ده سال دیگر، جهان چهرهای کاملاً متفاوت خواهد داشت.
هال برندز، استاد امور جهانی در مدرسه مطالعات بینالمللی پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز و پژوهشگر ارشد در مؤسسه امریکن اینترپرایز، در این مقاله به بررسی آینده نظم جهانی میپردازد.
گذار از نظم قدیم به جهان جدید
«جهان قدیم در حال مرگ است و جهان جدید برای تولد تقلا میکند.» این جمله را آنتونیو گرامشی، فیلسوف ایتالیایی، در سال ۱۹۳۰ نوشت. با وجود گرایشهای مارکسیستی او، گرامشی در عصر ترامپی احساس بیگانگی نمیکرد. در اینجا، جهان قدیم به نظمی اشاره دارد که ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم در غرب ایجاد کرد و پس از پیروزی در جنگ سرد، تلاش کرد آن را در سطح جهانی گسترش دهد.
این پروژه دستاوردهای عظیمی به همراه داشت؛ صلحی کمنظیر، رفاه اقتصادی، گسترش آزادی. اما امروز، این نظم به نقطه پایان خود نزدیک شده است.
چالش قدرتهای تجدیدنظرطلب
در سالهای اخیر، کشورهایی مانند چین و روسیه بهطور مداوم این نظم را تضعیف کردهاند. در عین حال، خود ایالات متحده نیز گاهی در تقابل با این ساختار قرار گرفته است. به همین دلیل، آینده جهان در هالهای از ابهام قرار دارد.
سؤال اصلی این است: جهان جدیدی که پس از این دوره گذار شکل میگیرد، چه ویژگیهایی خواهد داشت؟
سه سناریو برای آینده نظم جهانی
۱. جهان دو قطبی جدید
در این سناریو، جهان به دو بلوک رقیب تقسیم میشود؛ یکی به رهبری واشنگتن، دیگری به رهبری پکن. این وضعیت شباهت زیادی به دوران جنگ سرد خواهد داشت.
۲. جهان چند امپراتوری
در این حالت، بهجای دو بلوک، چندین قدرت منطقهای ظهور میکنند. هر یک از این قدرتها حوزه نفوذ خود را گسترش داده و نوعی نظم چندقطبی شکل میگیرد.
۳. جهان بینظم و آنارشیک
در این سناریو، رفتار ایالات متحده حالت تهاجمی و فرصتطلبانه پیدا میکند. نتیجه آن، فروپاشی نظم موجود و ورود جهان به دورهای از بیثباتی شدید خواهد بود.
چرا وضعیت فعلی شکننده است؟
آنچه شرایط کنونی را خطرناک میکند، این است که هر سه سناریو کاملاً محتمل هستند. سیاست خارجی یک ابرقدرت دچار تناقض، زمینه را برای تحقق هر یک از این مسیرها فراهم کرده است.
بخش زیادی از آینده به تصمیمات ایالات متحده و چرخههای انتخاباتی آن بستگی دارد. اما بررسی این سناریوها، نخستین گام برای آماده شدن در برابر جهانی است که حتی در بهترین حالت نیز، پراکندهتر و خشنتر از گذشته خواهد بود.
نقش آمریکا در شکلگیری نظم جهانی
جهان مدرن تا حد زیادی ساخته و پرداخته ایالات متحده است. پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا شبکهای از اتحادها در سراسر اوراسیا ایجاد کرد. اقتصاد جهانی را احیا کرد، تجارت بینالمللی را گسترش داد، امنیت مسیرهای دریایی را تضمین کرد.
در عمل، ایالات متحده بیش از هر نهاد دیگری، به مفهوم «دولت جهانی» نزدیک شد.
افسانهها و واقعیتها
با این حال، این دستاورد بزرگ نیز بدون نقص نبود. آمریکا گاهی برای حفظ نظم لیبرال، از روشهای غیرلیبرال استفاده کرد؛ از مداخلات نظامی گرفته تا عملیاتهای مخفیانه.
- اختلافات شدید میان متحدان، مانند بحران سوئز در سال ۱۹۵۶
- تهاجم به عراق در سال ۲۰۰۳
- تغییر قوانین توسط خود آمریکا، مانند خروج از نظام مالی برتون وودز در ۱۹۷۱
واقعیت این است که هیچ نظمی بدون تناقض، فشار، قدرتنمایی شکل نمیگیرد.
مزایای Pax Americana
با وجود تمام کاستیها، نظم آمریکایی توانست ترکیبی منحصربهفرد از قدرت و منافع گسترده ایجاد کند. این رویکرد بر این اصل استوار بود که حتی یک قدرت بزرگ نیز برای شکوفایی، باید به ثبات و رفاه دیگر کشورها کمک کند.
نتایج این رویکرد چشمگیر بود:
- دههها صلح میان قدرتهای بزرگ پس از دو جنگ جهانی
- افزایش قابل توجه سطح رفاه جهانی
- گسترش دموکراسی در سطح جهان
- کاهش نابودی کشورها بهعنوان یک پدیده رایج
در عین حال، خود آمریکا نیز از این نظم سود زیادی برد. شبکههای اتحاد، قدرت این کشور را چند برابر کرد و نفوذ جهانی آن را افزایش داد.
جمعبندی: آیندهای پیچیدهتر از گذشته
جهان پساترامپ به احتمال زیاد، دیگر آن نظم یکپارچه و قابل پیشبینی گذشته را نخواهد داشت. سناریوهای مختلفی پیش روی ماست، اما نقطه مشترک همه آنها، افزایش رقابت، بیثباتی و پیچیدگی است.
درک این سناریوها، اولین قدم برای تصمیمگیری هوشمندانه در دنیای آینده است.
نظر شما درباره آینده نظم جهانی چیست؟ دیدگاه خود را در بخش کامنتها بنویسید و این مقاله را با همکاران خود به اشتراک بگذارید.