با افزایش سریع موارد ابتلا به آنفلوآنزا در سراسر ایالات متحده، بیمارستانها همچنان تعداد زیادی بیمار را پذیرش میکنند. واکسنها از مؤثرترین ابزارها برای پیشگیری از بیماری شدید به شمار میروند. با این حال، نرخ واکسیناسیون آنفلوآنزا همچنان رو به کاهش است.
پژوهشهای جدید نشان میدهد چرا بسیاری از افراد حتی زمانی که خطر ابتلا افزایش مییابد، از واکسیناسیون فاصله میگیرند. پاسخ این پرسش در شیوه درک ذهن انسان از خطر، فایده و معنا نهفته است.
تیمی پژوهشی به سرپرستی «والری اف. رینا» از دانشگاه کرنل نشان داده است که تصمیمهای مرتبط با سلامت به ندرت بر پایه محاسبات دقیق یا دادههای جزئی گرفته میشوند. در عوض، این تصمیمها بیشتر به «برداشت کلی» یا همان gist متکی هستند.
درک تفکر مبتنی بر gist میتواند راههای تازهای برای کاهش تردید نسبت به واکسن و بهبود ارتباطات سلامت عمومی فراهم کند.
چرا انتخاب واکسن بر اساس دادههای دقیق نیست؟
بسیاری از پیامهای سلامت عمومی بر آمار، نمودارها و توصیههای کارشناسان تکیه دارند. این رویکرد فرض میکند افراد خطرات و فواید را بهصورت منطقی و حسابشده میسنجند.
مدلهای کلاسیک تصمیمگیری نیز بر همین فرض استوارند. برخی مدلهای جدیدتر، نقش احساس در برابر منطق را اضافه میکنند و معتقدند تفکر آهسته و دقیق به انتخابهای بهتر منجر میشود.
رینا معتقد است هر دو رویکرد یک نکته اساسی را نادیده میگیرند. تصمیمهای واقعی بیش از آنکه به اعداد دقیق وابسته باشند، به معنای کلی اطلاعات متکی هستند. اعداد انتزاعی به نظر میرسند، اما معنا شخصی است. به همین دلیل، آگاهی صرف بهندرت به اقدام عملی منجر میشود.
«تمام این مدلهای مدرن در اصل تلاش میکنند تصویر یک فرد کاملاً منطقی را در تصمیمگیری درباره واکسیناسیون ترسیم کنند. اما این تصویر با واقعیت امروز بسیاری از افراد همخوانی ندارد.»
نظریه ردپای مبهم چیست؟
نظریه Fuzzy Trace Theory توضیح میدهد که انسانها اطلاعات را چگونه پردازش میکنند. بر اساس این نظریه، ذهن انسان همزمان دو نوع حافظه را ذخیره میکند.
یک نوع حافظه شامل دادههای دقیق مانند درصدها و احتمالهاست. نوع دیگر، برداشت کلی یا gist را نگه میدارد که از تجربه، ارزشها و باورها شکل میگیرد.
تفکر gist به معنای حدس زدن یا سهلانگاری نیست. این نوع تفکر نشاندهنده درک عمیق در سطحی کلی است. برای مثال، واکسن ممکن است در ذهن فرد «عمدتاً ایمن با فواید قابلتوجه» یا «پرخطر با ارزش کم» تلقی شود. این برداشتها بیش از برآوردهای عددی بر رفتار اثر میگذارند.
«ما تصمیمها را بر اساس نتیجه نهایی معنا میگیریم. اینکه همه این اطلاعات در نهایت به چه چیزی ختم میشود و تصمیم واقعاً درباره چیست.»
آزمون نحوه قضاوت افراد درباره واکسن
تیم پژوهشی بیش از ۷۰۰ دانشجوی دانشگاه و نزدیک به ۲۰۰ نفر از جامعه عمومی را بررسی کرد.
پرسشها موضوعاتی مانند دسترسی به واکسن، دانش علمی، برآورد عددی خطر و قضاوت کلی درباره فایده و ریسک را در بر میگرفت. این قضاوتها با دستهبندیهایی مانند «هیچ»، «کم»، «متوسط» یا «زیاد» سنجیده شدند.
نتایج الگوی روشنی را نشان داد. دانش و دسترسی تنها بخش کوچکی از انتخاب واکسن را توضیح میدادند. در مقابل، قضاوتهای مبتنی بر gist نقش بسیار پررنگتری داشتند.
پرسشهای ساده درباره فایده کلی و ریسک کلی، با دقت بالایی قصد واکسیناسیون را پیشبینی میکردند.
- افرادی که فایده را کم یا ریسک را زیاد میدانستند، معمولاً از واکسیناسیون اجتناب میکردند.
- افرادی که فایده را زیاد و ریسک را کم ارزیابی میکردند، اغلب واکسن میزدند.
توانایی عددی و تفکر منطقی نقش تعیینکنندهای در این تصمیمها نداشت.
«بخشی از ذهن ما به جزئیات و دادههای دقیق توجه میکند، اما بخش دیگر به برداشت کیفی و کلی نگاه دارد. همان بخش دوم تصمیمسازتر است.»
نقش تفکر وضعیت موجود در اجتناب از واکسن
نظریه ردپای مبهم همچنین خطای رایجی به نام «gist وضعیت موجود» را توضیح میدهد. بسیاری از افراد واکسیناسیون را انتخابی میان «احساس خوب در حال حاضر» و «خطر احتمالی ناشی از تزریق» میبینند.
وقتی بیماری دور از ذهن به نظر میرسد، پیشگیری غیرضروری جلوه میکند. این نوع نگاه، سازوکار واقعی پیشگیری را نادیده میگیرد.
واکسنها دقیقاً پیش از بروز بیماری بیشترین اهمیت را دارند. پژوهشها نشان میدهد پذیرش تفکر وضعیت موجود، پیشبینیکننده قوی اجتناب از واکسن است. این الگو حتی در میان افراد تحصیلکرده نیز دیده میشود.
ارتباط انتخاب واکسن با ارزشهای فردی
یکی دیگر از مفاهیم کلیدی نظریه ردپای مبهم، «اصول gist» است. این اصول بازتابدهنده ارزشهای اخلاقی سادهای هستند که در حافظه ذخیره شدهاند. نمونههایی از این ارزشها شامل محافظت از دیگران یا پرهیز از آسیب رساندن است.
زمانی که پیامهای واکسیناسیون با این ارزشها پیوند میخورند، نیت افراد تغییر میکند.
مسئولیت اجتماعی نقش مهمی دارد. همسویی با ایدههایی مانند حفاظت از خانواده یا جامعه، پذیرش واکسن را افزایش میدهد.
فشار اجتماعی دوستان نیز اثرگذار است، اما ارزشهای درونی رفتاری مستقل از تأثیر همسالان را توضیح میدهند.
چگونه ارتباطات سلامت عمومی مؤثرتر میشوند؟
این پژوهش رویکرد تازهای برای پیامرسانی سلامت پیشنهاد میدهد. فهرست کردن صرفِ دادهها بهندرت رفتار را تغییر میدهد.
ارتباط مؤثر باید معنا را توضیح دهد، نه فقط جزئیات را. پیامها باید روشن کنند که واکسنها چگونه از سلامت محافظت میکنند و چگونه با ارزشهای مشترک همراستا هستند.
توضیح ساده درباره سیستم ایمنی و ویروسها مفید است، اما زمینه و چارچوب اهمیت بیشتری دارد. فواید واکسن باید با قدرت برجسته شوند، زیرا درک فایده بیش از درک ریسک بر اقدام عملی اثر میگذارد.
«اگر این دستورالعمل را دنبال کنید، طبق پژوهش ما احتمالاً تأثیرگذاری بسیار بیشتری خواهید داشت. این رویکرد با آنچه اکنون انجام میدهیم تفاوتی اساسی دارد.»
درک اینکه ذهن انسان چگونه معنا میسازد، میتواند کلید بهبود انتخابهای واکسیناسیون و حفاظت بهتر از سلامت عمومی باشد.
این مطالعه در نشریه علمی Behavioral Sciences منتشر شده است.
اگر به روانشناسی تصمیمگیری سلامت علاقهمند هستید، نظر خود را بنویسید یا این مقاله را با دیگران به اشتراک بگذارید.