برای مدتها، یک داروی مسکن بهصورت خاموش به انتخاب پیشفرض برای مقابله با درد مزمن تبدیل شده است: ترامادول. این دارو در کلینیکهای کوچک و بزرگ تجویز میشود و در کابینت دارویی بسیاری از خانهها جای دارد.
بسیاری از پزشکان، ترامادول را نوعی مصالحه میدانستند. دارویی قویتر از مسکنهای بدون نسخه اما با این تصور که نسبت به سایر اوپیوئیدها فشار کمتری به بدن وارد میکند.
همین شهرت باعث گسترش سریع آن شد. اما بررسی دقیق شواهد علمی، داستانی بهمراتب نگرانکنندهتر را روایت میکند.
ترامادول در درمان درد مزمن
یک مرور گسترده بر پژوهشهای موجود، بهطور جدی بررسی کرد که ترامادول واقعاً تا چه اندازه در کاهش درد مزمن مؤثر است.
پژوهشگران نتایج مطالعات پیشین متعددی را گردآوری کردند و اثربخشی ترامادول را با دارونما، یعنی درمانی بدون ماده فعال، مقایسه کردند.
هدف آنها پاسخ به یک پرسش ساده بود:
آیا این دارو واقعاً باعث بهبود حال بیماران میشود و این بهبود چه بهایی دارد؟
چرا ترامادول تا این حد رایج شد؟
ترامادول یک اوپیوئید با عملکرد دوگانه است که از بیش از یک مسیر به کاهش درد کمک میکند. پزشکان معمولاً آن را برای دردهای متوسط تا شدید، چه کوتاهمدت چه مزمن، تجویز میکنند.
به همین دلیل، ترامادول در چندین دستورالعمل مدیریت درد جای گرفته است. با گذشت زمان، میزان تجویز آن بهشدت افزایش یافت و این دارو به یکی از پرمصرفترین اوپیوئیدها در ایالات متحده تبدیل شد.
این روند تصادفی نبود. بسیاری از پزشکان تصور میکردند ترامادول عوارض جانبی کمتری دارد و خطر وابستگی آن نسبت به سایر اوپیوئیدهای کوتاهاثر پایینتر است. بیماران نیز اغلب با خیال راحتتری آن را مصرف میکردند.
مطالعات قبلی چه چیزهایی را نادیده گرفته بودند؟
ترامادول پیش از این هم مورد مطالعه قرار گرفته بود، اما مرورهای قبلی نتوانسته بودند به پرسشهای اساسی پاسخ دهند. بیشتر آنها تنها بر کاهش درد تمرکز داشتند و ایمنی دارو را بهطور کامل بررسی نکرده بودند.
برخی دیگر نیز فقط انواع محدودی از درد را در نظر گرفته بودند. در نتیجه، شکافهای مهمی در دانش موجود باقی مانده بود.
برای پر کردن این شکافها، پژوهشگران پایگاههای داده پزشکی را برای یافتن کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده تا فوریه ۲۰۲۵ جستوجو کردند.
این مطالعات، ترامادول را با دارونما در افراد مبتلا به درد مزمن، از جمله دردهای مرتبط با سرطان، مقایسه کرده بودند.
نگاهی دقیقتر به کارآزماییها
تحلیل نهایی شامل ۱۹ کارآزمایی بالینی با مشارکت ۶۵۰۶ نفر بود:
- ۵ مطالعه: دردهای عصبی
- ۹ مطالعه: آرتروز
- ۴ مطالعه: کمردرد مزمن
- ۱ مطالعه: فیبرومیالژیا
میانگین سنی شرکتکنندگان ۵۸ سال بود و دامنه سنی بین ۴۷ تا ۶۹ سال قرار داشت. بیشتر مطالعات از قرص ترامادول استفاده کرده بودند و تنها یک مطالعه به بررسی کرم موضعی پرداخته بود.
مدت درمان بین ۲ تا ۱۶ هفته متغیر بود. دورههای پیگیری نیز از ۳ تا ۱۵ هفته طول کشید. این نکته اهمیت دارد زیرا بسیاری از عوارض جانبی و خطرات بلندمدت به زمان نیاز دارند تا آشکار شوند.
تسکین اندک، خطرات بزرگ
وقتی پژوهشگران همه نتایج را کنار هم گذاشتند، تصویر روشنی شکل گرفت. ترامادول درد را کاهش میداد اما این کاهش بسیار محدود بود.
این میزان بهبود، به استانداردهای رایج برای تسکین معنادار درد نمیرسید. افراد ممکن بود کمی احساس بهبود کنند، اما این تغییر احتمالاً به عملکرد بهتر در زندگی روزمره منجر نمیشد.
هشت مطالعه، عوارض جانبی جدی را در بازهای بین ۷ تا ۱۶ هفته دنبال کرده بودند. در این مطالعات، مصرف ترامادول با حدود دو برابر افزایش خطر آسیب در مقایسه با دارونما همراه بود.
بخش عمده این خطر اضافی به مشکلات قلبی مربوط میشد، از جمله:
- درد قفسه سینه
- بیماری عروق کرونر
- نارسایی احتقانی قلب
همچنین، مصرف ترامادول با افزایش خطر برخی سرطانها ارتباط داشت. البته پژوهشگران تأکید کردند که بهدلیل کوتاه بودن دوره پیگیری، این یافته «قابل تردید» است.
عوارض جانبی شایع ترامادول
در مجموع همه مطالعات، ترامادول با افزایش بروز عوارض شایع زیر همراه بود:
- تهوع
- سرگیجه
- یبوست
- خوابآلودگی
این مشکلات شاید خفیف به نظر برسند، اما میتوانند زندگی روزمره را دشوارتر کنند، بهویژه برای سالمندان.
نویسندگان همچنین به ضعفهای خود مطالعات اشاره کردند. بسیاری از نتایج در معرض خطر بالای سوگیری بودند. این مسئله احتمالاً باعث شده منافع ترامادول بیش از واقعیت نشان داده شود و آسیبهای آن کمتر از حد واقعی برآورد گردد.
اوپیوئیدها در تصویر بزرگتر
این یافتهها در بستر یک بحران بسیار بزرگتر قرار میگیرند: بحران جهانی اوپیوئیدها.
به گفته نویسندگان مطالعه، حدود ۶۰ میلیون نفر در سراسر جهان با اثرات اعتیادآور اوپیوئیدها دستوپنجه نرم میکنند.
«در سال ۲۰۱۹، مصرف مواد مخدر مسئول حدود ۶۰۰ هزار مرگ بود که نزدیک به ۸۰ درصد آنها با اوپیوئیدها و حدود ۲۵ درصد ناشی از اوردوز اوپیوئیدی مرتبط بودند.»
«در ایالات متحده، تعداد مرگهای ناشی از اوردوز مرتبط با اوپیوئید از ۴۹٬۸۶۰ نفر در سال ۲۰۱۹ به ۸۱٬۸۰۶ نفر در سال ۲۰۲۲ افزایش یافت.»
پژوهشگران نتیجه گرفتند که با توجه به این روندها و یافتههای حاضر، استفاده از ترامادول و سایر اوپیوئیدها باید تا حد امکان محدود شود.
تسکین دردی که بهای سنگینی دارد
پس از سنجش همه شواهد، تیم پژوهشی جمعبندی روشنی ارائه داد. ترامادول ممکن است اثر اندکی در کاهش درد مزمن داشته باشد، در حالی که احتمال بروز عوارض جانبی جدی و غیرجدی را افزایش میدهد.
«آسیبهای بالقوه مرتبط با مصرف ترامادول برای مدیریت درد، احتمالاً از منافع محدود آن بیشتر است.»
برای دارویی که تا این اندازه گسترده مصرف میشود و اغلب مورد اعتماد است، این نتیجهگیری اهمیت زیادی دارد. این یافته نشان میدهد جایگاه ترامادول در درمان درد مزمن نیازمند بازنگری جدی است، نه به این دلیل که هیچ اثری ندارد، بلکه چون آنچه ارائه میدهد ممکن است ارزش ریسکهایش را نداشته باشد.
این مطالعه بهطور کامل در نشریه BMJ Evidence-Based Medicine منتشر شده است.
جمعبندی نهایی
شواهد علمی جدید نشان میدهد ترامادول در درمان درد مزمن تنها تسکین محدودی ایجاد میکند و همزمان خطر عوارض جدی را افزایش میدهد. بازنگری در تجویز این مسکن ضروری به نظر میرسد.
نظر شما درباره مصرف ترامادول چیست؟ تجربه یا دیدگاه خود را در بخش نظرات بنویسید یا این مقاله را با دیگران به اشتراک بگذارید.