میلیونها نفر در سراسر جهان برای دریافت حمایت در حوزه سلامت روان به چتباتهای هوش مصنوعی روی آوردهاند. اکنون بیش از سهچهارم روانشناسان در ایالات متحده میگویند بیمارانشان در جلسات درمانی درباره هوش مصنوعی صحبت کردهاند.
برخی از افراد از چتباتها برای دریافت تشخیص استفاده میکنند، برخی دیگر از آنها برای تکمیل روند درمان خود بهره میبرند، گروهی نیز به دلایلی که تعریف آن دشوارتر است به سراغ این ابزارها میروند؛ از دوستی و همراهی گرفته تا روابط صمیمانه.
نتایج یک نظرسنجی جدید نشان میدهد هوش مصنوعی تا چه اندازه وارد فضای سلامت روان شده است، تصویری که ارائه میدهد پیچیده و چندوجهی است.
یافتههای این پژوهش از «نظرسنجی چتباتها و سلامت روان» انجمن روانشناسی آمریکا به دست آمده است. این مطالعه میان بیش از هزار و ۲۰۰ روانشناس دارای مجوز در سراسر ایالات متحده انجام شد.
این نظرسنجی در آوریل ۲۰۲۶ توزیع شد و نشان میدهد درمانگران چگونه حضور هوش مصنوعی را در زندگی بیماران خود مشاهده میکنند و چه برداشتی از آن دارند.
بیماران از هوش مصنوعی برای چه کارهایی استفاده میکنند؟
دامنه استفاده از چتباتها بسیار گستردهتر از چیزی است که بسیاری از افراد تصور میکنند. نزدیک به دو نفر از هر پنج روانشناس، معادل ۳۹ درصد، گفتهاند با بیمارانی مواجه شدهاند که از هوش مصنوعی برای خودتشخیصی استفاده کردهاند.
حدود یکسوم روانشناسان نیز اعلام کردهاند بیمارانشان برای کمک به خودانضباطی، دریافت جملات تأکیدی یا یادآوریهای رفتاری به سراغ چتباتها میروند.
تقریباً همین نسبت گفتهاند بیماران از هوش مصنوعی برای کمک به درمان خود یا بهعنوان یک متخصص مکمل سلامت روان استفاده میکنند.
بعد اجتماعی ماجرا نیز قابل توجه است. روانشناسان گزارش دادهاند بیماران از چتباتها برای سرگرمی، دوستی، حتی در برخی موارد برای ایجاد روابط صمیمانه استفاده میکنند.
بیش از دو سوم روانشناسان گفتهاند بیمارانشان احساس کردهاند که از سوی یک چتبات مورد حمایت یا تأیید قرار گرفتهاند. دو نفر از هر پنج نفر نیز گفتهاند بیماران از چتباتها برای تقویت مهارتهای سالم مقابله با مشکلات استفاده کردهاند.
همه این یافتهها منفی نیستند، اما دادهها نشانههای هشداردهندهای نیز در خود دارند.
۳۶ درصد روانشناسان گفتهاند بیمارانشان در حال وابسته شدن به چتباتها هستند. همچنین ۱۵ درصد اعلام کردهاند بیماران دچار تفکرات تحریفشده یا باورهای هذیانی شدهاند.
چرا مردم به چتباتها روی میآورند؟
چتباتهای هوش مصنوعی در هر ساعت از شبانهروز در دسترس هستند. نیازی به بیمه ندارند، فهرست انتظار ندارند، قضاوت نمیکنند.
برای فردی که ساعت دو بامداد دچار بحران روحی شده، توان مالی مراجعه به درمانگر را ندارد، نمیداند باید به کجا مراجعه کند، چتباتی که سریع و با لحنی حمایتگر پاسخ میدهد جذابیت آشکاری دارد.
آرتور سی. ایوانز جونیور، مدیرعامل انجمن روانشناسی آمریکا، میگوید:
«به نظر میرسد چتباتهای در دسترس عمومی سادهترین مسیر را برای افرادی که به حمایت سلامت روان نیاز دارند فراهم میکنند؛ آنها بیش از حد حمایتگر هستند، همیشه در دسترساند، بدون نیاز به بیمه قابل استفادهاند. اما این ابزارها مانند متخصصان انسانی توانایی درک ظرافتها یا تشخیص نشانههای هشداردهنده را ندارند.»
او افزود: «پیش از آنکه کسی برای سلامت روان خود به این ابزارها تکیه کند، باید نحوه عملکرد آنها را بشناسد و درباره توصیههایی که ارائه میکنند نگاه انتقادی داشته باشد.»
عبارت «بیش از حد حمایتگر» نکتهای واقعی و در عین حال خطرناک را توصیف میکند. چتباتی که هر آنچه کاربر میگوید تأیید کند، هرگز مخالفت نکند، نشانههای نگرانکننده را گزارش ندهد، معادل حمایت مناسب از سلامت روان نیست.
ممکن است احساس بهتری ایجاد کند، اما این به معنای بهتر بودن نیست.
روانشناسان چه نظری دارند؟
دیدگاه روانشناسان درباره این موضوع واقعاً دوگانه است. کمی بیش از نیمی از آنها گفتهاند با استفاده برخی بیماران از چتباتها احساس راحتی دارند.
اما ۹۳ درصد اعلام کردهاند درباره استفاده برخی بیماران از این فناوری نگرانیهایی دارند، نگرانیهایی مشخص و ملموس.
تقریباً همه روانشناسان شرکتکننده در نظرسنجی معتقدند چتباتها ممکن است ناخواسته رفتارهای منفی یا باورهای هذیانی را تقویت کنند.
۹۴ درصد گفتهاند چتباتهای امروزی نمیتوانند با ظرافت و پیچیدگی کافی به درمان اختلالات سلامت روان بپردازند. همچنین ۸۹ درصد هشدار دادهاند این ابزارها ممکن است بهصورت ناخواسته رفتارهای خودآسیبرسان را تشویق کنند.
این ارقام قابل توجه هستند. جامعه روانشناسی بهطور کامل مخالف حضور هوش مصنوعی در این حوزه نیست، اما نگرانیهای جدی دارد؛ نگرانیهایی که بر اساس مشاهدات واقعی درمانگران شکل گرفتهاند.
در عین حال، دو نفر از هر پنج روانشناس نسبت به این موضوع خوشبین هستند که چتباتها بتوانند در زمان نبود دسترسی به متخصص سلامت روان به بیماران کمک کنند.
این امتیاز کوچکی نیست. دسترسی به خدمات سلامت روان یک بحران واقعی محسوب میشود، هر ابزاری که بتواند با ایمنی مناسب شکافهای موجود را پر کند، ارزش بررسی جدی دارد.
مرز استفاده از هوش مصنوعی در سلامت روان کجاست؟
انجمن روانشناسی آمریکا بهصراحت اعلام کرده است که هوش مصنوعی جایگزینی ایمن یا مؤثر برای ارائهدهندگان واجد شرایط خدمات سلامت روان نیست.
این نهاد دستورالعملهایی برای افرادی که از هوش مصنوعی در حوزه سلامت روان استفاده میکنند منتشر کرده است. بر اساس این توصیهها، کاربران باید توصیههای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را با متخصصان حوزه سلامت بررسی کنند، از اتکای بیش از حد به چتباتها به شکلی که روابط واقعی یا مراقبت حرفهای را کنار بزند، پرهیز کنند.
ایوانز میگوید:
«ابزارهای هوش مصنوعی، زمانی که بر پایه علم روانشناسی توسعه یابند و با همکاری دانشمندان سلامت روان طراحی شوند، این ظرفیت را دارند که پاسخگوی تقاضای رو به رشد خدمات سلامت روان باشند و نتایج درمانی بیماران را بهبود دهند.»
او ادامه داد: «این ابزارها زمانی بهترین عملکرد را دارند که مکمل رابطه با یک متخصص انسانی دارای مجوز باشند؛ فردی که میداند چگونه انسان را درمان کند، نه صرفاً یک دستور متنی را.»
تنها یکچهارم روانشناسان معتقدند روزی بیماران چتباتها را به درمانگران انسانی ترجیح خواهند داد. احتمالاً این مهمترین یافته این نظرسنجی است.
افرادی که از نزدیک با مراقبتهای سلامت روان سروکار دارند، هنوز قانع نشدهاند آنچه چتباتها ارائه میکنند بتواند به کیفیت رابطه انسانی نزدیک شود.
بیمارانی که ساعت دو بامداد به سراغ چتباتها میروند شاید فعلاً به این تفاوت فکر نکنند، اما این تمایزی است که نباید نادیده گرفته شود.
جمعبندی
چتباتهای هوش مصنوعی میتوانند دسترسی سریعتر به حمایت روانی را فراهم کنند، اما هنوز جایگزین درمانگران انسانی نیستند. استفاده مسئولانه، آگاهانه، همراه با نظارت متخصصان میتواند بهترین مسیر بهرهگیری از این فناوری در سلامت روان باشد.
آیا شما به استفاده از هوش مصنوعی در حوزه سلامت روان اعتماد دارید؟ دیدگاه و تجربه خود را با ما به اشتراک بگذارید.