در دل دشتهای شمالی-مرکزی سریلانکا، سازهای عظیم سر برافراشته که با گذشت نزدیک به ۱۷ قرن، همچنان پابرجاست. جتاوانارامایا نهتنها یکی از بزرگترین دستاوردهای مهندسی دنیای باستان به شمار میرود، بلکه نمادی زنده از تداوم آیین بودایی و تاریخ معنوی آسیاست.
شهر مقدس آنورادهاپورا؛ جایی که گذشته زنده است
اگر در روز ماه کامل از شهر باستانی آنورادهاپورا دیدن کنید، گذشته برایتان دور و محو نخواهد بود. زائران بودایی با لباسهای سفید، پابرهنه در مسیرهای خاکی قدم میزنند. راهبان با جامههای زعفرانی، سحرگاهان نیایش میخوانند. گردشگران خارجی از تایوان تا کانادا، در کنار مردم محلی، در آیینهایی شرکت میکنند که بیش از ۲۰۰۰ سال است تقریباً بدون وقفه در این مکان برگزار میشود.
آنورادهاپورا نخستین پایتخت بزرگ سریلانکا بود و امروز نیز یکی از مقدسترین شهرهای جهان بودایی محسوب میشود. این شهر بهعنوان نخستین مکانی شناخته میشود که آیین بودا در خارج از هند در آن پذیرفته شد.
پارک باستانشناسی آنورادهاپورا
در گستره وسیع این پارک باستانی، صومعهها، مخازن آب و استوپاهایی دیده میشود که در شمار جاهطلبانهترین بناهای مذهبی تاریخ قرار دارند. اما در میان همه آنها، یک سازه بیش از بقیه چشمگیر است.
جتاوانارامایا؛ غولی از آجر در دنیای باستان
گنبد عظیم و حبابمانند جتاوانارامایا بر فراز سایر بناها قد برافراشته است. این استوپا در اوایل قرن چهارم میلادی تکمیل شد و در زمان خود، سومین سازه دستساز بزرگ جهان به شمار میرفت؛ پس از اهرام بزرگ جیزه در مصر.
این بنا حدود سال ۳۰۱ میلادی و با استفاده از حدود ۹۳.۳ میلیون آجر گِلی پخته ساخته شد. ارتفاع اولیه آن به حدود ۱۲۲ متر میرسید که آن را به یکی از بلندترین سازههای دنیای باستان تبدیل میکرد.
امروزه پس از قرنها فروریختن، رهاشدگی و مرمت، ارتفاع جتاوانارامایا به حدود ۷۱ متر رسیده است. با وجود این کاهش، همچنان بزرگترین سازه آجری جهان از نظر حجم محسوب میشود.
مقیاسی فراتر از تصور
باستانشناسان برآورد کردهاند که آجرهای بهکاررفته در این استوپا میتوانست دیواری به ارتفاع حدود یک متر بسازد که از لندن تا ادینبرو امتداد یابد یا نیویورک را به پیتسبورگ متصل کند.
با این حال، جتاوانارامایا در خارج از سریلانکا چندان شناختهشده نیست. برخلاف اهرام مصر، این بنا همواره در معرض دید تاریخ نبود. رشد جنگلها، تغییر اولویتهای مذهبی و حفاظت گزینشی، بهتدریج این سازه و بخش بزرگی از داستان آن را زیر لایهای از فراموشی پنهان کرد.
گمشده و دوباره کشفشده
جتاوانارامایا فقط نام یک استوپا نیست، بلکه به قلب یک مجموعه عظیم صومعهای به نام جتاوانا ویهارا اشاره دارد؛ مجموعهای که برای اسکان صدها راهب طراحی شده بود.
تمام ساختمانهای این مجموعه بهگونهای جانمایی شده بودند که رو به استوپا باشند. راهبان با خروج از محل سکونت خود، نخست با این بنای مقدس روبهرو میشدند؛ یادآوری روزانهای از ایمان و نظم کیهانی.
«حدود ۲۰۰ راهب در اینجا زندگی میکردند. مردم برای کسب ثواب، لباس، کتاب و غذا اهدا میکردند. اینجا یک شهر مذهبی زنده بود.»
این توضیح را گودامونه پاناسیها، راهب و افسر ارشد باستانشناسی آنورادهاپورا، هنگام قدمزدن آرام و ساعتگرد در اطراف پایه استوپا بیان میکند.
اختلافات مذهبی در دل یک شاهکار
از همان ابتدا، جتاوانارامایا بنایی بحثبرانگیز بود. این استوپا بر زمینی ساخته شد که بهطور سنتی به ماها ویهارا، مرکز ارتدوکس بودایی تراوادا، تعلق داشت و گفته میشود بدون رضایت راهبان آن بنا شد.
این مجموعه بعدها با فرقه ساگالیکا مرتبط شد که آموزههایی نزدیک به مهایانه داشت. از آنجا که هیچ متن تاریخی مهایانهای از سریلانکای باستان باقی نمانده، بخش زیادی از تاریخ جتاوانارامایا بهصورت غیرمستقیم بازسازی میشود و روایتها گاه ناقص یا محل اختلافاند.
مهندسی باستانی در مقیاسی عظیم
چالشهای فنی ساخت جتاوانارامایا بسیار بزرگ بودند. برخلاف اهرام سنگی مصر، این سازه عظیم تقریباً بهطور کامل از آجر گِلی ساخته شد؛ مادهای که در برابر فرسایش و ریزش آسیبپذیرتر است.
باستانشناسان کورههای آجرپزی متعددی را در اطراف آنورادهاپورا شناسایی کردهاند که نشاندهنده تولید انبوه آجر در این منطقه است. با این حال، هیچیک هنوز بهطور قطعی به جتاوانارامایا یا اوایل قرن چهارم میلادی نسبت داده نشدهاند.
نیروی کار و سازماندهی
انتقال چنین حجم عظیمی از مصالح، نیازمند سازماندهی و نیروی کار فوقالعادهای بود. منابع تاریخی در این زمینه شفاف نیستند. برخی از کار داوطلبانه سخن میگویند و برخی دیگر به استفاده از بردگان اشاره دارند.
به گفته پاناسیها، متون کهن نشان میدهند که شاه ماهاسِنا، بانی این استوپا، از اسیران جنگی گرفتهشده در لشکرکشیهای هند برای تکمیل نیروی کار استفاده کرده است.
نقش فیلها و فناوریهای بومی
اگرچه اسناد مستقیمی از استفاده حیوانات در جتاوانارامایا وجود ندارد، تاریخدانان معتقدند فیلها و ارابههای گاوی بهاحتمال زیاد در حمل آجرها و فشردهسازی خاک پی بهکار رفتهاند؛ روشی که تا دوران نسبتاً معاصر در سریلانکا رایج بوده است.
داربستها عمدتاً از بامبو ساخته میشدند و با طنابهای الیاف نارگیل و پیچکهای جنگلی به هم بسته میشدند. فلزات بهندرت استفاده میشدند و بیشتر برای ابزار کاربرد داشتند تا اجزای سازهای.
سازهای برای ماندگاری
جتاوانارامایا اوج دانش مهندسی سریلانکای باستان را نشان میدهد. شکل نیمکرهای عظیم آن، وزن را بهطور یکنواخت توزیع میکند و پیسازی آن با دقت فراوان انجام شده است.
سالنامههای کهن توصیف میکنند که سازندگان، زمین حفاریشده را غرق آب میکردند تا میزان جذب آن را بسنجند؛ روشی ابتدایی اما مؤثر برای آزمایش خاک.
بخش فروریختهای از استوپا نیز نشانهای از نبوغ مهندسان است. پاناسیها به محفظهای توخالی و استوانهای در دل ویرانهها اشاره میکند که از درک اولیه تهویه هوا حکایت دارد.
فرسایش زمان
با وجود این پیشرفتها، گذر زمان بیتأثیر نبوده است. زمینلرزهها، بارانهای موسمی و قرنها رهاشدگی باعث فروریختن بخشهایی از استوپا شدند. آخرین مرمت عمده این بنا در قرن دوازدهم میلادی و در دوران پادشاهی پاراکراماباهو اول انجام گرفت.
نتیجهگیری؛ میراثی که هنوز نفس میکشد
جتاوانارامایا تنها یک بنای تاریخی نیست؛ این سازه عظیم، گواهی زنده بر توان مهندسی، ایمان مذهبی و سازماندهی اجتماعی در دنیای باستان است. استوپایی که با آجر و باور ساخته شد و پس از ۱۷۰۰ سال، همچنان ایستاده است.
اگر به شگفتیهای مهندسی باستان علاقهمند هستید، مقالههای مرتبط ما درباره معماری مذهبی جهان باستان را بخوانید و دیدگاه خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.
