و ما ایستادهایم در آستانهی سالی که بیش از هر چیز، بوی امید میدهد.
۳۸ سال پیش، در چنین روزهایی، مردم ایران آخرین سال نوِ جنگی را تجربه میکردند؛ سال ۱۳۶۷.
سالِ خستگی، سالِ چشمهای منتظر، سالِ دلهایی که فقط یک آرزو داشتند: «پایان».
جنگ تمام شد، اما زخمهایش سالها با مردم ماند.
در خاطرهها، در زندگیها، در نسلهایی که با صدای آژیر و نبودنها بزرگ شدند.
امروز، در آستانهی ۱۴۰۵، همان آرزو دوباره زنده است…
نه فقط برای ایران، بلکه برای همهی مردمی که زیر سایهی جنگ نفس میکشند.
امید داریم این سال،
سالِ خاموش شدن صداهای انفجار باشد،
سالِ بازگشت لبخند به صورت کودکان،
سالِ آرام گرفتن مادران،
و سالی که هیچ کودکی، جنگ را به یاد نیاورد.
امید داریم این بار،
پایان فقط پایان نباشد،
آغازی باشد برای جهانی که دیگر زخم تازهای نسازد.
سال نو نزدیک است…
و ما هنوز، با تمام خستگیها،
به صلح ایمان داریم.