به زندگی روزمره نگاه کنید؛ کلاسهای درس، محیطهای کاری، روالهای خانوادگی. الگوهای تکرارشوندهای دیده میشود. مردان اغلب در موقعیتهای قدرت و تصمیمگیری حضور دارند. زنان بیشتر با نقشهای مراقبتی و حمایتی شناخته میشوند.
با گذشت زمان، این نقشهای قابل مشاهده بر شیوه تفکر افراد درباره جنسیت اثر میگذارند. بسیاری به این باور میرسند که مردان و زنان ذاتاً در جاهطلبی، اعتمادبهنفس، یا مهربانی متفاوت هستند. اما یک مطالعه بینالمللی گسترده نشان میدهد که واقعیت چیز دیگری است.
این پژوهش نشان میدهد که چنین باورهایی نه ویژگیهای ذاتی هستند، نه صرفاً حاصل تفاوتهای فرهنگی. این کلیشهها مستقیماً از نقشهای اجتماعی زنان و مردان شکل میگیرند؛ از آنچه مردم هر روز میبینند و تجربه میکنند.
با مقایسه نگرشهای عمومی در دهها کشور طی نزدیک به سه دهه، این مطالعه آشکار میکند که کلیشههای جنسیتی تا چه اندازه با کار، قدرت، و میزان دیدهشدن گره خوردهاند؛ همچنین توضیح میدهد چرا برخی باورها تغییر میکنند اما برخی دیگر سرسختانه باقی میمانند.
تکرار جهانی کلیشههای جنسیتی
در همه کشورها و در هر دو دوره نظرسنجی، الگوهای روشنی دیده شد. مردان معمولاً با ویژگیهای عاملیتمحور توصیف میشدند؛ ویژگیهایی مانند جاهطلبی، رقابتپذیری، قاطعیت.
زنان اغلب با ویژگیهای جمعگرایانه شناخته میشدند؛ از جمله مهربانی، گرمی، مراقبت.
این باورها بارها تکرار شدند، حتی در کشورهایی با فرهنگها و سنتهای متفاوت. شدت هر باور متفاوت بود، اما الگوی پایه تقریباً ثابت ماند.
پیشرفت واقعی، بدون تغییر در ادراک
بسیاری انتظار دارند با افزایش حضور زنان در بازار کار، کلیشههای جنسیتی تضعیف شوند. این تغییر در بسیاری از کشورها رخ داده است، اما باورهای سنتی همچنان رایج هستند.
«تداوم کلیشه مرد عاملیتمحور در سراسر جهان بازتابی از حضور مداوم مردان در برجستهترین و باپرستیژترین نقشهاست»، این را کریستا ناتر، نویسنده اصلی مطالعه از مؤسسه روانشناسی دانشگاه برن میگوید.
او توضیح میدهد که اگرچه زنان بهطور فزایندهای به نقشهای رهبری دست یافتهاند، این موقعیتها اغلب در سازمانهایی با مأموریتهای جمعگرایانهتر دیده میشوند؛ مانند سازمانهای غیرانتفاعی یا آموزشی.
مردان همچنان در نقشهای بسیار قابل مشاهده و قدرتمند غالب هستند؛ از جمله رهبری شرکتهای بزرگ یا مشاغلی که با خطر فیزیکی یا قدرت بدنی مرتبطاند، مانند آتشنشانان، نیروهای پلیس، سربازان.
قرار گرفتن مکرر در معرض این نقشها، باور به جاهطلبی و شجاعت مردانه را تقویت میکند.
نقش کار در شکلگیری تصویر زنان
این پژوهش نشان داد که باورها درباره زنان نیز ارتباط نزدیکی با نقشهای شغلی دارد. در کشورهایی که زنان بیشتر در آموزش یا حرفههای مراقبتی مشابه فعالیت میکنند، کلیشههای جمعگرایانه قویتر دیده میشود.
افراد باورهای خود را با مشاهده زندگی روزمره شکل میدهند. وقتی زنان بیشتر در مشاغل مراقبتمحور دیده میشوند، ویژگیهایی مانند مهربانی و گرمی به هویت زنانه گره میخورد.
«تقسیم جنسیتی آشکار کار در محیط کار و خانه وجود دارد که مضمون جمعگرایانه کلیشههای زنان و مضمون عاملیتمحور کلیشههای مردان را توضیح میدهد»، آلیس ایگلی، استاد ممتاز روانشناسی دانشگاه نورثوسترن میگوید.
زمانی که کلیشههای جنسیتی شروع به تغییر میکنند
همه کلیشهها ثابت نماندند. باورها درباره شایستگی در طول زمان تغییر کرد. شایستگی شامل ویژگیهایی مانند هوش و خلاقیت است.
با افزایش تعداد زنانی که مدارک دانشگاهی دریافت کردند، افراد بهتدریج زنان و مردان را از نظر توانمندی برابر دیدند. آموزش نقش کلیدی در بازسازی این باورها داشت.
این تغییر نشان میدهد که کلیشهها زمانی دگرگون میشوند که نقشهای اجتماعی بهطور ملموس و قابل مشاهده تغییر کنند.
تأثیر رهبری سیاسی بر کلیشهها
این مطالعه همچنین قدرت سیاسی را بررسی کرد. در کشورهایی که زنان موقعیتهای رهبری بیشتری در دولت داشتند، مردم زنان را جمعگراتر از مردان توصیف میکردند. ویژگیهای عاملیتمحور به همان اندازه افزایش نیافت.
دلیل این موضوع به نوع نقشها بازمیگردد. زنان رهبر اغلب مسئول وزارتخانهها یا نهادهایی مرتبط با خانواده، کودکان، خدمات اجتماعی هستند.
نقشهای مالی و دفاعی همچنان بیشتر در اختیار مردان است. بار دیگر، نقشهای قابل مشاهده مسیر باورها را تعیین میکنند.
پیامدهای مخرب کلیشههای جنسیتی
کلیشههای جنسیتی بر تصمیمهای واقعی اثر میگذارند. این باورها استخدام، آموزش، میزان احترام اجتماعی را شکل میدهند. هرچند کلیشهها ممکن است به تصمیمگیری سریع کمک کنند، اما اغلب آسیبزا هستند.
«کلیشهها میتوانند افرادی را که با انتظارات همخوانی ندارند، نهتنها غیرمنتظره بلکه غیرقابلقبول جلوه دهند؛ برای مثال زنی که در مهندسی هوافضا میدرخشد یا مردی که معلمی دلسوز برای کودکان خردسال است»، ناتر میگوید.
این باورها بر کل جامعه نیز اثر میگذارند.
«کلیشههای جنسیتی معمولاً فرصت برابر را تضعیف میکنند و استعدادهایی را نادیده میگیرند که با الگوهای رایج زنانه یا مردانه تفاوت دارند»، ایگلی توضیح میدهد.
تغییر آنچه جامعه هر روز میبیند
این پژوهش راهحلهای روشنی ارائه میدهد. کلیشههای جنسیتی زمانی تضعیف میشوند که زنان و مردان نقشهای مشابهی را بر عهده بگیرند. دیدهشدن برابر اهمیت اساسی دارد.
سیاستهای حمایتی میتوانند مؤثر باشند. مرخصی والدین برای پدران، مراقبت مشترک از کودک را تقویت میکند. بهبود خدمات نگهداری از کودک به مادران امکان میدهد مسیرهای شغلی demandingتری را دنبال کنند.
اتوماسیون نیاز به قدرت بدنی را در بسیاری از مشاغل کاهش داده و گزینههای جدیدی پیش روی زنان قرار داده است.
حضور بیشتر مردان در حرفههای مراقبتی نیز اهمیت دارد. آموزش کودکان و خدمات مراقبتی از توازن جنسیتی سود میبرند.
«سیاستهای دولتی که تبعیض جنسیتی را به چالش میکشند و فرصت برابر را ترویج میدهند نیز بسیار کمککننده هستند»، ایگلی میگوید.
پیام این تحقیق روشن است. کلیشههای جنسیتی از مشاهده روزمره تغذیه میشوند. تغییر آنچه جامعه هر روز میبیند، مؤثرترین مسیر بهسوی باورهای منصفانهتر و فرصتهای گستردهتر است.
این مطالعه در نشریه علمی Proceedings of the National Academy of Sciences (PNAS) منتشر شده است.
جمعبندی
کلیشههای جنسیتی حاصل نقشهای اجتماعی قابل مشاهده هستند و با تغییر واقعی این نقشها، بهویژه در کار و رهبری، میتوان آنها را بهتدریج تضعیف کرد.
اگر به موضوع برابری جنسیتی علاقهمند هستید، مقالههای مرتبط ما را بخوانید، نظر خود را بنویسید یا این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید.