اسپریهای ضدعفونیکننده همهجا هستند؛ از آشپزخانه و حمام گرفته تا مدارس و بیمارستانها. بیشتر ما بدون فکر کردن از آنها استفاده میکنیم.
اما پژوهشهای جدید نشان میدهد نحوه استفاده از این مواد ممکن است بسیار مهمتر از چیزی باشد که تصور میکنیم. در آزمایشهای آزمایشگاهی، تنفس مواد شیمیایی رایج در پاککنندهها آسیب بسیار بیشتری به ریهها وارد کرده است نسبت به زمانی که همان مواد بلعیده میشوند.
این یافتهها به معنای توقف ضدعفونی کردن نیست، اما پرسشهای مهمی را درباره شکاف در فرضیات ایمنی مطرح میکند، بهویژه درباره اینکه پس از اسپری شدن این مواد در هوا چه اتفاقی میافتد.
پس از اسپری چه اتفاقی میافتد؟
در آزمایشهای انجامشده روی موشها، آسیب ریه در دوزهایی بسیار پایینتر از مقادیر مرتبط با مطالعات بلع مشاهده شد.
پژوهشگران این آسیب را به ترکیبات موجود در ضدعفونیکنندههای رایج نسبت دادند. غلظت این مواد در خون به محدودهای مشابه آنچه پیشتر در انسانها گزارش شده بود رسید و نشان داد که تماس ریوی میتواند به بار شیمیایی بدن مرتبط باشد.
این همپوشانی بهتنهایی خطر برای انسان را اثبات نمیکند، اما مسیر ورود مواد به بدن را به مسئلهای کلیدی تبدیل میکند.
فراتر از پاککنندههای سطحی
این ضدعفونیکنندهها به گروهی از ترکیبات به نام آمونیومهای چهارتایی یا QACs تعلق دارند که در محصولات پاککننده بسیار رایج هستند.
این ترکیبات بهتنهایی بهراحتی به گاز تبدیل نمیشوند، اما هنگام اسپری شدن به قطرات بسیار ریز تبدیل میشوند که میتوانند استنشاق شده و به عمق ریهها برسند.
QACها فقط در پاککنندهها نیستند. این مواد در محصولاتی مانند علفکشها، اسپریهای بینی، دهانشویهها، ورقههای خشککن لباس و نرمکنندههای پارچه نیز یافت میشوند. این موضوع نشان میدهد افراد ممکن است بیش از آنچه تصور میکنند در معرض این مواد باشند.
این استفاده گسترده نگرانیهایی ایجاد کرده است. در یک مطالعه، QACها در ۸۰ درصد افراد مورد آزمایش یافت شدند و سطوح بالاتر آنها با کاهش تولید انرژی در سلولها مرتبط بود.
ردیابی مواجهه در خون
پژوهش جدید نشان داد سطح این مواد شیمیایی در خون پس از مواجهه بهسرعت کاهش مییابد. این موضوع نشان میدهد که این ترکیبات بهسرعت از طریق ریهها وارد بدن شده و سپس در جریان خون پخش میشوند.
بنابراین زمان اهمیت دارد. اگر آزمایش خون دیر انجام شود، ممکن است میزان مواجهه کمتر از واقعیت به نظر برسد، حتی اگر بلافاصله پس از استنشاق سطح بسیار بالاتری وجود داشته باشد.
اگرچه مطالعات روی موشها نمیتواند بهطور کامل خطر برای انسان را پیشبینی کند، اما به درک نحوه ورود این مواد از هوا به بدن کمک میکند.
برخی اسپریهای ضدعفونیکننده خطرناکترند
این مطالعه تفاوتهای مهمی بین مواد شیمیایی و حتی بین افراد نشان داد.
یکی از ترکیبات به نام دیدسیل دیمتیلآمونیوم کلراید نسبت به بنزالکونیوم کلراید در دوز مشابه آسیب بیشتری ایجاد کرد.
این ماده باعث مرگ بیشتر در موشها شد و سطح بالاتری از پروتئین و ذرات در مایع ریه ایجاد کرد که نشانه آسیب شدیدتر به کیسههای هوایی است. همچنین سلولهای ایمنی سریعتر وارد عمل شدند و در مراحل بعدی تورم و اختلال بیشتری در بافت مشاهده شد.
این تفاوتها نشان میدهد محصولاتی با برچسب مشابه لزوماً خطر یکسانی ندارند. همچنین مشخص شد موشهای نر نسبت به مادهها در سطح مواجهه مشابه بیشتر در معرض مرگ بودند.
دادههای خون یک توضیح احتمالی ارائه دادند؛ موشهای ماده سریعتر بنزالکونیوم کلراید را از ریهها به جریان خون منتقل میکردند، که ممکن است مدت تماس این ماده با بافت ریه را کاهش دهد.
با این حال این الگو تمام اثرات ماده دوم را توضیح نمیدهد و تفاوتهای جنسیتی هنوز بهطور کامل درک نشده است.
آسیب ریه چگونه آغاز میشود؟
بلع این ترکیبات باعث میشود بخش زیادی از آنها خارج از بدن باقی بماند، اما استنشاق کاملاً متفاوت است. زمانی که قطرات اسپری به ریه میرسند، مستقیماً با بافت حساسی که برای تبادل سریع گاز طراحی شده تماس پیدا میکنند، و همین موضوع ریهها را بسیار آسیبپذیر میکند.
پژوهشگران معتقدند این آسیب به میتوکندریها مربوط است؛ بخشهایی از سلول که مسئول تولید انرژی هستند. این ضدعفونیکنندهها به نظر میرسد عملکرد این سیستمها را مختل میکنند.
وقتی سلولها انرژی خود را از دست میدهند، در حفظ سدهای محافظتی دچار مشکل میشوند. این موضوع باعث نشت مایعات و سلولهای ایمنی به بافت ریه و افزایش التهاب و آسیب میشود.
اگرچه این فرآیند هنوز بهطور کامل در انسان تأیید نشده، اما توضیح میدهد چرا مواجهه استنشاقی رفتار متفاوتی نسبت به بلع دارد.
دادههای واقعی نیز همین مسیر را نشان میدهند. در محیطهای درمانی، تماس با QACها با افزایش ۷.۵ برابری آسم تشخیصدادهشده توسط پزشک مرتبط بوده است.
همچنین مطالعهای روی بیش از ۷۳ هزار پرستار در آمریکا نشان داد مواجهه بالا با ضدعفونیکنندهها با بیماری مزمن انسدادی ریه مرتبط است.
این مطالعات اثبات قطعی برای محیطهای خانگی نیست، اما نشان میدهد استنشاق مکرر میتواند خطرات واقعی برای سیستم تنفسی داشته باشد.
پرسشهایی که هنوز باقی ماندهاند
مواجهه در انسان معمولاً بهصورت دوزهای پایین اما تکرارشونده در طول ماهها یا سالها رخ میدهد، نه یک دوز حاد مانند آزمایشهای حیوانی.
زمان نیز اهمیت دارد، زیرا سطح این مواد در خون بهسرعت کاهش مییابد و ممکن است اندازهگیری دیرهنگام، میزان واقعی مواجهه را کمتر نشان دهد.
پژوهشگران تنها دو ترکیب را بررسی کردهاند، بنابراین سایر مواد این خانواده ممکن است رفتار متفاوتی در ریهها داشته باشند.
این محدودیتها مانع نتیجهگیری قطعی میشود، اما مسیر تحقیقات آینده را مشخص میکند.
خطر پاککنندههای معلق در هوا
قطرات معلق در هوا عامل کلیدی هستند. به این معنا که یک ضدعفونیکننده میتواند هنگام اسپری شدن خطر متفاوتی نسبت به زمانی که بهصورت مایع استفاده میشود داشته باشد.
این تفاوت در محیطهایی مانند خانهها، مدارس، بیمارستانها و سیستمهای حملونقل اهمیت بیشتری پیدا میکند، جایی که پاکسازی مداوم باعث باقی ماندن این ذرات در هوای مشترک میشود.
این یافتهها نشان نمیدهد باید ضدعفونی را متوقف کرد، اما این فرض قدیمی را به چالش میکشد که استنشاق این مواد اهمیت کمی دارد.
در نتیجه، پاکسازی دیگر فقط یک مسئله سطحی نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با سلامت مسیرهای تنفسی تبدیل میشود.
مطالعات آینده باید بر مواجهه مزمن در انسان تمرکز کنند، اما همین تحقیق نشان میدهد نادیده گرفتن خطرات اسپری کردن این مواد دشوار است.
جمعبندی
استنشاق اسپریهای ضدعفونیکننده میتواند خطرات جدیتری نسبت به تصور رایج داشته باشد و توجه به نحوه استفاده از آنها ضروری است.
اگر از اسپریهای ضدعفونیکننده استفاده میکنید، حتماً در محیطهای دارای تهویه مناسب این کار را انجام دهید تا ریسک استنشاق کاهش یابد.