این روزها وقتی صحبت از سریالهای وسترن تلویزیونی میشود، معمولاً نام آثاری مانند یلوستون یا سریال تحسینشده ددوود از شبکه HBO مطرح میشود. البته آثار کلاسیکی مانند گاناسموک، بونانزا و راوهاید همچنان در دسترس هستند، اما در کنار آنها مجموعههای وسترن قدیمی و مدرن زیادی وجود دارند که به مرور زمان به فراموشی سپرده شدهاند. با توجه به تاریخچه گسترده ژانر وسترن در تلویزیون، این موضوع واقعاً تأسفبرانگیز است.
برای کسانی که میخواهند جدیتر وارد دنیای وسترن شوند، فهرستی از سریالهایی را آماده کردهایم که اگرچه کاملاً بینقص نیستند، اما بسیار به یک اثر کامل و درخشان نزدیک میشوند. هرکدام نقاط ضعف، جنبههای کمتر توسعهیافته یا خطوط داستانی نهچندان محبوب خود را دارند، اما همگی در پرداخت منحصربهفرد خود به غرب آمریکا در دوران پس از جنگ داخلی میدرخشند. پس زین اسب را محکم کنید و آماده سفری به مرزهای فراموششده غرب وحشی شوید.
How the West Was Won (۱۹۷۶ تا ۱۹۷۹)

این مجموعه ابتدا به شکل یک فیلم تلویزیونی ساخته شد و داستان خانواده مکاهان را روایت میکرد که با کمک عموی خود، زب مکاهان، راهی غرب میشوند تا در اوج جنگ داخلی آمریکا زندگی جدیدی را آغاز کنند. داستان سپس وارد دوران بیقانونی غرب در سالهای پس از جنگ میشود. نتیجه کار کاملاً در حد انتظارات بالای مخاطبان از اثر اصلی ظاهر شد.
این سریال با بیش از دو دهه قسمت ۹۰ دقیقهای، در هر اپیزود حس تماشای یک فیلم تلویزیونی مستقل را منتقل میکند. البته خطوط داستانی پیوستهای نیز در سراسر مجموعه وجود دارند؛ از جمله مشکلات مداوم لوک با قانون. با این حال، این داستانها هرگز تمرکز اصلی روایت را تحت تأثیر قرار نمیدهند. متأسفانه امروزه کمتر کسی این اثر را به یاد دارد.
Cheyenne (۱۹۵۵ تا ۱۹۶۲)
چاین نخستین سریال وسترن یکساعته تلویزیون بود که در زمان خود موفق شد هفت فصل روی آنتن باقی بماند و مسیر را برای تولید برنامههای ۶۰ دقیقهای هموار کند.
کلینت واکر در نقش شاین بودی ظاهر میشود؛ هفتتیرکشی سرگردان که در سراسر غرب وحشی به انجام مشاغل مختلف میپردازد و تقریباً همیشه خود را در میانه دردسرهای تازه پیدا میکند. حضور او به عنوان یکی از بهترین هفتتیرکشهای تلویزیونی، جذابیت سریال را دوچندان کرده است.
چاین یکی از سنتیترین نمونههای وسترن تلویزیونی محسوب میشود و حالوهوایی مشابه فیلم کلاسیک شین دارد. این مجموعه همچنین سکوی پرتاب سریال کوتاهمدت «داکوتاها» بود؛ اثری کمتر شناختهشده که آن هم شایسته توجه بیشتری است. علاوه بر این، موسیقی تیتراژ چاین بهشدت بهیادماندنی و گوشنواز است.
Paradise (۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱)
این مجموعه که ابتدا با نام پارادایس شناخته میشد و بعدها به Guns of Paradise تغییر نام داد، در دورهای از تلویزیون پخش شد که ژانر وسترن دوباره مورد توجه مخاطبان قرار گرفته بود.
در آن زمان آثاری مانند The Young Riders و مینیسریال حماسی Lonesome Dove محبوبیت فراوانی پیدا کرده بودند و پارادایس نیز موفق شد جایگاه ویژهای برای خود به دست آورد. با وجود اینکه امروزه کمتر از آن یاد میشود، این سریال قطعاً شایسته حضور در میان آثار ماندگار وسترن تلویزیونی است.
اتان آلن کورد با بازی لی هورسلی، هفتتیرکشی قدیمی است که تصمیم میگیرد زندگی خشونتآمیز خود را کنار بگذارد. او به شهر پارادایس در کالیفرنیا میرود تا از خواهرزادهها و برادرزادههای یتیمش مراقبت کند. در همین مسیر نیز عاشق آملیا لاوسون، مالک زمینهای منطقه، میشود؛ رابطهای که پیچیدگیهای خاص خود را به همراه دارد.
اگرچه پارادایس معمولاً در فهرست بهترین وسترنهای کلاسیک قرار نمیگیرد، اما ماجراجویی سهفصلی آن ارزش تماشا را دارد.
Joe Pickett (۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳)
جو پیکت بر اساس مجموعه رمانهای نویسنده مشهور سی. جی. باکس ساخته شده است و تنها سریال این فهرست محسوب میشود که در غرب مدرن آمریکا جریان دارد.
با این حال، شخصیت اصلی آن روحیهای کاملاً کلاسیک و وسترنی دارد. همین ویژگی نیز یکی از مهمترین دلایل جذابیت شخصیت جو با بازی مایکل دورمن است.
این سریال پس از دو فصل به شکلی ناگهانی لغو شد. داستان درباره محیطبانی در ایالت وایومینگ است که در مناطق وحشی و بکر آمریکا به بررسی مجموعهای از پروندههای مرموز میپردازد.
اگرچه اقتباس تلویزیونی در برخی بخشها از منبع اصلی فاصله گرفته است، اما همچنان اقتباسی موفق و جذاب به شمار میرود؛ چه برای طرفداران قدیمی کتابها، چه برای مخاطبان تازهوارد. همچنین تعداد کم قسمتها آن را به گزینهای عالی برای یک تماشای فشرده تبدیل کرده است.
The Rebel (۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱)
«جانی یوما یک یاغی بود، او در سراسر غرب پرسه میزد.» اگر با ترانه مشهور جانی کش آشنا باشید، احتمالاً نام این سریال را نیز شنیدهاید.
این مجموعه داستان جانی یوما با بازی نیک آدامز را روایت میکند؛ سرباز سابق کنفدراسیون که در سراسر غرب وحشی سفر میکند و با مشکلات و ماجراهای گوناگونی روبهرو میشود. با وجود تمام این چالشها، او همیشه تلاش میکند کار درست را انجام دهد.
سریال در دو فصل و مجموعاً ۷۶ قسمت تولید شد. با وجود تعداد بالای اپیزودها، زمان کوتاه هر قسمت باعث میشد ریتم سریال همچنان سریع و سرگرمکننده باقی بماند.
مانند چاین، این مجموعه نیز بسیاری از داستانهای آشنای ژانر وسترن را بازگو میکرد، اما جذابیت خاص نیک آدامز باعث میشد هر قسمت حالوهوای ویژه خود را داشته باشد. جالب اینکه گفته میشود ایده داستانی فیلم «هشت نفرتانگیز» از یکی از قسمتهای این سریال الهام گرفته شده است.
The Son (۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹)
اگرچه «پسر» یک سال پیش از یلوستون آغاز شد، اما اغلب در سایه موفقیت آن قرار گرفته است.
این درام شبکه AMC نیز درباره میراث یک خانواده دامدار است، اما داستان خود را در چندین بازه زمانی و میان نسلهای مختلف روایت میکند. محور اصلی داستان، الی مککالو با بازی پیرس برازنان است که دوران پیری او در کنار گذشتهاش به تصویر کشیده میشود.
این روایت دوگانه تصویری کامل از فداکاریها، تصمیمها و هزینههایی ارائه میدهد که برای حفظ خانواده پرداخت شدهاند.
سریال تنها ۲۰ قسمت دارد و بر اساس رمانی به همین نام نوشته فیلیپ مایر ساخته شده است. نتیجه، روایتی اعتیادآور از تگزاس است که به موضوعاتی مشابه آثار تیلور شریدان میپردازد. بسیاری معتقدند «پسر» حتی در اجرای این ایدهها موفقتر عمل کرده است.
Billy the Kid (۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵)
شاید عجیب باشد که سریالی که بهتازگی به پایان رسیده را «فراموششده» بنامیم، اما واقعیت این است که بسیاری از مخاطبان حتی از وجود این مجموعه خبر ندارند.
این سریال محصول MGM+ زندگی قانونشکن مشهور آمریکایی، بیلی د کید، با بازی تام بلیت را دنبال میکند. داستان از دوران کودکی سخت او آغاز میشود و تا حضورش در جنگ مشهور لینکلن کانتی و سرنوشت نهاییاش ادامه پیدا میکند.
یکی از دلایل جذابیت سریال این است که خود را به بازسازی کامل و دقیق تاریخ محدود نمیکند. هرچند داستان بر پایه رویدادهای واقعی شکل گرفته، اما در بسیاری از بخشها از واقعیت تاریخی فاصله میگیرد.
اگر بتوانید این تفاوتها را بپذیرید و سریال را به عنوان روایتی افسانهای از اسطورههای غرب وحشی تماشا کنید، احتمالاً از آن لذت خواهید برد. این مجموعه یکی از کمتوجهترین وسترنهای سالهای اخیر است و شایسته جایگاهی ماندگار در ذهن علاقهمندان ژانر وسترن محسوب میشود.
The Loner (۱۹۶۵ تا ۱۹۶۶)
لونر یکی از فراموششدهترین سریالهای وسترن تاریخ تلویزیون است؛ اثری که توسط راد سرلینگ، خالق مشهور منطقه گرگومیش، ساخته شد.
سرلینگ قصد داشت وسترنی «بزرگسالانه» خلق کند که مخاطبان اهل تفکر را جذب کند. نتیجه این ایده، شخصیت ویلیام کولتون با بازی لوید بریجز بود؛ کاپیتان سابق ارتش اتحاد که مانند بسیاری از قهرمانان کلاسیک غرب وحشی به سمت غرب سفر میکند و ناخواسته درگیر مشکلات گوناگون میشود.
با این حال، کولتون شخصیتی آرام، باهوش و کاریزماتیک دارد که میتواند با خونسردی از پس دشواریها برآید.
این سریال تنها یک فصل ۲۶ قسمتی داشت، اما همچنان پس از گذشت دههها ارزش تماشا را حفظ کرده است. نگاه خلاقانه سرلینگ به ژانر وسترن کاملاً منحصربهفرد بود. برخلاف بسیاری از آثار آن دوره، لونر تنها بر تیراندازی و اکشن تمرکز نداشت، بلکه تلاش میکرد تصویری واقعگرایانهتر از زندگی در غرب آمریکا ارائه دهد.
جمعبندی
اگرچه نامهایی مانند یلوستون، ددوود یا آثار کلاسیک مشهور بیشتر در ذهن مخاطبان باقی ماندهاند، اما تاریخ تلویزیون مملو از سریالهای وسترن ارزشمندی است که به مرور زمان از یادها رفتهاند. این هشت مجموعه هرکدام از زاویهای متفاوت به غرب آمریکا پرداختهاند و برای علاقهمندان ژانر وسترن میتوانند تجربهای جذاب، متفاوت و گاه غافلگیرکننده باشند.
اگر طرفدار ژانر وسترن هستید، یکی از این سریالها را انتخاب کنید و تجربه تماشای خود را با دیگر علاقهمندان به اشتراک بگذارید.






