صحبتکردن درباره مستندهای خوب ساده است. هرچند تعداد کمی از آنها گیشه را فتح میکنند، اما مانند فیلمهای سینمایی مورد نقد قرار میگیرند، البته معمولاً با منتقدان کمتر. همچنین در جشنوارهها و مراسم معتبری مانند اسکار مورد توجه قرار میگیرند. به همین دلیل، مستندهای خوب دیده میشوند و معمولاً سطحی از توجه را به دست میآورند.
اما مستندهای بد اغلب خیلی سریع میآیند و میروند، یا اصلاً اثری از خود باقی نمیگذارند. در بسیاری از موارد، فراموششدن آنها بهترین اتفاق ممکن است.
با این حال، ناچاریم عذرخواهی کنیم که سراغ چند اثر قدیمی رفتهایم، بهاضافه یک مستند نسبتاً جدید. برخی از این آثار آنقدر گمنام هستند که شاید حتی نامشان را نشنیده باشید. ممکن است مستندهای بدتری هم وجود داشته باشند که کاملاً فراموش شدهاند یا نویسنده این فهرست آنها را ندیده است. لازم به ذکر است که نویسنده بیش از هزار مستند بلند را تماشا کرده، اما با این وجود، آثار زیر بدون تردید ارزش پرهیز دارند.
۱۰. The Mystery of D.B. Cooper (2020)
داستان دی.بی. کوپر ذاتاً جذاب است. مردی که هواپیمایی را ربود، پول هنگفتی گرفت، در میانه پرواز با چتر پرید و هرگز دوباره دیده نشد. هویت او همچنان ناشناخته است و همین موضوع میتوانست پایه یک مستند هیجانانگیز باشد.
حتی بدون پاسخ قطعی، چنین موضوعی باید جذاب میبود. نمونهاش فیلم Zodiac ساخته دیوید فینچر که جستوجویی بینتیجه را به اثری درگیرکننده تبدیل کرد. اما The Mystery of D.B. Cooper پس از بیان اطلاعات اولیه، نزدیک به ۹۰ دقیقه کشدار، خستهکننده و بیرمق پیش میرود.
تماشای یک ویدیوی خوشساخت یوتیوب درباره کوپر، تجربهای بهمراتب مفیدتر از دیدن این مستند است.
۹. The Institute (2012)
این مستند را نباید با رمان علمیتخیلی استیون کینگ که سالها بعد منتشر شد اشتباه گرفت. The Institute محصول ۲۰۱۲ درباره یک بازی واقعیت جایگزین است. ایده اولیه پتانسیل بالایی دارد، اما مسیر روایت بهشدت ناامیدکننده است.
پاسخهایی که در طول فیلم ارائه میشوند، رضایتبخش نیستند. ساختار روایت گیجکننده است، اما نه از نوع جذاب، بلکه آزاردهنده. در پایان، حس غالب این است که وقت مخاطب هدر رفته و فیلم حتی تلاشی برای منسجمبودن نمیکند.
۸. 2040 (2019)
برخی 2040 را مستندی امیدوارکننده میدانند، اما در عمل بیش از حد شعاری است. این فیلم تلاش میکند نگاهی خوشبینانه به بحران گرمایش زمین داشته باشد، اما اجرای آن بهشدت خام است.
حضور پررنگ دیمون گیمو در فیلم، ترکیبی عجیب از لحن نصیحتگرانه و سادهلوحی ایجاد میکند. حس مصنوعی «همهچیز درست میشود» در سراسر فیلم دیده میشود و اغلب تلاشها برای سرگرمکنندهبودن نتیجه معکوس دارد.
اگر به تغییرات اقلیمی شک دارید، این مستند شما را قانع نمیکند. اگر هم به آن باور دارید، احساس میکنید موعظهای خستهکننده را میشنوید.
۷. Hello, Privilege. It’s Me, Chelsea (2019)
این اثر که barely میتوان آن را فیلم نامید، تنها کمی بیش از یک ساعت است. عنوان عجیب آن از همان ابتدا واکنشبرانگیز است. چلسی هندلر در این مستند به موضوع امتیاز سفیدپوستان میپردازد.
این موضوع میتوانست با نگاهی انتقادی و صادقانه بررسی شود، اما فیلم کاملاً بیتمرکز است. در نهایت، با وجود زمان کوتاه، تقریباً هیچ حرف معناداری نمیزند. شاید به همین دلیل است که پس از اکران، خیلی سریع به فراموشی سپرده شد.
۶. 2016: Obama’s America (2012)
ادعای اصلی این مستند آن است که انتخاب دوباره باراک اوباما به فاجعه منجر میشود. لحن فیلم بهشدت اغراقآمیز و بدبینانه است. حتی در زمان انتشار نیز رویکرد آن بیش از حد هشداردهنده به نظر میرسید.
این اثر یکی از مستندهای متعدد دینش دسوزا است. او فیلمسازی با گرایش محافظهکارانه شدید محسوب میشود. هرچند مخاطبان خاص خود را دارد، اما این مستند بیشتر شبیه تبلیغ سیاسی است تا تحلیل مستند.
۵. Slacker Uprising (2007)
مایکل مور در سال ۲۰۰۴ مستندی کماهمیت درباره تشویق جوانان به رأیدادن ساخت. چند سال بعد، همان فیلم با تدوین مجدد و نام Slacker Uprising منتشر شد.
در مقایسه با آثار تأثیرگذارتر مور مانند Fahrenheit 9/11 یا Bowling for Columbine، این فیلم کاملاً بیرمق است. حتی در زمان انتشار هم کهنه به نظر میرسید و مشخص نیست دقیقاً برای چه مخاطبی ساخته شده بود.
۴. Death of a Nation (2018)
یکی دیگر از آثار دینش دسوزا که این بار با لحنی آشفتهتر ساخته شده است. فیلم تلاش میکند دونالد ترامپ را در کنار چهرههایی مانند آبراهام لینکلن قرار دهد و روایتی عجیب از تاریخ ارائه کند.
نتیجه، مستندی است آشفته، گیجکننده و شبیه یک تبوتاب سیاسی. جسارت فیلمساز قابل توجه است، اما تقریباً تمام این جسارتها به خطا میروند.
۳. Rolling Stone: Life and Death of Brian Jones (2019)
برای طرفداران رولینگ استونز، تمرکز بر برایان جونز میتوانست جذاب باشد. او یکی از اعضای اولیه گروه بود و مرگش در ۲۷سالگی همچنان بحثبرانگیز است.
اما فیلم نه میتواند اهمیت جونز را بهخوبی نشان دهد، نه نظریههای مربوط به مرگ او را قانعکننده بررسی کند. نداشتن حق استفاده از موسیقی گروه نیز ضربه بزرگی به کیفیت اثر زده است.
۲. Melania (2026)
حاشیههای پیرامون این مستند از خود فیلم جذابتر هستند. اثری بسیار پرهزینه با نقدهای منفی منتقدان، اما واکنش مثبت بخشی از مخاطبان.
فیلم چند هفته از زندگی ملانیا ترامپ پیش از مراسم تحلیف دوم دونالد ترامپ را دنبال میکند. نتیجه چیزی شبیه یک برنامه واقعنمای طولانی و کمکیفیت است که بهسختی میتوان آن را مستند نامید.
۱. Goodnight, Sugar Babe: The Killing of Vera Jo Reigle (2016)
این مستند جنایی واقعی، نمونهای از بدترین استفاده ممکن از یک داستان تلخ است. فیلم بهطرز آزاردهندهای exploitative به نظر میرسد و نهتنها کمکی به آگاهیبخشی نمیکند، بلکه کاملاً بیاحساس و سطحی است.
ضعف فنی، تدوین افتضاح، روایت نامناسب و بیاحترامی به قربانی، این اثر را به یکی از ناامیدکنندهترین مستندهای تاریخ تبدیل کرده است. تماشای آن میتواند هر کسی را از دیدن مستندهای دیگر دلسرد کند.
جمعبندی
بدترین مستندهای تاریخ سینما نشان میدهند که حتی موضوعات جذاب نیز بدون روایت درست، پژوهش عمیق و احترام به مخاطب میتوانند به آثاری فراموشنشدنی از نظر منفی تبدیل شوند.
اگر تجربه تماشای مستندی ناامیدکننده داشتهاید، دیدگاه خود را در بخش نظرات بنویسید یا این مقاله را با دوستان علاقهمند به سینما به اشتراک بگذارید.









