گاباپنتین یکی از رایجترین داروهای تجویزی برای درمان دردهای عصبی پس از جراحی، دیابت یا آسیبهای فیزیکی است. پزشکان سالهاست به این دارو اعتماد دارند و آن را بهطور گسترده تجویز میکنند. با این حال، بین یکسوم تا نیمی از بیماران پس از مصرف آن، تسکین قابل توجهی تجربه نمیکنند.
اکنون یک مطالعه جدید در بریتانیا نشان داده است که یک دوز از سیلوسایبین، ترکیب روانگردان موجود در برخی قارچها، میتواند هفتهها بعد عملکرد گاباپنتین را تغییر دهد.
خود دارو تغییر نکرده بود، بلکه چیزی در مغز دگرگون شده بود.
بازتنظیم شبکههای درد در مغز
این پژوهش به سرپرستی دکتر ماریا مایارو از دانشگاه ردینگ انجام شد و روی موشهایی با آسیب عصبی در یکی از پاهای عقب متمرکز بود.
پس از ایجاد آسیب، حیوانات دچار نوعی حساسیت شدید میشدند که شباهت زیادی به درد نوروپاتیک در انسان دارد.
یک لمس بسیار ملایم روی پنجه باعث واکنش شدید میشد. حتی قرار گرفتن روی سطح سرد نیز برای آنها غیرقابل تحمل بود. سپس پژوهشگران به هر موش یک دوز سیلوسایبین تزریق کردند؛ همان ترکیبی که اثرات روانگردان قارچهای جادویی را ایجاد میکند.
تنها دو ساعت بعد، حیواناتی که سیلوسایبین دریافت کرده بودند نسبت به فشار وارد شده روی پنجه آسیبدیده، واکنش آرامتری نسبت به گروه کنترل نشان دادند.
تغییرات ماندگار در ارتباطات مغزی
این تسکین تنها یک کاهش موقت درد نبود. در موشهای نر، اثرات آن حدود چهار هفته پس از همان دوز واحد باقی ماند.
تیم مایارو معتقد است توضیح این پدیده در نحوه ارتباط نواحی پردازش درد در مغز نهفته است.
به نظر میرسد این دارو سیمکشی و ارتباطات این نواحی را بازسازی میکند. این الگوهای جدید حتی پس از خروج کامل ماده از بدن نیز پابرجا میمانند.
مطالعات تصویربرداری قبلی روی بیماران انسانی مبتلا به افسردگی نیز تغییرات طولانیمدت مشابهی در اتصالهای مغزی پس از درمان با سیلوسایبین نشان داده بودند.
یافته جدید اکنون این مشاهده را به حوزه متفاوتی یعنی درد مزمن گسترش میدهد.
تقویت اثر گاباپنتین با سیلوسایبین
جالبترین بخش مطالعه، عملکرد خود سیلوسایبین نبود، بلکه اتفاقی بود که هنگام مصرف گاباپنتین در موشهایی رخ داد که حدود یک ماه قبل سیلوسایبین دریافت کرده بودند.
در آن زمان، اثر مستقیم سیلوسایبین بر درد از بین رفته بود و حیوانات دوباره نسبت به لمس حساس شده بودند.
اما تنها یک تزریق گاباپنتین باعث کاهش شدید درد شد که از دو ساعت تا حدود چهار روز ادامه داشت.
در موشهایی که پیش از دریافت گاباپنتین فقط محلول نمکی دریافت کرده بودند، همان دوز گاباپنتین اثر ضعیفتری داشت و خیلی سریع از بین میرفت.
دارو همان بود، اما مغزی که آن را دریافت میکرد تغییر کرده بود.
مسیرهای دیگر نیز ممکن است نقش داشته باشند
برای بررسی سازوکار این اثر، پژوهشگران پیش از تزریق سیلوسایبین به برخی موشها ترکیبی به نام ولینانسرین دادند؛ مادهای که یک گیرنده خاص سروتونین در مغز را مسدود میکند.
همین گیرنده مسئول اثرات تغییردهنده ادراک ناشی از سیلوسایبین است.
مسدود کردن این گیرنده پیش از مصرف سیلوسایبین، میزان کاهش درد بعدی را بهطور قابل توجهی کم کرد.
همچنین واکنش سریع و مشخص تکاندادن سر که نشانه فعالیت روانگردان در موشهاست، از بین رفت. بخش بزرگی از اثر محافظتی نیز همراه آن ناپدید شد.
با این حال، بخشی از تسکین درد همچنان باقی ماند.
این نتیجه نشان میدهد که احتمالاً مسیرهای دیگری نیز در این فرآیند دخیل هستند؛ مسیری که احتمالاً به فاکتورهای رشد مرتبط با نواحی درد در مغز وابسته است.
پیامدهای احتمالی برای درمان درد مزمن
نکته جالب این بود که سیلوسایبین تنها روی دردی اثر داشت که از قبل وجود داشت. زمانی که پژوهشگران ۳۰ روز پیش از ایجاد آسیب عصبی به موشها سیلوسایبین دادند، هیچ اثری مشاهده نشد.
موشها درست مانند حیوانات درماننشده دچار حساسیت شدند.
به نظر میرسد این ترکیب برای اثرگذاری، نیازمند وجود یک شبکه درد مختل و فعال در مغز است.
مصرف آن در سیستم عصبی سالم، مقاومت در برابر آسیبهای آینده ایجاد نمیکند. این موضوع پیامدهای مهمی برای مطالعات بالینی آینده دارد.
این یافته مسیر پژوهشها را به سمت بیمارانی هدایت میکند که هماکنون با درد مزمن زندگی میکنند، نه استفاده پیشگیرانه از این ماده. همچنین میتواند به پیشبینی بهتر بیمارانی که بیشترین سود را میبرند کمک کند.
پاسخ مثبت در هر دو جنس
تفاوتهای جنسیتی میتوانست نتایج را پیچیده کند، اما چنین اتفاقی رخ نداد. هم موشهای نر، هم ماده پس از دریافت یک دوز سیلوسایبین کاهش درد نشان دادند؛ موضوعی که در تحقیقات درد چندان رایج نیست.
تفاوت اصلی در مدت زمان اثر بود. در موشهای ماده، اثر کاهش درد حدود یک هفته باقی ماند. در موشهای نر، این مدت به حدود چهار هفته رسید.
این اختلاف ممکن است در آینده بر طراحی برنامههای دوزبندی برای انسان تأثیر بگذارد.
بخش بزرگی از تحقیقات پایه در این حوزه تنها روی حیوانات نر انجام شده بود و همین مسئله بعدها در انتقال نتایج به مطالعات انسانی مشکل ایجاد کرده است.
به همین دلیل، مشاهده نتایج مثبت در هر دو جنس در این مطالعه اهمیت ویژهای دارد.
سیلوسایبین شاید درمان درد را متحول کند
برای نخستین بار، یک دوز واحد از یک ماده روانگردان توانسته است هفتهها پس از خروج کامل از بدن، اثر یک داروی رایج ضد درد را تقویت و طولانیتر کند.
پزشکان شاید روزی بتوانند یک جلسه کنترلشده مصرف سیلوسایبین را در کنار درمان استاندارد با گاباپنتین قرار دهند.
این موضوع میتواند برای درصد قابل توجهی از بیماران مبتلا به درد عصبی که اکنون از داروهای رایج نتیجه کافی نمیگیرند، یک گزینه واقعی باشد.
تیم مایارو اکنون قصد دارد داروهایی مانند مورفین، آمیتریپتیلین، دولوکستین را نیز در کنار سیلوسایبین آزمایش کند.
هر یک از این داروها برای گروه متفاوتی از بیماران استفاده میشوند، بنابراین تأیید اثر مشابه در آنها میتواند تأثیر مهمی بر نسخهنویسی روزمره پزشکان داشته باشد.
گام بعدی، انتقال این یافتهها از موشها به انسان است. اما ساختار این کشف، یعنی بازتنظیم پاسخ مغز به یک دارو هفتهها پس از یک مداخله کوتاه، تاکنون در داروشناسی درد سابقه مشخصی نداشته است.
نتایج این مطالعه در نشریه Communications Biology منتشر شده است.
جمعبندی
مطالعه جدید نشان میدهد سیلوسایبین ممکن است بتواند شبکههای درد مزمن در مغز را بازسازی کرده، اثربخشی داروهای رایج ضد درد را افزایش دهد. اگر این نتایج در انسان نیز تأیید شوند، رویکرد درمان درد عصبی میتواند دگرگون شود.
آیا درمانهای مبتنی بر روانگردانها آینده مدیریت درد مزمن هستند؟ دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.