محصولات نهایی، این کیبورد ویژه لازم است که واقعا مانیتورینگ و کنترل کیفی سخت‌گیرانه‌ای را پشت سر بگذارد و توجه به تولید یک مکانیسم عالی برای این کار واقعا اهمیت دارد. در تکرار آزمایشها ممکن است در این مکانیسم صدایی تولید شود که آن را دوست نداشته باشیم. لذا دوباره کار را از اول شروع می‌کنیم و از مواد دیگری استفاده می‌کنیم تا مطمئن شویم مصرف کنندگان بهترین صدا را از کیبوردها می‌شنوند.»
 
 
هنگامی که اپل Magic Trackpad 2 جدیدش را تست می‌کرد، سعی داشت که صدای آن را هم به خوبی کوک کند. هر دو شیوه کارکرد «Press Click» و «up Click» باید صدای صحیح و مناسبی داشته باشد. در حالی که اندازه‌گیری ماشینی میزان صدا  و همچنین ثبت امواج صوتی تولیدی امری بسیار گرانبها در این تستها است، اما سرانجام صدای صحیح و درست باید توسط کاربران انسانی تشخیص داده شود. ترناس می‌گوید: «ما در اطراف اتاق می‌نشینیم و تعدادی از نیروها نتها را می‌نوازند، آنگاه در می‌یابیم که این صدای کلید زیادی بلند است و لازم است کمی تغییر کند. سرانجام پس از این آزمون تصمیم نهایی اخذ می‌شود. و همه چیز بستگی به این دارد که ما چه احساسی از صدا داشته باشیم.»
 

 
 

برگرفته از
آزمایشگاه فوق سری
لینک کوتاه

دیدگاه