جهان در دوراهی استثمار و تکنولوژی – بخش اول

نویسنده:

۱۲:۰۴:۱۹

مجله اینترنتی فوت و فن
  داستان از کجا شروع شد؟

با آغاز انقلاب دیجیتال و اختراع ترانزیستور،راه برای تجاری شدن صنعت کامپیوتر های شخصی هموار گردید. در این میان،با پیوند دو استیو یعنی "استیو وزنیاک" و "استیو جابز"،کمپانی اپل در آوریل 1976 و در گاراژ خانه جابز متولد شد.

آنها کار خود را با ساخت کامپیوتر "اپل ‌وان" که تماماً به دست وزنیاک ساخته شده بود آغاز کردند و جابز نیز کار بازاریابی آنها را انجام میداد.
اما از آنجا که هیچ صنعتی بدون رقابت نخواهد ماند،کامپیوتر های ضعیف و گرانقیمت اپل نیز از همان ابتدا زیر سایه سنگین محصولات مایکروسافت قرارگرفت.

کارایی بالاتر و قیمت مناسب محصولات مایکروسافت از یک سو، و جاه‌طلبی های جابز برای کسب درآمد و تسلط بر بازار موجب شکست سخت اپل در آن زمان شد و تا مرز ورشکستگی پیش رفت.هنوز هم بسیاری از کارشناسان معتقدند که مقایسه مک و ویندوز مثل مقایسه یک اسکوتر با موتورسیکلت ریسینگ است!

در این شرایط،جابز که دست خود را در مقابل قدرت برنامه نویسان مایکروسافت و فروش بالای آنها خالی میدید،طرحی را پایه ریزی کرد که تا امروز نیز سیاست اصلی و هسته کمپانی اپل را میسازد:
طراحی و ساخت محصولاتی که حس خوبی به کاربر میدهند،به جای محصولاتی که واقعاً خوبند!

این سیاست در اولین نسل آی‌مک با قاب شفاف و طراحی فریبنده‌اش نمود پیدا کرد که فروشی عالی داشت و پس از مدتها اپل را به سوددهی رساند.جابز به خوبی دریافت که برای رقابت با محصولات کمپانی های بزرگ و قدرتمند،لازم است که به اندازه آنها قدرت داشته باشد،اما لازم نیست صرفاً برای فروش بیشتر مستقیم به جنگ با محصولات رقیب برود و البته فروش بیشتر نیز همه دغدغه او بود.جابز که یک بازاریاب خلاق بود، میدانست شرط فروش یک محصول این است که مشتری آن را ببیند،بپسندد و دست به جیب شود…!

و از طرفی واضح است که در حوزه تکنولوژی،عمده جامعه مصرف کنندگان فاقد اطلاعات فنی کافی هستند تا یک محصول مانند کامپیوتر یا سیستم عامل آن را برسی و انتخابی هوشمندانه داشته باشند وهمین باعث میشود هنگام خرید این لوازم نگاهی مانند خرید پوشاک و تنقلات داشته باشند و ویژگی های اغوا کننده ظاهری محصول، تاثیر بسزایی روی انتخاب آنها بگذارد و این موضوع کار او را راحت میکرد.

اما جابز با چالشی دیگر نیز مواجه بود.او میدانست هر سبک طراحی و برندی بالاخره روزی تکراری شده و به اصطلاح از مد می‌افتد!
بنابراین سعی در پایه‌ریزی اکوسیستمی بسته و منزوی داشت تا در صورتی که  کاربران بعد از مدتی ورود و آلوده شدن به آن، قصد خروخ از آن را داشته باشند، احساس کنند با کاری سخت روبرو هستند و منصرف شوند.

جالب است بدانید که در بحبوحه رقابت در صنعت نوشابه های گازدار در دهه 80 میلادی که کوکاکولا و پپسی قطب های آن بودند،پپسی یک نظرسنجی میدانی به راه انداخت وبه مردم دو لیوان نوشابه همسان،که در یکی پپسی و در دیگری کوکاکولا بود داد و علیرغم اینکه اغلب مردم پپسی را انتخاب کردند،اما آمار فروش چیز دیگری نشان میداد و فروش پپسی همواره کمتر از کوکاکولا بود زیرا به عقیده کارشناسان  مردم دوست دارند این نام را هنگام نوشیدن نوشابه روی قوطی ببینند. این تجربه گواه میدهد که پیدیده برندگرایی تا چه حد میتواند نقش تعیین کننده‌ای در فروش محصولات داشته باشد و امروزه،این یکی از ارکان اصلی تجارت به سبک آمریکاییست، سبکی که کمپانی اپل همواره بیشترین سود ممکن را از آن میبرد.
جابز در اندیشه ثروت یا پیشبرد تکنولوژی؟

در دوران حیات جابز، خودش و هواداران اپل همواره در تلاش بودند تا او را به عنوان یک نابغه و چهره‌ای تاثیرگذار در جهان تکنولوژی معرفی کنند و این تا حدی بود که حتی وزنیاک هم به او شکایت کرد که با وجود اینکه همه کارها را من انجام میدهم،چرا هر روز میشنوم که استیو جابز یک نابغه است!؟او نیز در پاسخ گفت که نوازندگان مینوازند و من ارکسر را رهبری میکنم!
پس از مرگ نیز به همین روال هواداران سعی کردند از او یک اسطوره بسازند که جهان مدیون خدمات اوست.
کارهایی مانند سفر به هند و بودایی شدن ویا تمایل به تردد در شهر با ماشین بدون پلاک برای تفاوت، شخصیت جابز را خاص و کاریزماتیک کرده بود و البته همین شهرت و سلبریتی شدن او به عنوان مدیر اپل نیز تاثیر مهمی در فروش محصولات اپل داشت و آنها همچنان در تلاشند تا با شیوه های جانبی و نامتعارف بازاریابی به

فروش خود بیافزایند.

جابز مردی سوری تبار و بود وعلاقه اش به پول وصف ناپذیر! تا جایی که در یک قرارداد با شرکت آتاری بابت طراحی برد الکترونیکی،جابز مبلغ پنج هزار دلار از آتاری دریافت کرد و به وزنیاک که او همه طراحی را انجام داده بود گفت که آتاری تنها هفتصد دلار پرداخت کرده و به او سیصد و پنجاه دلار داد.
و به این ترتیب به تنها شریکش که مغز متفکر اصلی شرکت نوپایشان بود هم رحم نکرد…!

وی حتی در اظهار نظری در مورد "بیل گیتس" موسس و مدیر وقت مایکروسافت گفت: "بیل قوه تصور خوبی ندارد و هرگز چیزی را اختراع نکرده است.او بطور بیشرمانه‌ای ایده‌های دیگران را می‌دزدد. به نظر من او در کارهای بشردوستانه راحت‌تر است تا تکنولوژی."
این درحالیست که خود او هم هرگز چیزی اختراع نکرده بود و برخلاف بیل گیتس،کار بشردوستانه هم بلد نبود.حتی پس از بازگشتش به اپل، ابتدا همه برنامه‌های بشردوستانه را لغو کرد.به گفته نیویورک تایمز،جابز معتقد بود بهتر است به توسعه اپل بپردازد تا کارهای بشردوستانه. بطور خلاصه همه سخنان و رفتار‌های جابز در منافات با یک شخصیت خلاق و برجسته حوزه تکنولوژی بود و میشد جاه‌طلبی را به وضوح در او حس کرد.
اپل در عصر آیفون…

میدانیم که امروزه آیفون مهم‌ترین و پرسودترین محصول اپل است.
در ژانویه 2007 استیو جابز از اولین گوشی آیفون که حتی نام آن هم مانند تک تک قطعات داخلیش از کمپانی های رقیب خریده شده بود رونمایی کرد.

آنها رونمایی از آیفون را با این شعار همراه کردند که «ما تلفن همراه را دوباره اختراع کردیم!» اما آنها واقعاً چه چیزی ساخته بودند؟محصولی کاملاً تجاری که به جای تمرکز بر کارایی و قابلیت‌های آن،به طرز عجیبی بر ویژگی های ظاهری و اغواکنندگی آن تمرکز شده بود.

با اولین نگاه به آیفون،میتوان دریافت که از طراحی بدنه گرفته تا جزئیات آیکون ها، تا چه حد تلاش بر ساخت محصولی سحرآمیز و فریبنده شده است.

محصولی که از کمترین قابلیت های ارتباطی و رسانه‌ای برخوردار بود. نامش گوشی هوشمند بود اما امکان نصب اپلیکیشن نداشت و علیرغم داشتن دوربین،تا دو نسل نمیتوانست فیلمبرداری کند.
اما اینها مایه نگرانی اپل نبود.آنها راه درستی را برای رسیدن به اهدافشان برگزیده بودند و به آن هم رسیدند.

در نخستین روز عرضه آیفون،مردم مقابل فروشگاه ها صف بستند! آن هم برای محصولی که شناختی از کارکرد آن نداشتند.درست مانند مردم 9 سال بعد که مقابل اپل استورها صف میبندند اما دقیقاً نمیدانند که چرا این محصول را میخرند.و این نشانه انتخاب هوشمندانه جابز در تعیین نقشه راه اپل در ابتدای کار است.

اپل در عرصه رقابت…

درست مانند زمان عرضه اولین کامپیوتر های خانگی اپل،آیفون نیز همواره با رقابت مواجه بوده.اما ایبار از سوی گوگل و با پلتفرم آندروید.اما  روشن است که راه این دو کاملاً از هم جداست!

در طرف اندروید گروهی از خلاقترین و ماهرترین برنامه نویسان هستند که تمام تلاششان را معطوف بر خلق پلتفرمی بدون محدودیت و کاربر محور میکنند که با انعطاف پذیری کامل بتواند روی هر دستگاهی با هر توانی اجرا شده و نیاز کاربران را از قابلیت های فنی گرفته تا شخصی سازی در کنار سرعت و امنیت بالا رفع

نماید. امنیتی توام با آزادی.

اما در طرف مقابل اپل قرار دارد که مثل همیشه رفاه کاربران را فدای برند و اسم رسم خود میکند و به بهانه های مختلف از قبیل امنیت و کپی رایت،کاربران را در حداقل آزادی عمل و امکانات قرار داده و در هر آپدیت به صورت اندک اندک آنها را اضافه میکند تا کاربرانش خوشحال باشند که دستگاهشان بطور منظم آپدیت دریافت میکند و مثلا میتوانند به جای چهار رقم از شش رقم برای رمز عبور استفاده کنند یا برای اسکرین‌شات ها پوشه جداگانه داشته باشند،مواردی که در آندروید اصلاً آپدیت به حساب نمیایند که گوگل بخواهد به آنها اشاره کند.

حتی در زمینه آپدیت های فنی نیز اپل به قدری غیرحرفه‌ای عمل میکند که بعد از عرضه گوشی های جدید خود یعنی آیفون6 و آیفون6پلاس آپدیتی منتشر کرد که آنتن و سنسور اثرانگشت این گوشی ها را از کار انداخت و سپس در کمال شرمساری از کاربران خواست به ورژن قبلی برگردند و منتظر آپدیت بعدی باشند!
اگرهم گاهی آپدیت مفید و کاربردی به این سیستم اضافه شود نیز،عمدتاً از قابلیت‌های ساده و کهنه آندروید خواهد بود که موجب هیجان کاربران تشنه امکانات اپل میشود و افتخار میکنند که دستگاهشان همواره بروز است.

باید بدانید کمپانی اپل قبل از اینکه یک تولید کننده لوازم کامپیوتری باشد درواقع یک اسمبل کار کار محصولات کامپیوتریست.کاری که اپل میکند این است که قطعات را طراحی و سفارش تولید آنها را به کمپانی های دارای قدرت ساخت قطعه از قبیل تی‌اس‌ام‌سی،سامسونگ،سندیسک،ال‌جی،توشیبا، سونی و غیره میسپارد و آنها را در کارخانه های مونتاژ در چین، سرهم میکند،که همین مسئله موجب بالارفتن قیمت تمام شده هر دستگاه میشود اما باز هم اپل سود سرشاری از فروش هر دستگاه کسب میکند که این جای تأمل دارد.

با این حال اپل همین امر که خودش تمام بخش های سخت افزاری و نرم افزاری آیفون هایش را طراحی میکند را تبدیل به ابزاری قوی برای تبلیغات کرده و ادعا میکند این امر موجب بهبود عملکرد آیفون میشود.تبلیغاتی که البته هدف آن فقط قشر فاقد معلومات کافی در این زمینه است،چراکه همه میدانیم که اگر سیستم عامل باز و انعطاف پذیری مانند آندروید در اختیار داشته باشید به راحتی میتوان آن را با هر سخت افزاری منطبق کرد و اگر هم چنین نبود،محال است کمپانی های بزرگ اجازه دهند سخت افزار های قوی پرچمدارانشان به خاطر چنین مشکل پیش پا افتاده‌ای طلف شود و هرکس برای خود سیستم‌عامل جدا طراحی میکرد. بطور کلی اینگونه تبلیغات فقط برای منحرف کردن ذهن کاربران به سمت مسائل غیرواقعی و فروش بیشتر است.

در دنیای امروز نیز درست مانند چهل سال پیش کسی محصول خوب تولید میکند که قدرت بیشتری در آن حوزه داشته باشد و اپل همچنان در حال فرار از این واقعیت تلخ است.
آنها با توسل به ظاهرسازی و شستشوی مغزی کاربران، از خود ظاهری موجه و دلسوز دنیای تکنولوژی ساخته‌اند درحالی که تمام تفکرشان گسترش بازار فروش و اکوسیستمشان است.

اپل همچنان توانی برای ساخت محصولی که کاربران را شگفت‌زده کند ندارد و تنها چیزی که موجب شگفتی ما هنگام خرید محصولاتشان میشود،برچسب قیمتشان است.
از سوی دیگر اپل و هوادارانشان مدام در تلاشند تا دستاورد های تکنولوژیک و ارزشمند دیگر کمپانی ها را امکاناتی روی کاغذ و بی اهمیت جلوه دهند،در حالی که خودشان با ولع چشم به استارتاپ ها و کمپانی های کوچک دوخته‌اند تا در صورت یافتن دستاوردی جدید به سرعت آن را خریده تا ذره‌ای به تکنولوژی خود بیافزایند (مانند بیتس، اسکنر انگشت و پتنت‌های مختلف.)

اگر ادعا های اپل و طرفدارانش در مورد عملکرد پایین تر محصولات رقیب نسبت به آنها ذره ای صحت داشت،  محصولاتشان حداقل در یک تست که امکانات واقعی و عملکرد دستگاه را بسنجد سربلند بیرون میامد.

مسئله دیگری که بسیار مورد تاکید اپل و هواداران است مسئله امنیت است.
هیچکس نمیتواند منکر این باشد که امنیت مسئله مهمی در گوشی های هوشمند است اما امنیت نیز قیمت معینی دارد و منطقی نیست که هرچیزی را فدای آن کرد،مخصوصا اگر بخواهد هوشمند بودن گوشی را زیر سوال ببرد.
شاید در گذشته و در سال های اولیه عرضه آندروید ضعف هایی از لحاظ امنیتی به دلیل متن باز بودن در آن وجود داشت اما آندروید امروز دیگر آندروید شش سال پیش نیست!
متخصصین گوگل همواره درحال شناسایی و برطرف کردن مشکلات امنیتی آندروید هستند و میتوان این را حتی از رفتار سیستم عامل نیز کاملاً حس کرد و همه اینها در حالیست که حتی ذره‌ای محدودیت و کاهش کارایی طی این فرآیند کاربران را آزار نداد و آندروید همچنان جایگاه خود را به عنوان پلتفرمی آزاد، انعطاف پذیر و محبوب در بین کاربران و توسعه دهندگان حفظ کرده و خواهد کرد.

اما این همه ماجرا نیست!در سوی دیگر تولید کنندگان گوشی‌هوشمند نیز هریک تدابیر خاص خود را برای افزایش امنیت محصولات خود اتخاذ کرده‌اند که افزون بر امنیت آندروید خواهد بود.
به عنوان مثال شرکت سامسونگ یک سیستم امنیتی به نام ناکس(Knox) عرضه کرده و امنیت گوشی هایش را تا حد تجاری با این سیستم تضمین نموده است و به صورت ماهانه نیز بروزرسانی امنیتی منتشر میکند.
علاوه بر این اگر کاربری بازهم احساس نیاز به سطح بالاتری از امنیت داشته باشد میتواند با استفاده از سرویس های امنیتی شخص ثالث(که کسپرسکی در صدر آن است) ضریب امنیت گوشی خود را به حدی فراتر از تصور هر کاربر آیفون برساند.

اما در آن سو اپل مدام سعی دارد ناتوانی و کم کاری های خود در زمینه تکنولوژی را زیر لاک امنیت بپوشاند و از ترس کاربران در این زمینه نهایت استفاده را ببرد.
آنها حق مدیریت فایل را از کاربر سلب کرده که لازمه اصلی هر نوع کامپیوتر است.همچنین راه های انتقال و دریافت محتوا و منابع نصب اپلیکیشن ها با محدودیت شدید مواجه است.حتی توسعه دهندگان نیز برای ساخت و ارسال اپلیکیشن ها باید پول و زمان زیادی صرف کنند.
یک دستگاه آندرویدی مستقل است و تا حد زیادی شما را از کامپیوتر رومیزی بی‌نیاز میکند و البته وظیفه گوشی هوشمند نیز همین است،اما آیفون کاملاً وابسته به آیتیونز است و برای بسیاری از امور ساده از جمله دریافت محتوای رسانه‌ای،پشتیبان گیری،بازیابی اطلاعات،نصب مستقیم اپلیکیشن و غیره نیازمند اتصال به کامپیوتر است.

همچنین سطح دسترسی اپلیکیشن ها(حتی آنهایی که توسط اپل تایید شده اند)به بخش های مختلف سیستم عامل بسیار پایین است که موجب سخت‌تر و زیاد شدن کار کاربران میشود و حتی امکان ایجاد تغییرات ظاهری در فضای سیستم‌عامل نیز بسیار اندک است.دانلود محتوای وب و کانکشن جانبی(پراکسی) نیز عملاً غیرممکن است.

اگر اینها بهای امنیتیست که اپل وعده آن را به کاربران میدهد،و بتوان اینهمه ضعف و محدودیت را منطقی دانست،پس نهایتاً میتوان اینگونه نتیجه گرفت که امن ترین پلتفرم، قوطی نوشابه است!زیرا هیچ شانسی برای دریافت بدافزار و حملات هکری ندارد.
اپل ثابت کرده که همواره خلاص شدن از شر مشکلات با پاک کردن صورت مسئله و تحمیل هزینه به کاربران را به ایستادگی و پرداخت هزینه برای حلشان ترجیح میدهد،زیرا از صف کشیدن آنان مقابل فروشگاه هایش بعد از عرضه محصول جدید کاملاً اطمینان دارد.

با تمام این تفاسیر اگر فکر کنید که اپل توانسته امنیتی بینقص را برای کاربرانش به ارمغان آورد،در اشتباه هستید.
هرچند این اکوسیستم به علت کمتر بودن تعداد کاربران،کمتر نظر مجرمان سایبری را به خود جلب میکند،اما همواره اخباری از کشف حفره های امنیتی بعضاً خطرناک که مهاجم حتی کنترل کامل گوشی را هم در دست بگیرد وجود داشته و موارد کشف بدافزار برای آیفون و مک نیز بارها  گزارش شده است.
از طرفی سیستم نوپای اپل‌پی نیز مورد حجم عظیم سوءاستفاده قرار گرفته و به گزارش وال استریت ژورنال حدود 80 درصد از خریدهای غیرمجاز را تراکنش های پرداخت اپل تشکیل میدهد.
آنها حتی در تامین سیستم ذخیره ابری خود یعنی آیکلاد هم خوب عمل نکردند و این تا جایی بود که اخیرا حساب های کاربری ده‌ها نفر از افراد مشهور هالیوود هک شد و بسیاری از اطلاعات خصوصی از جمله تصاویر برهنه آنان لو رفت و جنجال برانگیز شد.بدافزار های ثبت شده برای ios در سال 2014 بیش از سه برار 
ویندوز8 بوده و برابر با اندروید در سال 2010.پس حملات با گسترش سیستم بالا میرود نه محدودیت آن.

در آخر نیز باید یادآور شد که آمار های حملات بدافزاری آندروید مربوط به کل جامعه دستگاه های آندرویدی است که نتنها بسیار بزرگتر از جامعه آیفون است،بلکه شامل گوشی هایی رده پایین و دارای کاربرانی کاملاً ناوارد هستند.همواره به یاد داشته باشید که آیفون از گرانترین پرچمداران آندرویدی نیز گرانتر است!پس نباید آن را با کل جامعه آندروید،بلکه با پرچمداران مقایسه کرد.چراکه سازندگان توجه ویژه‌ای به این گروه از محصولات دارند و از بسیاری جهات از جمله بروزرسانی،بهتر از میان ردگان هستند.

یکی دیگر از عوامل موثر در کیفیت یک پلتفرم،اپلیکیشن های آن است.
بدون شک گستردگی سیستم ios به قدری هست که نظر توسعه دهندگان را جلب کند و در نتیجه میتوان روی ios به عنوان یک پلتفرم دارای منبع اپلیکیشن حساب کرد.اما همه چیز به اینجا ختم نمیشود!
اصولا اپلیکشن های یک پلتفرم را از دو بعد کمیت و کیفیت ارزیابی میکنند که در اینجا نیز همین کار را میکنیم.

گوگل پلی و اپ استور،دو منبع اصلی برای سیستم های آندروید و ios هستند.اولین ضعف اپل اینجا رو میشود که برای کاربر آیفون،همه ی دنیای اپلیکیشن‌ها به اپ استور خلاصه میشود.طبیعیست که با سبکی که اپل در تجارت خود در پیش گرفته،به هیچ وجه بازار پر سود نرم افرار را نادیده نخواهد گرفت،همچنین محال است اجازه دهند که کسی با آنها سر یک سفره بنشیند و از این بازار سود ببرد. لذا جو حاکم بر فروشگاه مجازی اپل،همواره جوی تجاری و پر از قیمت ها و پیشنهاد های خرید مختلف است که نهایتاً کاربر را کلافه خواهد کرد.
در اپ استور وضعیت برای توسعه دهندگان نیز طاقت فرساست.آنها برای این کارباید علاوه بر داشتن کامپیوتر های گران قیمت اپل و مشکلات متن باز نبودن ios،باید سالانه مبلغ صد دلار بابت کیت توسعه اپل پرداخت کنند.همچنین باید مدت زیادی که تا یک ماه هم میرسد را برای ثبت اپلیکیشن خود منتظر بمانند.بسیاری فکر میکنند که این مسئله فقط برای مقاصد امنیتی است اما در حقیقت اپل روی تک تک اپلیکیشن ها نظارت دارد تا مبادا با سیاست های جاه‌طلبانه و انزوا گرایانه آنها مغایرت داشته باشد.برای توضیح این امر همین بس که بدانید اگر توسعه دهنده‌ای حتی در متن معرفی و تصاویر اپلیکیشن خود از شرکت‌ها و یا محصولات رقیب کوچکترین نامی برده و یا تصویری گذاشته باشد،اپلیکیشن او مردود خواهد شد و این شامل همه بروزرسانی ها نیز میشود.
این نشان محکم دیگری از ضعف و ترس اپل در رویارویی مستقیم با رقباست.

همین سختی‌ها و هزینه های موجود در راه توسعه دهندگان ios موجب شده کمتر شاهد اپلیکیشن های رایگان با کیفیت مناسب در فروشگاه اپل باشیم،مگر آنهایی که از سوی کمپانی های بزرگ مانند وایبر یا واتساپ عرضه میشوند که طبیعتا برای پلتفرم های کوچکتر مانند ویندوز و بلکبری هم عرضه میشوند.

شاید کسانی که کمتر در این زمینه آشنایی دارند،تصور کنند که توسعه دهندگان نیز با این شرایط به سود خوبی دست پیدا میکنند و درآمدشان از آندرویدی ها بیشتر است،اما این هم تصور غلطی بیش نیست،زیرا آنها از روی ناچاری اقدام به عرضه اپلیکیشن هایشان به صورت پولی میکنند و این تنها راه دوامشان زیر فشار های استثماری

اپل است و طبق روال همیشه اپل برنده نهایی بازیست و از دسترنج دیگران سود میبرد.

حال گوگل را در نظر بگیرید.آنها علیرغم داشتن غنی ترین فروشگاه مجازی و گسترده ترین سیستم تولید محتوا،همواره سود بسیار کمتری را نسبت به اپل کسب میکنند،علت چیست؟
گوگل شرکتیست که درست برخلاف اپل،تمام تمرکز و توانایی خود را معطوف بر پیشبرد تکنولوژی و بالا بردن کیفیت زندگی مردم جهان کرده اند(حتی مردمی که قرار نیست پولی به آنها بپردازند.)
پروژه هایی مانند رساندن اینترنت به مناطق محروم با بالن،کمک به انجام عملیات های فضایی،تلاش برای ساخت اتومبیل های خودران،سرویس نقشه و تصاویر ماهواره ای و ده‌ها سرویس مبتنی بر وب و اپلیکیشن به صورت رایگان تنها بخشی از خدمات گوگل به جهان است.پس طبیعیست که آنها چشم به درآمد فروشگاه مجازی خود ندوزند و اهداف والاتری را دنبال کنند.

بسیاری از هواداران اپل، گوگل را متهم میکنند که سعی دارد با تبلیغات گزاف و فروش اطلاعات شخصی کاربران کسب درآمد کند.جدای اینکه تمام اینها دروغ هایی برای مخدوش کردن اعتبار گوگل است،اپلی ها بی خبرند که کمپانی محبوبشان اخیراً طرحی ارائه کرده که طبق آن،حساب بانکی کاربران چک میشود تا با توجه به بودجه آنها به آنان تبلیغات ارسال کنند که مبادا زحماتشان برای تبلیغ هدر رفته و به کسی برسد که جیبش خالیست.
همچنین به گزارش سی‌ان‌ان،اپل در نیمه اول سال 2013 میلادی 3542 درخواست از دولت ها برای دریافت اطلاعات کاربران داشته که البته به 88 تا پاسخ منفی داده است.
بله،بخش مهمی از درآمد های گوگل از تبلیغات است، اما آنها اینکار را به طرزی ماهرانه و البته شرافتمندانه انجام میدهند،جوری که نهایتا هم به نفع کمپانی و هم کاربران تمام شود و به اصطلاح نتیجه برد برد باشد.

سبک صحیح تجارت گوگل،موجب ایجاد فضایی دلچسب و مطلوب در گوگل پلی شده و کاربران با طیف بسیار وسیعی از اپلیکیشن های رایگان و با کیفیت مواجه‌اند و میتوانند نیاز خود را به سادگی رفع نمایند.چراکه علاوه بر هزینه پایین ساخت اپلیکیشن در آندروید،وجود جامعه بزرگ کاربران موجب تاثیر بیشتر تبلیغات شده و رایگان بودن اپلیکیشن را میسر میسازد که البته کاربران قادرند با پرداخت مبلغی گزینه بدون تبلیغات را دریافت کنند.ولی اگر هم گستردگی جامعه ios در حد کافی بود باز هم امکان بهره گیری از تبلیغات در آن وجود نداشت،زیرا این قرارداد ها مستقیما بین توسعه دهنده و اسپانسر صورت میگیرد و اپل میداند که در این حالت چیزی به آنها نمیماسد!اما در صورت فروش مستقیم،اپل از هر تراکنش درصد میگیرد.پس آنها مایل به شیوه تبلیغات نیستند.
در نتیجه حتی بسیاری از اپلیکیشن های رایگان گوگل پلی نیز در اپ استور به صورت پولی عرضه میشوند.

همچنین وجود چندین فروشگاه جانبی و مستقل آندروید و طمع نداشتن گوگل در این زمینه،موجب تحقق و گسترش اپلیکیشن های بومی و مفید شده و کاربران برای هرگونه مشکل و نیاز خود یک گزینه مناسب خواهند یافت و حتی قادرند بدون نیاز به مارکت،فایل نصبی اپلیکیشن را وارد گوشی کرده و نصب نمایند یا آن را به سادگی به اشتراک بگذارند. توسعه دهندگان با استعداد و تازه کار نیز شانس دیده شدن دارند و رشد خواهند کرد و این یعنی یک تجارت سالم و چند قطبی که همه از حضور در آن نفع میبرند.
درضمن ساختار و عملکرد خود فروشگاه گوگل پلی بسیار بهتر از اپ استور است.به گونه ای که حتی اگر کاربر عبارتی را اشتباه تایپ کند هم سیستم به طور هوشمند گزینه های مورد نظر او را شناسایی کرده و نشان میدهد.


همچنین گوگل پلی از سرعت بارگذاری و دانلود بهتری برخوردار است.

اپلی‌ها ابزار دیگری نیز برای تبلیغات ضد آندرویدی خود یافته اند و آن تنوع و تعدد مدل دستگاه های آندرویدیست که به عقیده آنها کار توسعه دهندگان را برای ساخت اپلیکیشن سخت میکند.
در جواب باید گفت که این مسئله اهمیت چندانی برای توسعه دهندگان آندروید ندارد چراکه تمرکز آنان بیشتر روی ورژن 4 به بعد آندروید است که در اکثر دستگاه ها عملکردی مشابه دارد.همچنین گوگل،آزمایشگاهی مجازی برای توسعه دهندگان راه اندازی کرده که میتواند اپلیکیشن را روی چندین مدل مختلف تست کند.ضمناً در اینجا بازهم باید یادآور شد که این مشکل در صورت وجود هم شامل گوشی های پرچمدار نمیشود،چراکه آنان در اولویت تست سازگاری قرار دارند و اگر اپلیکیشنی روی آنها درست اجرا نشود،عرضه آن تعلیق خواهد شد. جالب اینجاست اپلی‌ها درحالی این اتهام را عنوان میکنند که هنوز بسیاری از اپلیکیشن‌ های موجود در اپ‌استور برای کار با آیپد بهینه سازی نشده‌اند و حتی در موارد زیادی، رزولوشن تصویر نیز متناسب با آیپد نیست.
بطور خلاصه در آندروید،گسترده ترین جامعه کاربران و ارتشی از توسعه دهندگان در بستر یک پلن تجاری دقیق و حرفه ای پشت شما هستند و ساده لوحیست اگر فکر کنید اپل میتواند با سیستم پول محورش،قدرتی برای عرض اندام در مقابل این پلتفرم به حساب آید.

پس دیدیم که اپل در میدان رقابت،بجز در حوزه مال اندوزی و جذابیت برند،حرفی برای گفتن ندارد و جایگاهش پیش از آنکه در دره سیلیکون باشد،باید در وال استریت میبود.
البته در حوزه تخصصی رقابت میان گوشی های هوشمند،مسائل ریز و درشت زیادی هست که در این بحث نمیگنجد،مانند عمر باتری که ظاهرا اپلی ها باید تا خریدن یک کمپانی در این حوزه صبور باشند و با شارژ دهی آیفون کنار بیایند.
یادتان باشد که اجازه ندهید با تبلیغات پوچ و ظاهرسازی شما را از داشتن یک محصول خوب محروم کنند و به پرداخت هزینه های گزاف برای هرچیز بیهوده وادارتان کنند.همچنین نباید با وصل کردن مشکلات یک گوشی   ارزان قیمت آندرویدی به کل خانواده آندروید، بهترین گوشی های جهان زیر سوال بروند، و کاربران نیز ناچار، به سمت اغواگری‌های آیفون کوچ کنند.

 

برگرفته از
Apple
لینک کوتاه

دیدگاه

8 دیدگاه برای “جهان در دوراهی استثمار و تکنولوژی – بخش اول”
  1. به نظرشمامیشه ب ایفونی اعتمادکرد ک تونسخهios9برای کسایی ک ایفونشون روتعمیرکرد ن ارور53 میده اعتمادکرد ک عملا گوشی بدردنخورمیشه

  2. 1.بعضی از حرفات راسته و قبولشون دارم که اکثر کمپانی ها قطعات اپل رو میسازند که این نشان برتر بودن در تمام جهات مثلا سامسونگ فقط صفحه نمایششو یدک میکشه و سونی دوربینشو هواوی ارزون بودنشو اچ تی سی شخصی سازی و صدا شو و دیگر برند ها اما اپل میاد بهترین کار صفحه نمایش رو از سامسونگ میگیر و بهترین دوربین و بهترین باند 4 جی از کوالام و…2.تو داری اندروید رو گندش میکنی این اندرویدی که این همه دم از امنیتش میزنی از فضای مجازی مثل تلگرام و لاین و… هک میشه ولی ای او اس خیر

    و اینم بگم همه کمپانی ها دارای نواقصی هستند حالا برای یکی زیاد و برای دیگری کمتر و همچنین برای یکی مشکلش بزرگتر و برای دیگری کوچکتر

  3. فقط همینه بگم که اندروید ساخته دست مدیر عامل سابق اپله و همبن الانشم اندروید سیاست هاشه داره تغییر میده، راستی فروش ۶اس چه قدر بود؟؟؟ 😂 این حرفات رو ما حرفه ای ها تاثیری نداره دادا برو با اندروید و سامسنگت حال کو که اثر انگشتو اپل پی فلاش دوگانه دستیار صوتی و حتی تاچ!!! بوجود اوردن😂😂😂 بای

  4. مقاله ای سرشار از بغض و کینه، اطلاعات ضعیف نویسنده، غلط های املایی و نگارشی فراوان با لحن کودکانه و غیر حرفه ای بود.

    با خوندن این مطلب به اندازه کافی وقتم تلف شد و اگر برای وقتم ارزشی قائل نبودم تک تک جملات نوشته شده در این صفحه رو نقد میکردم.

    1. تو اگر کوچک ترین نقد و اشکالی از این مقاله داشتی حداقل یکیشو مینوشتی! این متن به قدری صحیح و ماهرانه نوشته شده که من بعد از سال ها طرفداری از اپل حالا حتی از اسم این برندم بدم میاد.<br />
      به شما پیشنهاد میکنم به جای نظر دادن بری از وقتت لذت ببری دوست متعصب من…