بیشتر بحثها درباره اطلاعات نادرست روی این موضوع تمرکز دارند که محتوای جعلی چگونه بعد از شکلگیری باورها میان مردم پخش میشود.
اما یک پژوهش جدید نشان میدهد این چارچوب ممکن است نکتهای بنیادیتر را نادیده گرفته باشد: زمانی که بررسی حقیقت یا اصلاح اطلاعات منتشر میشود، احتمال دارد نظر افراد از قبل شکل گرفته باشد.
این نظر شاید فقط در حال شکلگیری اولیه نباشد، بلکه آنقدر تثبیت شده باشد که اطلاعات متناقض راحتتر رد شوند، اطلاعات تأییدکننده راحتتر پذیرفته شوند.
پژوهشگران دریافتند کاربران شبکههای اجتماعی میتوانند تنها بعد از مشاهده پنج پست هماهنگ و مشابه درباره موضوعی ناآشنا، شروع به شکل دادن به نظرات پایدار کنند.
به گفته محققان، بعد از عبور از این آستانه، برداشتها بهتدریج سخت و تثبیت میشوند، سپس روی نحوه پردازش تمام اطلاعات بعدی درباره همان موضوع اثر میگذارند.
چالش برای فرضیههای قدیمی درباره شکلگیری باورها
مدلی رایج درباره نحوه شکلگیری باورها وجود دارد که اساس طراحی بیشتر پلتفرمها و سیاستهای مقابله با اطلاعات نادرست را تشکیل میدهد. طبق این مدل، افراد ابتدا اطلاعات را میبینند، سپس درباره درستی آن قضاوت میکنند، بعد نظر خود را شکل میدهند.
اما پژوهش جدیدی که توسط اشیش کومار جا از مدرسه کسبوکار ترینیتی در دوبلین و ونو پوتینیدی از مدرسه کسبوکار NEOMA انجام شده، نشان میدهد شبکههای اجتماعی در عمل اینگونه کار نمیکنند.
جا گفت: «معمولاً تصور میشود نظرات افراد بهتدریج و از طریق ارزیابی آگاهانه شکل میگیرد.»
او افزود: «اما ما دریافتیم در شرایط معمول شبکههای اجتماعی، افراد میتوانند خیلی سریع برداشتهای ماندگار بسازند، حتی پیش از آنکه واقعاً درباره صحت اطلاعات قضاوت کرده باشند.»
تیم تحقیقاتی سه آزمایش کنترلشده با پستهایی شبیه اینستاگرام انجام داد تا رفتار معمول اسکرول کردن کاربران را شبیهسازی کند.
شرکتکنندگان در معرض اطلاعات ناآشنا قرار گرفتند، سپس از آنها خواسته شد در شرایطی مشابه استفاده واقعی از شبکههای اجتماعی با محتوا تعامل داشته باشند.
بعد از پنجمین پست چه اتفاقی میافتد؟
الگوی بهدستآمده از آزمایشها هم ثابت بود، هم قابل توجه.
بعد از تعداد کمی مواجهه با یک نوع محتوا، اتفاقی رخ میدهد که پژوهشگران آن را «نقطه اطلاعات بحرانی» یا PCI نامیدهاند.
بعد از عبور از این نقطه، پستهایی که نظر در حال شکلگیری را تقویت میکنند، باورپذیرتر میشوند، احتمال اشتراکگذاری آنها بیشتر میشود. در مقابل، پستهای مخالف راحتتر رد میشوند.
این همان سازوکاری است که باعث میشود اطلاعات نادرست پس از گسترش، بسیار مقاوم شوند.
موضوع این نیست که مردم عمداً اصلاحیهها را نادیده میگیرند. مسئله این است که وقتی اصلاحیه منتشر میشود، آنها از قبل چارچوب ذهنی مشخصی ساختهاند که اطلاعات جدید را از زاویه باورهای فعلیشان پردازش میکند.
وقتی اطلاعات غلط بارها تکرار میشود
یکی از نگرانکنندهترین یافتههای پژوهش این بود که این سازوکار چه در مورد اطلاعات درست، چه اطلاعات غلط تقریباً به یک شکل عمل میکرد.
شرکتکنندگانی که در مراحل اولیه با محتوای نادرست روبهرو شده بودند، تقریباً مشابه افرادی واکنش نشان دادند که اطلاعات درست دیده بودند.
در واقع، دقت اطلاعات مهمترین معیار ارزیابی کاربران نبود. آنها بیشتر به آشنایی ذهنی، تکرار شدن محتوا، هماهنگ بودن روایت واکنش نشان میدادند.
تأثیر عنوانهای حرفهای بر اعتماد کاربران
یکی دیگر از یافتههای مهم مطالعه به نشانههای هویتی حسابها مربوط میشد.
پژوهش نشان داد حسابهایی که از عناوین حرفهای مانند «دکتر» استفاده میکردند، اعتماد بیشتری ایجاد میکردند، تعامل بالاتری میگرفتند؛ حتی اگر همان محتوای حسابهای اینفلوئنسری پرمخاطب را منتشر میکردند.
نکته مهمتر اینکه این اتفاق حتی زمانی رخ میداد که این مدارک و عنوانها اصلاً تأیید نشده بودند.
در دنیایی که پروفایلهای ساختهشده با هوش مصنوعی و شخصیتهای مصنوعی رو به افزایش هستند، این مسئله یک آسیبپذیری جدی محسوب میشود.
در عمل، ظاهر تخصص بیش از تخصص واقعی روی باورپذیری محتوا اثر میگذارد.
مشکل طراحی پلتفرمهای اجتماعی
پوتینیدی گفت: «یافتههای ما نشان میدهد نخستین محتواهایی که کاربران آنلاین میبینند، ممکن است بسیار تأثیرگذارتر از چیزی باشند که پلتفرمها تصور میکنند.»
او افزود: «زمانی که هشدارها، اصلاحیهها یا بررسیهای حقیقت منتشر میشوند، چارچوب اولیه قضاوت کاربران احتمالاً از قبل شکل گرفته است.»
این مسئله انتقاد مستقیمی از نحوه طراحی سیستمهای فعلی بررسی حقیقت و مدیریت محتوا محسوب میشود.
اکثر این سیستمها برای مداخله بعد از شکلگیری باورها طراحی شدهاند؛ یعنی ابتدا پست غلط منتشر میشود، سپس برچسب هشدار یا توضیح به آن اضافه میشود.
اما اگر فرآیند اصلی شکلگیری نظر در همان پنج مواجهه نخست اتفاق بیفتد، این مداخلات عملاً بعد از بسته شدن پنجره حساس تأثیرگذاری انجام میشوند.
پیامدهای این موضوع در دوران انتخابات، بحرانهای سلامت عمومی، رویدادهای فوری خبری بسیار شدیدتر است.
این دقیقاً همان زمانهایی هستند که اطلاعات نادرست سریعتر منتشر میشوند، پلتفرمها بیشترین فشار را برای واکنش تحمل میکنند.
در چنین شرایطی، کاربران با حجم زیادی از اطلاعات ناآشنا مواجه میشوند؛ آن هم از طریق همان الگوی تکرار و مواجهه مستمری که پژوهش آن را عامل اصلی شکلگیری برداشتهای پایدار دانسته است.
یک چالش حلنشده در طراحی شبکههای اجتماعی
پژوهشگران معتقدند یافتههای این مطالعه فقط یک مسئله روانشناختی نیست، بلکه یک مشکل طراحی پلتفرم است.
تصمیمهای کوچک درباره اینکه چه محتوایی نمایش داده شود، به چه ترتیبی دیده شود، چند بار تکرار شود، با چه نشانههایی همراه باشد، میتواند بهشکل معناداری روی برداشت درست یا غلط کاربران از یک موضوع اثر بگذارد.
این تصمیمها با گرایشهای شناختی انسان ترکیب میشوند، سپس میتوانند باورهای کل شبکههای آنلاین را تغییر دهند.
پرسش مهمی که این مطالعه مطرح میکند هنوز بیپاسخ مانده است: پلتفرمی که بر اساس این شناخت طراحی شده باشد، دقیقاً چه شکلی خواهد داشت؟
مداخله زودهنگام بهاندازهای که مؤثر باشد، بدون سرکوب آزادی بیان یا ایجاد تحریفهای جدید، چالشی است که هنوز هیچکس راهحل قانعکنندهای برای آن ارائه نکرده است.
مبارزه با اطلاعات نادرست باید زودتر آغاز شود
به نظر میرسد مبارزه با اطلاعات نادرست باید بسیار زودتر از چیزی آغاز شود که سیستمهای فعلی برای آن طراحی شدهاند.
شکلگیری نظر سریعتر، خودکارتر، سختتر از چیزی است که مدلهای سنتی تصور میکنند.
همین فاصله میان تصور سنتی و واقعیت، فضایی است که امروز بیشتر اطلاعات نادرست در آن رشد میکنند.
این پژوهش در نشریه علمی Information Systems Research منتشر شده است.
جمعبندی
این مطالعه نشان میدهد کاربران شبکههای اجتماعی میتوانند تنها بعد از پنج پست مشابه، برداشتهای ماندگار بسازند؛ موضوعی که چالش بزرگی برای مقابله با اطلاعات نادرست ایجاد میکند.
شما درباره تأثیر تکرار محتوا در شبکههای اجتماعی چه فکر میکنید؟ دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.