لانگ کووید همچنان یکی از معماهای بزرگ پزشکی در سراسر جهان است. بسیاری از افراد پس از ابتلا به کووید-۱۹ ظاهراً بهبود مییابند، اما ماهها بعد متوجه میشوند که همچنان با مشکلاتی مانند اختلال حافظه، کاهش تمرکز، اختلال خواب یا نوسانات خلقی دستوپنجه نرم میکنند.
این علائم مرتبط با مغز، در بسیاری از موارد بیش از مشکلات تنفسی باقیمانده، زندگی روزمره، تحصیل و عملکرد شغلی افراد را مختل میکنند.
اکنون پژوهشگران دانشگاه Northwestern Medicine با همکاری تیمهایی از چهار کشور مختلف نشان دادهاند که میزان گزارش این علائم مغزی در میان مبتلایان به لانگ کووید، از کشوری به کشور دیگر تفاوت چشمگیری دارد؛ حتی زمانی که الگوی انتشار ویروس در این کشورها مشابه بوده است.
تفاوت مه مغزی لانگ کووید در کشورهای مختلف
در این پژوهش بیش از ۳۱۰۰ فرد بزرگسال مبتلا به لانگ کووید در چهار کشور مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران از شهرهای شیکاگو در ایالات متحده، مدلین در کلمبیا، لاگوس در نیجریه و جیپور در هند انتخاب شدند.
نکته قابلتوجه این بود که اکثر شرکتکنندگان در زمان ابتلای اولیه به کووید-۱۹ نیازی به بستری شدن در بیمارستان نداشتند، با این حال ماهها پس از بهبودی همچنان علائم عصبی را گزارش میکردند.
یکی از شایعترین شکایتها، مه مغزی (Brain Fog) بود؛ اصطلاحی که به مجموعهای از مشکلات شامل اختلال حافظه، کاهش تمرکز و دشواری در تفکر شفاف اشاره دارد.
- در میان بیماران غیر بستریشده در ایالات متحده، ۸۶ درصد مه مغزی را گزارش کردند.
- در کلمبیا و نیجریه، حدود ۶۰ درصد بیماران علائم مشابه داشتند.
- در هند، تنها حدود ۱۵ درصد از بیماران این مشکل را گزارش کردند.
این تفاوتها به معنای خفیفتر بودن بیماری در هند یا نیجریه نیست. سویههای ویروس SARS-CoV-2 در سطح جهانی الگوهای نسبتاً مشابهی داشتهاند و زیستشناسی بهتنهایی نمیتواند چنین شکاف بزرگی را توضیح دهد.
به گفته پژوهشگران، عوامل اجتماعی، فرهنگی و ساختار نظام سلامت محتملترین دلایل این تفاوتها هستند.
تفاوت علائم خلقی در مبتلایان به لانگ کووید
علائمی مانند افسردگی و اضطراب در کشورهای با درآمد بالاتر بهمراتب بیشتر گزارش شدهاند. نزدیک به سهچهارم بیماران آمریکایی علائم مرتبط با خلقوخو را تجربه کرده بودند، در حالی که کلمبیا در سطحی متوسط قرار داشت.
در مقابل، نرخ گزارش این علائم در نیجریه و هند بهطور قابلتوجهی پایینتر بود.
اختلالات خواب نیز الگوی مشابهی داشتند. بیخوابی بیش از نیمی از بیماران آمریکایی را درگیر کرده بود، اما در سایر کشورها بسیار کمتر گزارش شد.
این الگوها در مجموع نشان میدهند که تفاوتها بیش از آنکه ناشی از حضور یا عدم حضور بیماری باشند، به نحوه شناسایی و گزارش علائم بازمیگردند.
«در ایالات متحده و کلمبیا صحبت درباره سلامت روان و مشکلات شناختی از نظر فرهنگی پذیرفتهشده است، اما در نیجریه و هند چنین نیست.»
— دکتر ایگور کورالنیک، نویسنده اصلی مطالعه
او توضیح میدهد که انگ اجتماعی، برداشتهای نادرست، باورهای مذهبی، سطح پایین سواد سلامت و انکار فرهنگی علائم خلقی میتوانند باعث سوگیری در گزارشدهی شوند؛ مسئلهای که با کمبود متخصصان سلامت روان و گزینههای درمانی محدود تشدید میشود.
در جوامعی که گفتوگوی آزاد درباره سلامت روان تشویق میشود، علائم بیشتر گزارش میشوند. در مقابل، در فرهنگهایی که سکوت و انگ غالب است، فشار روانی ممکن است به شکل دردهای جسمی یا خستگی بروز کند.
زیستشناسی مغز در لانگ کووید مشابه است
با وجود تفاوت در میزان گزارشدهی، علائم مشترکی در تمام مناطق مشاهده شد. خستگی، درد عضلانی، سرگیجه، سردرد، بیحسی، گزگز و مه مغزی در بیماران سراسر جهان وجود داشت.
این همپوشانی نشاندهنده وجود مکانیسمهای زیستی مشترک است. فعالسازی مداوم سیستم ایمنی، التهاب خفیف مزمن و فشار بر سیستم عصبی احتمالاً محرک اصلی علائم مغزی لانگ کووید در همه جمعیتها هستند.
رفتار ویروس بهتنهایی آنقدر متفاوت نیست که بتواند شکافهای گزارشدهی را توضیح دهد.
آزمونهای شناختی عینی نیز این فرضیه را تقویت میکنند. مشکلات حافظه و توجه در همه مناطق دیده شد. با این حال، مناطق پردرآمد نتایج غیرطبیعی بیشتری در تستها نشان دادند.
در مناطق کمدرآمد، ابزارهای غربالگری سادهتر استفاده شده بود که احتمالاً توانایی شناسایی مشکلات ظریف شناختی را نداشتند.
نقش دسترسی به خدمات سلامت
دسترسی به خدمات درمانی نقش کلیدی دارد. کلینیکهای نورولوژی، غربالگری سلامت روان و ویزیتهای پیگیری در کشورهای ثروتمند رایجتر هستند. آزمایش بیشتر به معنای تشخیص بیشتر است.
در مقابل، دسترسی محدود باعث میشود حتی در صورت تداوم علائم، تشخیص رسمی انجام نشود.
در همه کشورها، بیماران غیر بستریشده بیشترین سهم مبتلایان به لانگ کووید را تشکیل میدادند. خفیف بودن بیماری اولیه مانع بروز مشکلات مغزی بلندمدت نشده است.
اگرچه بستری شدن با شدت بیشتر علائم همراه بود، اما بهتنهایی تعیینکننده خطر محسوب نمیشد.
جنسیت و دسترسی به مراقبت نیز بر نتایج اثر گذاشت. در ایالات متحده و کلمبیا، بیشتر بیماران غیر بستریشده را زنان تشکیل میدادند، در حالی که در هند نمونهها عمدتاً مرد بودند.
موانع دسترسی زنان به خدمات درمانی در بخشهایی از جنوب آسیا همچنان جدی است؛ موضوعی که احتمالاً حضور کمتر زنان در کلینیکها را توضیح میدهد، نه شیوع کمتر بیماری.
عوامل اجتماعی مهمتر از جغرافیا
تحلیل آماری نشان داد که ایالات متحده از نظر الگوی علائم به کلمبیا نزدیکتر است و نیجریه با هند در یک گروه قرار میگیرد. سطح درآمد، ارتباط قویتری با بار علائم داشت تا موقعیت جغرافیایی.
این خوشهبندی، توضیح اجتماعی را نسبت به توضیح ویروسی تقویت میکند.
معاینات عصبی در همه مناطق کاهش حافظه و تغییرات حسی را نشان دادند، اما نرخ شناسایی این مشکلات بسیار متفاوت بود.
لانگ کووید پدیدهای جهانی است، اما میزان شناسایی آن همچنان نابرابر باقی مانده است.
وقتی لانگ کووید پنهان میماند
میلیونها نفر ممکن است بدون تشخیص یا دریافت مراقبت مناسب با لانگ کووید زندگی کنند. علائم مغزی پنهان، همچنان بهرهوری، یادگیری و کیفیت زندگی را کاهش میدهند.
نظامهای سلامت جهانی در مناطق کممنبع، در معرض کمبرآورد کردن بار واقعی لانگ کووید قرار دارند.
پژوهشگران خواستار توسعه ابزارهای غربالگری سازگار با فرهنگهای مختلف و استانداردسازی آزمونها در سطح جهانی هستند. ابزارهای بهتر میتوانند بیماری پنهان را آشکار کرده و برنامهریزی مراقبت بلندمدت را بهبود دهند.
نویسندگان مطالعه تأکید میکنند که لانگ کووید افراد جوان و میانسال را در اوج دوران کاری هدف قرار میدهد و پیامدهای منفی قابلتوجهی بر نیروی کار، بهرهوری و نوآوری در سراسر جهان دارد.
این پژوهش در مجله علمی Frontiers in Human Neuroscience منتشر شده است.
اگر به تأثیرات بلندمدت کووید-۱۹ علاقهمند هستید، مقالههای مرتبط ما را بخوانید، دیدگاه خود را در کامنتها بنویسید یا این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید.