تأثیر حرکت روزانه بر خلقوخو؛ ارتباطی فراتر از تصور ما
بیشتر ما ورزش و حال خوب را رابطهای یکطرفه میدانیم. خودمان را به باشگاه میکشانیم، در طول تمرین عرق میریزیم، سپس با احساسی سبکتر و بهتر آنجا را ترک میکنیم.
در این روایت، ابتدا فعالیت بدنی اتفاق میافتد، سپس خلقوخو بهبود پیدا میکند.
اما اکنون مشخص شده است که این داستان کامل نیست. یک تحلیل گسترده و جدید بررسی کرده که انسانها در طول روزهای عادی خود چگونه حرکت میکنند.
نتایج نشان میدهد این رابطه دوطرفه است و حرکتهای روزمرهای که اغلب متوجه آنها نمیشویم، تأثیر بسیار بیشتری بر احساسات و خلقوخوی ما دارند؛ تأثیری که پژوهشگران تاکنون نتوانسته بودند آن را با این دقت تأیید کنند.
ردیابی همزمان حرکت و احساسات در زندگی روزمره
به جای اجرای یک آزمایش کوچک دیگر، یک تیم بینالمللی دادههای خام دهها مطالعه پیشین را گردآوری کرد و همه آنها را از ابتدا مورد بازتحلیل قرار داد.
در دانشگاه هایدلبرگ آلمان، یوهانا رهدر و دکتر مارکوس رایشرت مطالعاتی را بررسی کردند که توسط بیش از ۵۰ پژوهشگر از ۱۴ کشور انجام شده بود.
این تیم ۶۷ مجموعه داده را ترکیب کرد که اطلاعات بیش از ۸ هزار نفر را در بر میگرفت.
این تحلیل شامل بیش از ۳۲۰ هزار ثبت خلقوخو در تلفنهای هوشمند و نزدیک به یک میلیون ساعت داده حرکتی ثبتشده توسط ابزارهای پوشیدنی ردیاب فعالیت بود.
پژوهشهای قبلی در این زمینه عمدتاً به حافظه افراد و آزمایشهای تردمیل در محیط آزمایشگاه متکی بودند؛ دو روشی که میتوانند تصویری تحریفشده ارائه دهند.
آنچه این مطالعه را متمایز میکند، روش اجرای آن است. نویسندگان اصلی به جای استفاده از اعداد منتشرشده، با هر تیم پژوهشی تماس گرفتند، دادههای اولیه شرکتکنندگان را دریافت کردند، سپس همه اطلاعات را با روشهای یکسان تحلیل کردند.
این رویکرد مشکلی را برطرف کرد که سالها این حوزه را دچار ابهام کرده بود؛ هر آزمایشگاه احساسات را به شیوهای متفاوت اندازهگیری میکرد، به همین دلیل نتایج بهراحتی قابل مقایسه نبودند.
فراتر از تمرینهای باشگاهی و پرسشنامهها
شرکتکنندگان این مطالعات حسگرهای حرکتی به همراه داشتند که فعالیت واقعی آنها را ثبت میکرد، نه صرفاً جلسات ورزشی یادداشتشده در دفترچهها.
این حسگرها فعالیتهای معمول روزانه را ثبت میکردند؛ از پیادهروی تا ایستگاه اتوبوس، بالا رفتن از پلهها، انجام کارهای خانه، حتی قدم زدن هنگام صحبت تلفنی.
همچنین چند بار در طول روز، تلفن همراه از افراد میپرسید در همان لحظه چه احساسی دارند.
این روش به پژوهشگران اجازه داد تا فعالیت و احساسات را دقیقهبهدقیقه در طول یک روز عادی هر فرد با یکدیگر مقایسه کنند.
دیگر سؤال این نبود که آیا افراد فعال از کسانی که تحرک کمی دارند شادتر هستند یا نه. هدف این بود که مشخص شود آیا شما در بعدازظهرهای پرتحرک خود، نسبت به زمانهایی که فعالیت کمتری دارید، احساس متفاوتی را تجربه میکنید یا خیر.
اندازهگیری به این شیوه، از دام مهمی جلوگیری کرد که دههها تحقیقات مربوط به فعالیت بدنی را تحت تأثیر قرار داده بود.
مقایسه افراد با یکدیگر، اطلاعات چندانی درباره تغییرات درون بدن یک فرد طی روز ارائه نمیدهد.
اما با دنبال کردن یک فرد در لحظات مختلف، پژوهشگران توانستند این دو موضوع را از یکدیگر تفکیک کنند.
چگونه خلقوخو پس از حرکت تغییر میکند؟
واضحترین یافته مربوط به احساس انرژی بود. زمانی که افراد بیش از سطح معمول خود حرکت میکردند، اندکی بعد احساس بیداری و انرژی بیشتری داشتند؛ نتیجهای که تقریباً در تمام دادهها مشاهده شد.
بیش از ۹۵ درصد شرکتکنندگان این افزایش انرژی را تجربه کردند. در میان تمام یافتههای مطالعه، این مورد پایدارترین نتیجه بود.
احساس شادی و رضایت نیز پس از حرکت افزایش پیدا میکرد، هرچند شدت آن کمتر بود. اندازه این اثر واقعی اما ملایم بود؛ مشابه تقویت خلقوخو پس از گوش دادن به موسیقی یا گفتوگو با یک دوست.
اگر بخواهیم آن را عددی بیان کنیم، تغییر از حالت نشسته به یک پیادهروی تند، حدود ۰.۶ واحد در مقیاس چهار امتیازی، سطح انرژی را افزایش میداد.
یکی از نتایج برخلاف تصور رایج بود که فعالیت بدنی همیشه آرامشبخش است. در واقع، میزان احساس آرامش اندکی کاهش یافت. فعال شدن بدن بیشتر باعث برانگیختگی و افزایش هوشیاری میشود تا آرام شدن، دادهها نیز این دو احساس را از یکدیگر متمایز در نظر گرفتند.
خلقوخوی بهتر، انگیزهای برای تحرک بیشتر
پژوهشگران مدتها به دوطرفه بودن این رابطه مشکوک بودند، اما تاکنون هیچکس آن را با چنین وضوحی در میان این تعداد زیاد از افراد نشان نداده بود.
زمانی که افراد نسبت به وضعیت معمول خود احساس بهتری داشتند، اندکی بعد تمایل بیشتری به فعالیت بدنی پیدا میکردند.
باز هم انرژی نقش اصلی را ایفا میکرد. احساس پرانرژی بودن، نسبت به احساس شادی یا رضایت، پیشبینیکننده قابلاعتمادتری برای افزایش تحرک بود.
قدرت این دو مسیر نیز تقریباً برابر بود؛ نه خلقوخو تأثیر قویتری داشت، نه حرکت. این موضوع نشان میدهد که با یک چرخه مواجه هستیم، نه یک رابطه ساده علت و معلولی.
همین چرخه ارزش توجه دارد. به نظر میرسد خلقوخو و حرکت در طول روز یکدیگر را تغذیه میکنند و هر کدام دیگری را اندکی تقویت میکنند.
یک صبح خوب میتواند زمینهساز بعدازظهری فعال باشد، این فعالیت نیز ممکن است حال عصر را بهتر کند. این زنجیره آرام و نامحسوس در دل زندگی روزمره جریان دارد.
همه احساسات به حرکت پاسخ نمیدهند
البته همه احساسات با فعالیت بدنی تغییر نمیکنند.
غم، اضطراب، خشم؛ مجموعه احساساتی که پژوهشگران آنها را احساسات منفی مینامند، پس از تحلیل دقیق دادهها، هیچ ارتباط پایداری با حرکت در هیچیک از دو جهت نشان ندادند.
این نتیجه نیز اهمیت زیادی دارد. زیرا با این تصور کلی مقابله میکند که یک پیادهروی سریع همیشه میتواند حال بد را از بین ببرد.
برداشت واقعبینانه از این دادهها محدودتر است؛ فعالیت بدنی بهطور قابلاعتماد سطح انرژی را افزایش میدهد و احساسات مثبت را اندکی تقویت میکند، اما لزوماً احساسات منفی عمیق را از بین نمیبرد.
پژوهشگران درباره مسئله علت و معلول نیز محتاط بودند. این یافتهها ارتباطات قوی و تکرارشوندهای هستند که در زندگی واقعی اندازهگیری شدهاند، نه نتایج یک کارآزمایی کنترلشده که بتواند دلیل دقیق واکنش بدن را مشخص کند.
اینکه هنگام پیادهروی دقیقاً چه تغییراتی در بدن رخ میدهد؛ از تغییرات شیمی مغز گرفته تا هورمونها یا عوامل ناشناخته دیگر، همچنان پرسشی باز باقی مانده است که نویسندگان آن را موضوع پژوهشهای آینده میدانند.
حرکتهای کوچک روزانه نیز اهمیت دارند
نکته کاربردی این پژوهش بسیار امیدوارکننده است. مزایای مشاهدهشده با فعالیتهای سبک و روزمره ظاهر شدند؛ فعالیتهایی که نسبت به سطح معمول هر فرد سنجیده شدند، نه در مقایسه با دیگران.
کافی است کمی بیشتر از سطح عادی خود حرکت کنید؛ نیازی به عضویت در باشگاه نیست.
یوئو لیائو، یکی از نویسندگان مطالعه و استاد حرکتشناسی دانشگاه تگزاس در آرلینگتون، میگوید:
«برای اینکه احساس بهتری داشته باشید، به جلسات ورزشی در باشگاه نیاز ندارید. افزایش فعالیت نسبت به سطح معمول خودتان میتواند مزایای بهبود خلقوخو ایجاد کند، بهویژه از طریق افزایش احساس انرژی.»
برای پزشکان و افرادی که برنامههای سلامت طراحی میکنند، این یافته نگاه تازهای ارائه میدهد.
به جای تأکید بر تمرینهای شدید که بسیاری از افراد آنها را رها میکنند، میتوان توصیهها را بر افزایشهای کوچک، تدریجی، قابلتکرار در حرکت روزانه متمرکز کرد؛ افزایشهایی که با شرایط فعلی هر فرد هماهنگ هستند.
چرخه خلقوخو و حرکت؛ نقشهای روشنتر از گذشته
این فراتحلیل، جایی که پیشتر حدس و گمان حاکم بود، شواهد محکمی ارائه کرده است.
نتایج متناقض و پراکندهای که سالها این حوزه را مبهم کرده بودند، اکنون به رابطهای روشن و دوطرفه میان حرکت و احساسات تبدیل شدهاند.
این الگو در گروههای سنی مختلف، مناطق گوناگون، جمعیتهای متفاوت به شکلی پایدار مشاهده شد.
مرور دیگری نیز پیشتر به نتایج مشابهی اشاره کرده بود، اما مقیاس لازم برای تأیید قطعی آن را در اختیار نداشت.
اکنون که خلقوخو و حرکت بهعنوان یک چرخه روزانه ترسیم شدهاند، پژوهشگران پایه محکمتری برای بررسی سازوکارهای زیستی پنهان در پس این رابطه در اختیار دارند.
نتایج این مطالعه در نشریه علمی Nature Human Behaviour منتشر شده است.
نتیجهگیری
این پژوهش نشان میدهد که تأثیر حرکت روزانه بر خلقوخو واقعی، قابلاندازهگیری، دوطرفه است. حتی چند دقیقه فعالیت بیشتر از سطح معمول میتواند انرژی، احساس مثبت، کیفیت روز شما را بهبود ببخشد. در مقابل، حال خوب نیز شما را به تحرک بیشتر تشویق میکند. شاید راز روزهای بهتر، در همان قدمهای کوچکی نهفته باشد که هر روز برمیداریم.
امروز فقط چند دقیقه بیشتر از معمول حرکت کنید و ببینید چگونه همین تغییر کوچک میتواند حالتان را بهتر کند.