مجموعه بازیهای Splinter Cell که زمانی غولی بزرگ در دنیای بازیهای ویدیویی بود، از زمان آغاز به کارش در سال ۲۰۰۲ تا امروز مسیر پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است.
فیلم و سریال
بسیاری از سریالهای ابرقهرمانی تنها برای یک فصل ادامه پیدا کردهاند اما بعضی از آنها توانستهاند در همین فرصت کوتاه اثری ماندگار خلق کنند.
شبکه HBO یکی از معدود شبکههایی است که همیشه به کیفیت بالای تولیداتش مشهور بوده است. هنوز هم زمانی که سریال جدیدی از این شبکه در شبهای یکشنبه پخش میشود، برای بسیاری از مخاطبان یک اتفاق بزرگ محسوب میشود.
سریال Lost چهرهی تلویزیون مدرن را دگرگون کرد و آن را به رویدادی هفتگی و سریالی تبدیل کرد که بینندگان به هیچ وجه نمیخواستند از دستش بدهند. این مجموعه خیلی زود به یکی از بهترین سریالهای تاریخ تلویزیون بدل شد و تا امروز هم چنین جایگاهی دارد.
در دورانی که پلتفرمهای استریم با سرعتی خیرهکننده داستانها را عرضه میکنند، برخی سریالها موفق میشوند فراتر از هیاهو بروند و بینندگان را به دنیایی زنده و شخصیتهایی چندبعدی بکشانند، تا جایی که حس میکنی بخشی از جهان آنها شدهای.
سریال Sherlock با بازی بندیکت کامبربچ، بدون شک یکی از بهترین اقتباسهای مدرن از آثار آرتور کانن دویل است، اما مجموعههای تلویزیونی دیگری وجود دارند که از نظر عمق شخصیتپردازی، تنوع پروندهها و سبک روایت، حتی از آن هم فراتر میروند.
مجموعه The Conjuring از زمان آغاز خود در سال ۲۰۱۳، همواره یکی از بهترین آثار ژانر وحشت بوده است. حضور اد وارن (با بازی پاتریک ویلسون) و لورین وارن (با بازی ورا فارمیگا) به این داستانهای ماورایی بُعدی انسانی و ملموس بخشیده است.
در نگاه اول ممکن است به نظر برسد که فیلمهای فاجعهمحور شاخص، بیشتر متعلق به دهه ۹۰ میلادی هستند؛ آثاری مانند Armageddon، Deep Impact و Independence Day که دوران طلایی این ژانر را رقم زدند.
سریال تاریخی جدید نتفلیکس به نویسندگی استیون نایت، House of Guinness، در فصل اول خود نویدبخش است. داستان در دوبلین قرن نوزدهم میگذرد و بر چهار عضو خانواده گینس تمرکز دارد که پس از مرگ پدرشان، ادارهی کارخانهی آبجوسازی معروف خانواده را به عهده میگیرند.
فیلم Play Dirty حسی شبیه به اکشن کمدیهای قدیمی دارد؛ پر از تیراندازی و موقعیتهای طنز، اما بدون آن عنصر حیاتی که بتواند آن را واقعاً سرگرمکننده کند: دلیلی برای اهمیت دادن به شخصیتها و اتفاقات. داستان فیلم بیش از حد پیچیده است و شخصیتهای زیادی درگیر سرقتی بزرگ میشوند؛ نقشهای که هرچند ذاتاً مضحک است، اما هیچ جذابیتی ندارد. شعار فیلم، «دزدیدن از دزدها» است، اما اگر فیلمنامه اینقدر شلوغ و کشدار نبود، میتوانست تجربهای بسیار جذابتر باشد.