بدن انسان از یک ریتم روزانه پیروی میکند، حتی زمانی که آگاهانه به آن فکر نمیکنیم. این ریتم طبیعی، خواب، سطح انرژی، گرسنگی، و بسیاری از عملکردهای حیاتی بدن را تنظیم میکند.
مطالعهای جدید نشان میدهد که تغییرات در این ریتم روزانه میتواند با افزایش خطر ابتلا به زوال عقل در سالمندان ارتباط داشته باشد.
این یافتهها به دانشمندان کمک میکند تا ارتباط میان الگوهای فعالیت روزانه و سلامت مغز در سالهای پایانی عمر را بهتر درک کنند.
اگرچه این پژوهش رابطه علت و معلولی را اثبات نمیکند، اما یک ارتباط مهم را برجسته میسازد که شایسته توجه جدی است.
این مطالعه در مجله علمی Neurology®، نشریه رسمی آکادمی نورولوژی آمریکا منتشر شده است.
ریتمهای قوی و عادتهای پایدار
ریتم شبانهروزی یا Circadian Rhythm مانند یک ساعت درونی برای بدن عمل میکند. این ساعت از یک چرخه ۲۴ ساعته پیروی میکند و خواب، بیداری، ترشح هورمونها، گوارش، و دمای بدن را کنترل میکند.
مغز نقش اصلی را در هدایت این ریتم ایفا میکند و نور یکی از مهمترین عوامل تنظیمکننده آن است. یک ریتم شبانهروزی قوی، سیگنالهای واضحی درباره زمان استراحت و زمان فعالیت به بدن ارسال میکند.
افرادی که ریتمهای قویتری دارند، معمولاً زمان خواب و فعالیت ثابتی را حفظ میکنند، حتی زمانی که فصلها یا برنامههای روزانه تغییر میکند.
در مقابل، ریتم ضعیفتر واکنشپذیری بیشتری نسبت به تغییرات نور یا روال روزمره دارد. در این شرایط، زمان خواب و فعالیت بیشتر جابهجا میشود و این موضوع میتواند ساعت درونی بدن را دچار سردرگمی کند.
چرا بررسی ریتمهای بدن اهمیت دارد؟
دانشمندان در این پژوهش تلاش کردند بررسی کنند که آیا ریتمهای شبانهروزی ضعیف یا مختلشده با افزایش خطر زوال عقل ارتباط دارند یا خیر.
رهبری این تحقیق بر عهده دکتر وندی وانگ از دانشکده بهداشت عمومی پیتر اودانل جونیور در مرکز پزشکی UT Southwestern بوده است.
«با افزایش سن، تغییراتی در ریتمهای شبانهروزی رخ میدهد و شواهد نشان میدهد که اختلال در این ریتمها میتواند یک عامل خطر برای بیماریهای نورودژنراتیو مانند زوال عقل باشد.»
او در ادامه توضیح میدهد:
«مطالعه ما این ریتمهای استراحت و فعالیت را اندازهگیری کرد و نشان داد افرادی که ریتمهای ضعیفتر یا تکهتکهتری دارند، و همچنین افرادی که اوج فعالیتشان در ساعات دیرتری از روز اتفاق میافتد، با خطر بالاتری برای زوال عقل مواجه هستند.»
تمرکز اصلی پژوهش
در این مطالعه، ۲۱۸۳ فرد سالمند با میانگین سنی ۷۹ سال شرکت داشتند که در ابتدای پژوهش هیچکدام به زوال عقل مبتلا نبودند.
هر شرکتکننده یک دستگاه کوچک پایش ضربان قلب را که روی قفسه سینه نصب میشد، به مدت حدود ۱۲ روز استفاده کرد. این دستگاه الگوهای استراحت و فعالیت روزانه را ثبت میکرد.
پژوهشگران با استفاده از این دادهها، میزان قدرت و نظم ریتم شبانهروزی هر فرد را محاسبه کردند.
پس از آن، شرکتکنندگان به مدت تقریبی سه سال تحت پیگیری قرار گرفتند. در این بازه زمانی، ۱۷۶ نفر به زوال عقل مبتلا شدند.
چگونه قدرت ریتم شبانهروزی اندازهگیری شد؟
محققان از چند شاخص برای سنجش قدرت ریتم بدن استفاده کردند. یکی از مهمترین این شاخصها دامنه نسبی فعالیت بود.
این شاخص، تفاوت میان فعالترین و کمفعالترین ساعات روز را نشان میدهد. هرچه دامنه نسبی بالاتر باشد، ریتم شبانهروزی قویتر است.
بر اساس این معیار، شرکتکنندگان به سه گروه تقسیم شدند:
- گروه با ریتم قوی
- گروه با ریتم متوسط
- گروه با ریتم ضعیف
در گروه با ریتم قوی، ۳۱ نفر از ۷۲۸ نفر به زوال عقل مبتلا شدند. در گروه با ریتم ضعیف، این عدد به ۱۰۶ نفر از ۷۲۷ نفر رسید.
پس از تعدیل عوامل مؤثر مانند سن، فشار خون، و بیماریهای قلبی، تفاوت معناداری مشاهده شد.
افراد دارای ریتم ضعیف، تقریباً ۲.۵ برابر بیشتر در معرض خطر زوال عقل بودند. به ازای هر کاهش استاندارد در دامنه نسبی فعالیت، خطر زوال عقل ۵۴ درصد افزایش پیدا میکرد.
ارتباط ساعت بدن و خطر زوال عقل
این مطالعه همچنین زمان اوج فعالیت روزانه را بررسی کرد. برخی افراد اوج فعالیتشان زودتر، بین ساعت ۱۳:۱۱ تا ۱۴:۱۴ بود. برخی دیگر، اوج فعالیت دیرتری داشتند، یعنی بعد از ساعت ۱۴:۱۵.
نتایج نشان داد که اوج فعالیت دیرتر با خطر بالاتر زوال عقل مرتبط است.
در میان افرادی که اوج فعالیت زودتری داشتند، ۷ درصد به زوال عقل مبتلا شدند. در مقابل، این رقم در گروه با اوج فعالیت دیرتر به ۱۰ درصد رسید که معادل ۴۵ درصد افزایش خطر است.
اوج فعالیت دیرهنگام میتواند نشانه ناهماهنگی میان ساعت درونی بدن و نشانههای محیطی مانند نور روز و تاریکی شب باشد.
چرا خطر زوال عقل افزایش مییابد؟
«اختلال در ریتمهای شبانهروزی میتواند فرآیندهایی مانند التهاب را تغییر دهد و با ایجاد اختلال در خواب، باعث افزایش تجمع پلاکهای آمیلوئیدی مرتبط با زوال عقل شود یا فرآیند پاکسازی این مواد از مغز را کاهش دهد.»
دکتر وانگ در ادامه میافزاید:
«مطالعات آینده باید نقش مداخلات مرتبط با ریتم شبانهروزی مانند نوردرمانی یا تغییرات سبک زندگی را بررسی کنند تا مشخص شود آیا این اقدامات میتوانند خطر زوال عقل را کاهش دهند یا خیر.»
محدودیتهای مطالعه و مسیرهای آینده
این پژوهش یک محدودیت مهم داشت. محققان اطلاعاتی درباره اختلالات خواب مانند آپنه خواب جمعآوری نکردند. این اختلالات میتوانند هم بر ریتم شبانهروزی و هم بر سلامت مغز تأثیر بگذارند.
با وجود این محدودیت، یافتههای مطالعه بینش ارزشمندی ارائه میدهد. پژوهشهای آینده میتوانند راهکارهایی برای تقویت ریتم شبانهروزی از طریق عادتهای روزانه، قرار گرفتن در معرض نور مناسب، و بهبود الگوهای خواب بررسی کنند.
این مطالعه در مجله Neurology® منتشر شده است.
جمعبندی
نتایج این پژوهش نشان میدهد که ریتم نامنظم بدن میتواند بهعنوان یک عامل خطر مهم برای زوال عقل در سالمندان مطرح باشد. توجه به نظم خواب، فعالیت روزانه، و هماهنگی با چرخه طبیعی نور و تاریکی میتواند نقشی کلیدی در حفظ سلامت مغز ایفا کند.
اگر به ارتباط سبک زندگی با سلامت مغز علاقهمند هستید، مقالههای مرتبط ما را مطالعه کنید یا دیدگاه خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.