گفتوگوهای امروز اغلب به بنبست میرسند. افراد صحبت میکنند، اما ارتباط واقعی شکل نمیگیرد. هر طرف دیدگاه خودش را مطرح میکند، به این امید که طرف مقابل آن را درک کند، اما این اتفاق بهندرت رخ میدهد.
پژوهش جدیدی نشان میدهد مشکل شاید در چیزی که میگوییم نباشد، بلکه در نحوه بیان آن باشد. یک تغییر کوچک در انتخاب واژهها میتواند نحوه واکنش دیگران را تغییر دهد، بهویژه زمانی که از قبل با ما اختلاف نظر دارند.
بازنگری در نحوه بحث کردن
بیشتر افراد دیدگاههای خود را به شکل مثبت بیان میکنند. آنها میگویند از چه چیزی حمایت میکنند. این روش طبیعی به نظر میرسد، واضح است، اعتماد به نفس را نشان میدهد. اما این رویکرد زمانی که شنونده دیدگاهی مخالف دارد، همیشه مؤثر نیست.
تیمی به سرپرستی ریا کاتاپانو از دانشگاه تورنتو، همراه با زکری ال. تورمالا از دانشگاه استنفورد، این موضوع را در مجموعهای از آزمایشها بررسی کردند.
پژوهشگران میخواستند ببینند افراد به روشهای مختلف بیان یک باور یکسان چگونه واکنش نشان میدهند.
توهم درک متقابل
افراد تصور میکنند میدانند چه چیزی دیگران را متقاعد میکند. آنها اغلب خود را جای شنونده میگذارند و زبانی را انتخاب میکنند که برای خودشان قانعکننده است.
پروفسور کاتاپانو گفت: «اغلب بسیار دشوار است که بتوانیم بهطور معنادار دیدگاه کسی را درک کنیم که با او اختلاف نظر داریم.»
این فاصله باعث یک اشتباه رایج میشود. ما استدلالهای خود را بر اساس ترجیحات شخصیمان طراحی میکنیم، نه بر اساس ذهنیت شنونده.
پروفسور کاتاپانو توضیح داد: «وقتی افراد میخواهند بفهمند چه چیزی دیگران را پذیراتر میکند، به این فکر میکنند که چه چیزی خودشان را پذیراتر میکند.»
او افزود: «متأسفانه افرادی که با ما مخالف هستند، اغلب نسبت به همان چیزهایی که ما هستیم، پذیرش ندارند.»
دو روش برای بیان یک موضوع
پژوهشگران دو روش برای بیان یک ایده یکسان را مقایسه کردند. یک روش میگوید شما از چه چیزی حمایت میکنید. روش دیگر میگوید با چه چیزی مخالف هستید. معنا یکسان میماند، اما احساس منتقلشده تغییر میکند.
برای مثال، فردی میتواند بگوید: «من از قوانین سختگیرانه اقلیمی حمایت میکنم» یا «من با قوانین ضعیف اقلیمی مخالفم». هر دو جمله خواهان اقدام قویتر هستند.
معنا ثابت میماند، اما لحن تغییر میکند. تیم پژوهشی در چندین مطالعه با نزدیک به ۶ هزار شرکتکننده بررسی کرد این تفاوت چگونه بر میزان پذیرش تأثیر میگذارد.
وقتی توافق وجود ندارد
زمانی که افراد با دیدگاهی روبهرو شدند که با آن مخالف بودند، یک الگوی مشخص دیده شد. زبان مبتنی بر حمایت باعث میشد آنها کمتر پذیرای گفتگو باشند.
آنها همچنین گوینده را فردی افراطیتر و مطمئنتر از حد تصور میدیدند.
زبان مبتنی بر مخالفت اثر متفاوتی داشت. این روش باعث میشد افراد کمی بیشتر تمایل به تعامل داشته باشند. همچنین برداشت آنها از گوینده نرمتر میشد.
این الگو در موضوعات مختلفی از جمله کنترل اسلحه و سیاست اقتصادی مشاهده شد.
چرا بیان مخالفت بهتر عمل میکند؟
به نظر میرسد این اثر به نحوه قضاوت افراد درباره ارزشها مربوط است.
جملات مبتنی بر حمایت میتوانند قوی و ثابت به نظر برسند. آنها موضعی روشن را نشان میدهند. برای کسی که مخالف است، این موضوع فاصله را بیشتر برجسته میکند.
در مقابل، جملات مبتنی بر مخالفت انعطافپذیرتر به نظر میرسند. آنها فضایی برای نگرانیهای مشترک باقی میگذارند، حتی اگر نتیجه نهایی متفاوت باشد.
به زبان ساده، بیان چیزی که رد میکنید، ممکن است کمتر مطلق به نظر برسد تا بیان چیزی که کاملاً از آن حمایت میکنید.
آنچه در فضای آنلاین رخ میدهد
پژوهشگران این ایده را در شرایطی شبیه به بحثهای واقعی نیز آزمایش کردند. آنها به شرکتکنندگان پستهای شبیهسازیشده از ردیت نشان دادند.
زمانی که پست روی چیزی که نویسنده با آن مخالف بود تمرکز داشت، خوانندگان بیشتر احتمال داشت به خواندن ادامه دهند. زمانی که پست بر حمایت تمرکز داشت، میزان تعامل کاهش پیدا کرد.
این موضوع نشان میدهد چارچوببندی نهتنها بر نظر افراد، بلکه بر میزان توجه آنها نیز اثر میگذارد.
البته این الگو زمانی تغییر میکند که افراد از قبل با هم موافق باشند. در این شرایط، زبان مبتنی بر حمایت بهتر عمل میکند. این روش هویت مشترک را تقویت میکند، علاقه را بالا نگه میدارد.
این یعنی هیچ روش واحدی برای بیان استدلال وجود ندارد. شرایط اهمیت زیادی دارد.
یک تغییر کوچک در رویکرد
با وجود این تفاوتها، بیشتر کمپینها همچنان از زبان مبتنی بر حمایت استفاده میکنند. آنها خود را بر اساس چیزی که از آن دفاع میکنند تعریف میکنند.
پروفسور کاتاپانو گفت: «تقریباً هر جنبشی خود را بر اساس چیزی که از آن حمایت میکند معرفی میکند.»
این راهبرد ارتباطی قوی با حامیان ایجاد میکند، اما ممکن است دامنه تأثیرگذاری فراتر از آن گروه را محدود کند.
این پژوهش به یک اصلاح ساده اشاره میکند. افراد نیازی ندارند باورها یا استدلالهای خود را تغییر دهند. آنها فقط میتوانند نحوه ارائه آنها را تغییر دهند.
پروفسور کاتاپانو گفت: «فرد لازم نیست ذهنیت خود یا حتی استدلالهایی که مطرح میکند را تغییر دهد؛ فقط کافی است چارچوب بیان استدلالهایش را عوض کند.»
او افزود: «امید این است که با استفاده از اهرمهای کوچک متعدد، بتوانیم گفتوگوها را قدمبهقدم بهتر کنیم.»
چارچوببندی استدلال در زندگی روزمره
این ایده فقط به بحثهای عمومی محدود نمیشود. میتواند تعاملات روزمره را نیز تغییر دهد.
در محیط کار، خانواده، دوستیها، اختلاف نظر امری رایج است. یک تغییر کوچک در نحوه بیان میتواند تنش را کاهش دهد، گفتگو را ادامهدار نگه دارد.
این روش تضمینکننده توافق نیست، اما میتواند در را به روی شنیدن باز کند.
گفتوگوی بهتر همیشه به اطلاعات جدید یا استدلالهای قویتر نیاز ندارد. گاهی همهچیز از یک لحن متفاوت شروع میشود.
با تغییر تمرکز از چیزی که از آن حمایت میکنیم به چیزی که با آن مخالفیم، شاید بتوانیم شنیده شدن را آسانتر کنیم.
این تغییر کوچک شاید شکافهای عمیق را از بین نبرد، اما میتواند کمک کند گفتگوها بهجای توقف، ادامه پیدا کنند.
این مطالعه در مجله Journal of Personality and Social Psychology منتشر شده است.
جمعبندی
تاثیر انتخاب واژهها در اختلاف نظر بسیار بیشتر از چیزی است که تصور میکنیم. گاهی تنها با تغییر نحوه بیان، میتوان مسیر یک گفتگو را از تنش به تعامل سازنده تغییر داد.
شما در بحثهای روزمره از چه روشی استفاده میکنید؟ تجربه خود را درباره تاثیر انتخاب واژهها در گفتگوها با ما به اشتراک بگذارید.