یاد اول همه‌ی آشنایی‌ها بخیر…

نویسنده:

۱۲:۱۴:۲۸

مجله اینترنتی فوت و فن
چند سال پیش بود که اولین خرید اینترنتی خودم رو کردم. اون روزا تازه فروشگاهی اینترنتی به نام چاره باز شده بود و من هم در به در دنبال شارژری برای لپتاپم بودم. هیچ جا گیرم نمیاومد. به ناچار دست به دامن اینترنت شدم، این فروشگاه اینترنتی شارژر رو داشت. اما سفارش دادنش ریسک بود اون روزا تعداد کمی از این شرکتها بودن و هیچکس خرید اینترنتی نمیکرد، کسی اعتماد نمیکرد،  ولی ما دل و زدیم به دریا و خریدیم و با کارت پرداخت کردیم. رمز دوم کارتم اون وقتا واسه خریدن کارت شارژ  ایرانسل برای گوشی سونیاریکسون k 510 بود. خلاصه دکمه رو زدیم و کلی پول ازمون کم شد منتظر موندیم. همه میگفتن رفته تو پاچت، پولتو خورد،  من به خودم دلداری می دادم و به اونا میگفتم عصر عصر تکنولوژی و شما نمیفهمید. آقا بلاخره شارژر رسید دست ما و نفس راحتی کشیدیم. بسمالله گفتیم و خرید اینترنتی رو در زندگی شروع کردیم. شدیم تبلیغ کننده بی جیره و مواجب چاره. هرکی هرچی میخواست ما میگفتیم بذار چک کنم ببینم داره؟ 

چند سال بعد دوستم در رابطه با فروشگاهی گفت که مثل چاره است ولی فقط موبایل میفروشه. ما هم به غیرت چاره-ایمون برخورد و گفتیم "نع" بعد که رفتیم نگاه زدیم دیدیم بد نیست ها.
فکر کنم اولین خریدی که کردم یه کیبرد تبلت بود اول به دوستمون که تو کار کامپیوتر بود گفتیم یه قیمت بگیره از تهران ببنیم قیمت بهتری گیرش نمیاد. اونم زنگ زد به نمایندگی اون جنس اونم گفت "سیصد و خوردی!" علامت تعجب چرا؟ چون این فروشگاه اینترنتی زده بود "صد و خوردی!" ما هم به نمایندگی جنس تو تهران گفتیم و اونم داد زد " نه آقا دروغه! این اون جنس نیست! تقلبیه!" ما هم گفتیم  "اقا خود جنس اشتباه میکنی" اونم گفت "خب برو بخر تا ببینی! اگه اینطور باشه من همش رو میخرم اینا بازار ما رو خراب میکنن". ما هم عصبانی شدیم و جنسو سفارش دادیمو وقتی اومد دیدیم خود جنس، اصله اصله. به نمایندگی تهران گفتیمو ال وعده وفا صبح که این فروشگاه اینترنتی خوش قیمت رو چک کردیم دیدم اون کالا که ما خریدیم زده "ناموجود". اسم این فروشگاه اینترنتی دیجیکالا بود.

وقتی با دیجیکالا آشنا شدم میلم به چاره کمتر شد اولها دیجی تنوع زیادی نداشت من بیشتر خریدام از چاره میکردم، اما دلم پیشه دیجی بود. قیمتاش خوب بود و "نظر کاربرانش" خیلی کمک میکرد پس اول اونو چک میکردم بعد چاره. کم کم  زرق و برق دیجی بیشتر شد و وجنات بهتری پیدا کرد دل ما رو بطور کلی برد. دیگه حتی با چاره تماس هم نگرفتم، کلا ارتباط با چاره کات! تمام وقت، تمام خریدهام رو با دیجیکالا میگذروندم پیشنهادهای ویژه ای (که از نظر خیلی فروشگاههای دیگه بیشرمانه بود) کاملا جذبم کرده بود، از نظراتش کاملا استفاده میکردم اونها رو بدون چون چرا میپذیرفتم.

چند سال گذشت دیجی کالا بزرگتر بزرگتر شد. آوازش دیگه به گوش همه رسید و همه اول برای خرید پیش اون میرفتن، اگه حتی خرید نمیکردن از نظراتش استفاده میکردن. رابطه منو دیجی هم استوار و پا برجاتر شده بود. البته یه بار شده بود که چیزی که خواسته بودم رو بهم پست گفت خودتون باید بیاید تحویل بگیرید با وجودی که  من هزینه پستی رو کامل پرداخت کرده بودم. وقتی با نارحتی به دیجی گفتم  بهم گفت "تقصیر من نیست تقصیر پسته، میخوای باهاش تماس بگیرم؟ ". منم گفتم نه اشکالی نداره. بلاخره تو یه رابطه این چیزا هست.

روزا گذشت یه روز یکی بامیلو رو به من نشون داد و گفت "اینم خوب ها" من با غیرت زیاد اول نگاه کردم بعد دیدم نه واقعا قیمتاش خوبه. پیش خودم گفتم "یعنی میشه یکی دیگه مثل دیجی باشه؟" بعد خوب نگاه کردم و دیدم قسمت نظراتش خالیه، دیدم کلا نظری در رابطه با هیچی نداره، اصلا هم مثل دیجی مرتب و منظم نیست از رنگشم خوشم نمیاد. جوری غیرتی شده بودم که وقتی دوستم گفت "بابا هیچ فرقی نداره" گفتم "بیا من دوتا جنس سفارش میدم یکی از دیجیکالا و یکی از بامیلو، ببینیم کدوم زودتر میرسه!" سفارش دادیم و دیجی دو روزه رسید بامیلو ۴ روزه. لبخند رضایت و موفقیتی بود که رو لبام نقش بست تا چند ماهه پیش…

چند ماهه پیش یه گوشی به دیجی سفارش دادم هیچ جا گیر نمیاومد اما مثل همیشه دیجی سرافرازم کرد. عجلهای بود. زود سفارش دادم. دو روز شد سه روز، زنگ زدم گفتم "چی شد؟"  گفت "سرم شلوغه ولی واست پست میکنم،  ببخشید". سه روز شد پنج روز زنگ زدم گفت "تقصیر من نیست تقصیر پسته ولی من بخاطر تو یکاریش میکنم". پنج روز شد یک هفته یک هفته شد ده روز زنگ زدم  گفت " تقصیر من نیست تقصیر پسته من پیگری میکنم باهات تماس میگیرم". تماس نگرفت. زنگ زدم گفت "همین الان میخواستم بات تماس بگیرم مشکلت رو حل کردم به زودی میرسه دستت"، بعد دید من دیگه خیلی ناراحتم گفت "ببخشید خیلی اذیتت کردم". ده روز بعد من دیگه عصبانی با پست تماس گرفتم گفتن "بیا خودت تحویل بگیر مگرنه یه هفته دیگه طول میکشه". رفتم تحویل گرفتم. عصبانی بودم ولی حوصله عذرخواهیهای خشک خالی دیجی رو نداشتم. گذشت پیشنهادهای ویژه دیجی دوباره من نرم کرد و جذبش شدم ولی مردد. دوباره یه جا گیر کردم و وسیله که می خواستم فقط دیجی داشت اونم با تخفیف! گرفتم سه روزه به دستم رسید. اما وقتی رسید بسته له شده بود. ترسیدم آخه یه لپتاپ بود. در بسته رو باز کردم دیدم کارتون لپتاپ توی یک کارتون بسیار بزرگتر دیجیکالا بین دوتا کیسه هوای کم باد در حال بازی کردنه. خوشبختانه لپتاپ طوریش نشده بود ولی منو به فکر فرو برد که چرا دیجی اینجوری شده؟ 

رابطه ما در حال سرد شدن بود ولی با این وجود من چیزای رو سفارش میدادم. چند روز پیش دوباره یه سفارش فوری بهش دادم باز دیدم که ارسال نمیشه زنگ زدم گفت "سرم شلوغه ولی میفرستم". گذشت و نفرستاد، زنگ زدم گفت "سرم شلوغه میفرستم" نفرستاد، زنگ زدم میگفت "در حال مکالمه هست" و قطع میکرد. وقتی موفق شدم باش تماس بگیرم لبخندی زد و گفت "سرم شلوغه نمیتونم جواب بدم ولی واست میفرستم".  نمیدونم این لبخند از روی مهربانی بود یا تمسخر… هرچی بود دیجی دیگه دیجیه قدیم نبود. یاد اول همهی آشناییها بخیر. 🙂
 

 

برگرفته از
فروشگاه‌های اینترنتی
لینک کوتاه

دیدگاه