بیشتر مردم معلمان خود را فقط به خاطر درسهایی که آموزش دادهاند به یاد نمیآورند. یک معلم باعث میشود درس دشواری قابل فهم و دستیافتنی به نظر برسد. معلمی دیگر ممکن است فضایی پرتنش در کلاس ایجاد کند، حتی پیش از آنکه دانشآموزان دفترهای خود را باز کنند.
دانشآموزان وضعیت عاطفی معلم را احساس میکنند، حتی اگر نتوانند آن را به زبان بیاورند. اکنون پژوهشی جدید از انجمن روانشناسی آمریکا پشتوانه علمی این تجربه را ارائه کرده است.
نتایج این تحقیق نشان میدهد احساسات معلمان میتواند بر کیفیت تدریس، اعتمادبهنفس دانشآموزان، علاقه آنها به یادگیری، همچنین عملکرد تحصیلیشان تأثیر بگذارد.
مطالعهای جهانی درباره احساسات معلمان
پژوهشگران «مارینا النا فایفر»، «اولیور لودتکه»، «اوتا کلوسمان» و «آنه کریستیانه فرنزل» از دادههای مطالعه جهانی Teaching InSights سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) استفاده کردند.
این دادهها شامل اطلاعات ۶۷۹ معلم ریاضی و بیش از ۱۷ هزار و ۵۰۰ دانشآموز در هشت کشور مختلف بود.
مارینا النا فایفر از دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ (LMU Munich)، نویسنده اصلی این پژوهش گفت:
«تصمیم گرفتیم این تحقیق را انجام دهیم زیرا تدریس فقط یک فعالیت ذهنی نیست، بلکه فعالیتی عاطفی نیز محسوب میشود.»
او افزود: «میخواستیم زنجیره کامل رویدادهایی را که احساسات معلم را به عملکرد دانشآموز متصل میکند، درک کنیم.»
تیم تحقیقاتی روی یک موضوع مشخص یعنی معادلات درجه دوم تمرکز کرد تا بتواند کلاسهای مختلف را با دقت بیشتری مقایسه کند.
دو احساس کلیدی که کیفیت تدریس را شکل میدهند
این مطالعه دو احساس رایج را بررسی کرد: لذت و خشم.
احساس لذت میتواند به معلمان کمک کند انعطافپذیرتر، صبورتر، فعالتر باشند. در مقابل، خشم میتواند دامنه توجه را محدود کند، تنش را افزایش دهد، معلم را به سمت کنترلگری بیشتر سوق دهد.
دانشآموزان سه بخش از کیفیت تدریس را ارزیابی کردند. نخست مدیریت کلاس درس که به منظم بودن محیط آموزشی اشاره داشت. دوم روابط حمایتی که نشان میداد دانشآموزان تا چه اندازه احساس احترام میکنند.
سومین عامل، فعالسازی شناختی بود؛ یعنی اینکه معلم دانشآموزان را به فکر کردن، استدلال کردن، درک عمیق مفاهیم تشویق کند، نه اینکه فقط مطالب را حفظ کنند.
احساسات مثبت چگونه کیفیت آموزش را افزایش میدهند؟
نتایج کاملاً روشن بود. معلمانی که میزان بیشتری از لذت را گزارش کردند، در هر سه شاخص ارزیابی امتیاز بالاتری دریافت کردند.
کلاسهای آنها مدیریت بهتری داشت، روابط گرمتر و حمایتگرانهتری ایجاد میکردند، درسهایشان از نظر فکری چالشبرانگیزتر بود.
در مقابل، معلمانی که خشم بیشتری را تجربه میکردند الگوی معکوسی نشان دادند. دانشآموزان در کلاسهای آنها نظم کمتر، حمایت کمتر، تفکر عمیق کمتری مشاهده کردند.
اثر دومینویی احساسات معلمان بر یادگیری
احساسات معلمان با نتایج تحصیلی دانشآموزان نیز ارتباط داشت. زمانی که لذت معلم به تدریس بهتر منجر میشد، دانشآموزان اعتمادبهنفس بیشتری در درس ریاضی پیدا میکردند، علاقه بیشتری به موضوع نشان میدادند.
در کلاسهایی که چالشهای شناختی بیشتری وجود داشت، عملکرد دانشآموزان در آزمونها نیز بهتر بود.
فایفر توضیح داد:
«فرض ما این بود که احساسات معلم مانند یک اثر دومینویی در کلاس عمل میکند و از طریق کیفیت آموزش به شکل غیرمستقیم بر نتایج دانشآموزان تأثیر میگذارد.»
این اثر دومینویی اهمیت زیادی دارد. احساسات رفتار آموزشی را شکل میدهند، رفتار آموزشی نیز بر یادگیری تأثیر میگذارد.
چرا دانشآموزان از معلمان شاد سود میبرند؟
مدیریت کلاس ارتباط قدرتمندی با علاقه دانشآموزان داشت.
محیطی آشفته توجه دانشآموزان را تحلیل میبرد زیرا آنها باید با سروصدا، تأخیر، عدم قطعیت کنار بیایند. اما یک کلاس آرام و منظم فرصت تمرکز را فراهم میکند.
معلمانی که از تدریس لذت میبردند معمولاً چنین ساختاری را ایجاد میکردند. زمانی که خشم بر فضای کلاس حاکم میشد، علاقه دانشآموزان کاهش مییافت.
فعالسازی شناختی بیشترین تأثیر را بر اعتمادبهنفس و عملکرد آزمونها داشت. دانشآموزان زمانی بهتر یاد میگرفتند که معلمان از آنها میخواستند ایدههای خود را توضیح دهند، مسائل دشوارتر را حل کنند، میان مفاهیم مختلف ارتباط برقرار کنند.
احساس لذت از چنین آموزش عمیقی حمایت میکرد، در حالی که خشم باعث محدود شدن تدریس و تمرکز بیش از حد بر کنترل کلاس میشد.
شباهت نتایج در فرهنگهای مختلف
فایفر گفت:
«از یک منظر، این یافتهها کاملاً غیرمنتظره نبودند زیرا نظریهها و مطالعات کوچکتر پیشتر نشان داده بودند که احساسات معلمان برای آموزش و یادگیری اهمیت دارد.»
او ادامه داد:
«اما نکته شگفتانگیز این بود که اکنون توانستیم این نتایج را در مقیاسی بزرگ و در میان نمونهای بسیار متنوع از نظر فرهنگی نشان دهیم.»
به گفته او، جذابترین بخش پژوهش شباهت نتایج در فرهنگهای مختلف بود.
کشورهای شرکتکننده از نظر فرهنگ، اقتصاد، زبان تفاوتهای زیادی داشتند، اما نحوه تأثیر احساسات معلمان بر کیفیت تدریس و نتایج دانشآموزان بسیار مشابه بود.
اگرچه نظامهای آموزشی در نقاط مختلف جهان متفاوت هستند، اما به نظر میرسد جنبه عاطفی یادگیری یک ویژگی عمیقاً انسانی است.
احساسات معلمان از کجا ناشی میشوند؟
این مطالعه قصد ندارد معلمانی را که احساس خشم یا فرسودگی میکنند سرزنش کند. معلمان با فشارهای واقعی روبهرو هستند؛ از کلاسهای پرجمعیت و حجم بالای کارهای اداری گرفته تا کمبود منابع آموزشی، نیازهای متنوع دانشآموزان، حمایت ناکافی.
فایفر افزود:
«یافتههای ما نشان میدهد معلمان بهراحتی میتوانند در چرخههای قدرتمند و خودتقویتکننده احساسی و رفتاری گرفتار شوند.»
او توضیح داد:
«یک معلم عصبانی ممکن است در مدیریت مؤثر کلاس با مشکل روبهرو شود. این مسئله به عملکرد ضعیف دانشآموزان منجر میشود، در نتیجه معلم احساس ناکامی و ناامیدی بیشتری میکند. این یک چرخه معیوب است.»
«در مقابل، یک معلم شاد چرخهای مثبت ایجاد میکند که در آن تدریس مؤثر به موفقیت دانشآموزان منجر میشود، موفقیت دانشآموزان نیز احساس رضایت و افتخار بیشتری برای معلم به همراه دارد.»
حمایت از معلمان، سرمایهگذاری برای موفقیت دانشآموزان
پیام اصلی این پژوهش برای مدارس کاملاً کاربردی است. سلامت روانی و رفاه عاطفی معلمان موضوعی جدا از موفقیت دانشآموزان نیست.
مدارس میتوانند با کاهش فشارهای غیرضروری، ارائه حمایت بیشتر در کلاس، اختصاص زمان کافی برای آمادهسازی درسها، کمک به مدیریت موقعیتهای دشوار از طریق برنامههایی مانند مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی از معلمان پشتیبانی کنند.
تحقیقات پیشین نشان دادهاند آموزش ذهنآگاهی میتواند استرس شغلی و فرسودگی حرفهای معلمان را به شکل معناداری کاهش دهد.
فایفر در پایان گفت:
«مطالعه ما نشان میدهد احساسات معلم صرفاً محصول جانبی فرآیند آموزشی نیست، بلکه یکی از عوامل فعال و تأثیرگذار در آن است.»
او تأکید کرد:
«مهمترین پیام عملی این است که حمایت از سلامت عاطفی معلمان یک گزینه لوکس یا اضافه نیست. این موضوع برای موفقیت دانشآموزان ضروری است.»
این پژوهش در نشریه Journal of Educational Psychology منتشر شده است.
نتیجهگیری
نتایج این پژوهش نشان میدهد احساسات معلمان نقش مستقیمی در کیفیت تدریس، انگیزه یادگیری، اعتمادبهنفس، موفقیت تحصیلی دانشآموزان دارند. هرچه مدارس توجه بیشتری به رفاه عاطفی معلمان داشته باشند، احتمال موفقیت دانشآموزان نیز افزایش خواهد یافت.
نظر شما چیست؟ آیا تاکنون تجربه تأثیر مستقیم احساسات یک معلم بر یادگیری خود یا فرزندتان را داشتهاید؟ دیدگاهتان را با ما به اشتراک بگذارید.