پس از مسیری طولانی و پرپیچوخم، سرانجام به پایان فصل دوم سریال Fallout رسیدیم، پایانی که بهراستی نفسگیر بود. با همگرایی کامل نیروهای NCR و لژیون در نیو وگاس، شاهد آن هستیم که لاکرتا لگیت با بازی مکالی کالکین، در نقش جدید سزار ظاهر میشود و بلافاصله پس از آنکه ماکسیموس با بازی آرون موتن و نیروهای NCR از پس موج عظیمی از دثکلاوها برمیآیند، به سمت نیو وگاس لشکرکشی میکند.
یادداشت سردبیر: متن پیش رو حاوی اسپویلرهایی از قسمت پایانی فصل دوم سریال Fallout است.
در دل Vault-Tec، لوسی با بازی الا پورنل با کمک غول با بازی والتون گاگینز، پدرش هنک با بازی کایل مکلین را رودررو به چالش میکشد. در ادامه، پس از یک فصل کامل جستوجو و یک عمر امید و انتظار، غول سرانجام به محفظههای کرایو بارب و جینی میرسد، اما با محفظههایی خالی و پیامی مرموز مواجه میشود که مسیر او را به سمت کلرادو تغییر میدهد.
پس از مسیری طولانی و پرپیچوخم، سرانجام به پایان فصل دوم سریال Fallout رسیدیم، پایانی که بهراستی نفسگیر بود. با همگرایی کامل نیروهای NCR و لژیون در نیو وگاس، شاهد آن هستیم که لاکرتا لگیت با بازی مکالی کالکین، در نقش جدید سزار ظاهر میشود و بلافاصله پس از آنکه ماکسیموس با بازی آرون موتن و نیروهای NCR از پس موج عظیمی از دثکلاوها برمیآیند، به سمت نیو وگاس لشکرکشی میکند.
در دل Vault-Tec، لوسی با بازی الا پورنل با کمک غول با بازی والتون گاگینز، پدرش هنک با بازی کایل مکلین را رودررو به چالش میکشد. در ادامه، پس از یک فصل کامل جستوجو و یک عمر امید و انتظار، غول سرانجام به محفظههای کرایو بارب و جینی میرسد، اما با محفظههایی خالی و پیامی مرموز مواجه میشود که مسیر او را به سمت کلرادو تغییر میدهد.
برای جمعبندی فصل دوم، با آرون موتن و والتون گاگینز درباره این پایان پرحادثه گفتوگو کردیم و از آنها پرسیدیم شخصیتهایشان پس از فصلی طاقتفرسا در چه نقطهای ایستادهاند. در این گفتوگو به احتمال پیوستن ماکسیموس به یک جناح جدید در فصل سوم پرداختیم، همچنین درباره آینده رابطه او و لوسی حالا که به نظر میرسد در نیو وگاس کنار هم هستند صحبت کردیم. از لحظه دلخراش کشف محفظههای خالی توسط غول گفتیم و اینکه این اتفاق چه معنایی برای مسیر شخصیتی او دارد. در نهایت، گاگینز با ظرافت خاصی مسیر احتمالی آینده غول را tease کرد یا شاید هم عمداً از آن طفره رفت.
آرون موتن درباره جناحهای جدید و احتمال پیوستن ماکسیموس به NCR
«فکر میکنم زندگی جناحی، حداقل برای او، مناسب نیست.»
آرون، گفتوگو را با تو شروع میکنم. حالا که NCR به نیو وگاس رسیده و به نظر میرسد لوسی قصد دارد کنار ماکسیموس بماند، آیا فکر میکنی ماکسیموس میتواند هدف تازهای در NCR پیدا کند؟ آیا دوست داری شخصیت او به این مسیر برود؟
آرون موتن: راستش جواب قطعی این سؤال را نمیدانم. اما چیزی که میتوانم بگویم این است که همدلی عمیقی با ماکسیموس دارم. واقعاً دوست دارم او مسیر شخصیتری در این دنیا پیدا کند، کمی شبیه چیزی که غول به آن رسیده است. دلیلی دارد که غول یک سرگردان تنهاست. من فکر نمیکنم ماکسیموس بخواهد تنها باشد یا حتی باید تنها باشد، اما به نظرم بهتر است تمرکزش را بیشتر روی مفهوم خانواده بگذارد. شاید زندگی جناحی برای او مناسب نباشد. البته این نظر شخصی من است و واقعاً نمیدانم در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد.
از طرفی، جالب است چون احساس میکنم او میتواند با NCR خیلی موفق باشد، اما بعد با خودم میگویم او تازه از یک گروه دیگر آمده و شاید نیازی نباشد دوباره در یک ساختار مشابه ادغام شود.
موتن: بله، شاید پروژههای گروهی برای تو ساخته نشده باشد رفیق.
آرون موتن درباره آینده رابطه ماکسیموس و لوسی
«دوست دارم افسار بخش خودشان از ویراندشت را به دست بگیرند و حسی از خانه بسازند.»
حالا که ماکسیموس و لوسی دوباره کنار هم قرار گرفتهاند، آیا چیزی هست که دوست داشته باشی در آینده برای این دو شخصیت ببینی؟ چون تمام این فصل، مسیرشان جدا از هم بوده و رسیدن دوبارهشان به هم واقعاً لحظه زیبایی است.
موتن: چیزی که در روابط انسانی دوست دارم، چه دوستی چه رابطه عاطفی، این همذهنی است. اینکه در خیابان راه میروی و میدانی دوستت نسبت به چیزی که میبینید چه واکنشی نشان میدهد. دوست دارم آنها با هم دنیای خودشان را بسازند و برای خودشان شکل بدهند. هر شکلی که باشد. میخواهم واقعاً افسار بخش خودشان از ویراندشت را به دست بگیرند و به نوعی حس خانه را پیدا کنند.
واکنش والتون گاگینز به محفظههای کرایوی خالی در پایان فصل دوم Fallout
«در نهایت، نسخه ارگانیک همیشه پیروز میشود.»
والتون، وقتی فهمیدی در انتهای این مسیر طولانی که غول در تمام فصل طی کرده، محفظههای کرایو خالی هستند چه احساسی داشتی؟ از ابتدا در جریان بودی یا همزمان با دریافت فیلمنامهها با داستان جلو میرفتی؟
والتون گاگینز: آیا میدانستم؟ بله، میدانستم. ببین، این یک همکاری است. این یک خانواده است. من مدت زیادی است که در این حرفه کار میکنم و در طول این سالها سر میزهای مختلفی نشستهام. جاناتان نولان، ژنو رابرتسون-دورت و گراهام واگنر واقعاً به نظر من اهمیت میدهند. این یک گفتوگو بود. اینکه اگر آنها آنجا باشند چه معنایی دارد؟ اگر نباشند چه؟ در نهایت، نسخه ارگانیک همیشه برنده میشود. اینکه واقعاً چه چیزی ممکن است رخ دهد و چطور میتوان آن را باورپذیرتر کرد.
وقتی دیشب برای اولین بار آن را تماشا کردم، همان لحظه با خودم گفتم این تصمیم درستی بوده است. چون این اتفاق درباره غول چه میگوید؟ درباره انسانیت چه میگوید؟ اینکه امید همیشه زنده است. ما امیدواریم، وگرنه دلیلی برای ادامه حیات این گونه وجود ندارد. امید به بهتر شدن اوضاع، امید به دیدار دوباره، امید به عدالت، امید به چیزهایی که همه ما از زندگی میخواهیم. برای همین بیصبرانه منتظرم ببینم این مسیر به کجا میرسد.
جمعبندی
پایان فصل دوم Fallout نهتنها مسیر شخصیتها را دگرگون کرد، بلکه پرسشهای عمیقتری درباره امید، تعلق و آینده جهان ویراندشت مطرح ساخت.
نظر شما درباره پایان فصل دوم Fallout چیست؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات بنویسید یا این مقاله را با دوستان علاقهمند به سریال به اشتراک بگذارید.
