- آسیبهای دوران کودکی میتوانند دههها بعد بر سلامت روان، کیفیت روابط عاطفی اثر بگذارند.
- رفتارهای کوچک روزانه مانند توجه، حمایت، گفتوگوی مؤثر نقش مهمی در استحکام رابطه دارند.
- زوجدرمانی، آموزش مهارتهای ارتباطی، مشاوره میتوانند به کاهش اثرات آسیبهای گذشته کمک کنند.
سالها پیش از آنکه فرد وارد یک رابطه عاشقانه شود، پایههای نحوه رفتار او در روابط عاطفی شکل میگیرد. بخش مهمی از این فرآیند در خانه، زمانی رخ میدهد که کودک مفهوم امنیت، محبت، حمایت و مراقبت را میآموزد.
پژوهش جدید University of Georgia نشان میدهد تجربههای دوران کودکی میتوانند تا دههها بعد نیز بر روابط عاطفی افراد اثر بگذارند. نتایج این مطالعه نشان میدهد آسیبهای دوران کودکی میتوانند نحوه رفتار افراد با شریک عاطفی خود را در بزرگسالی شکل دهند.
این ارتباط همیشه آشکار نیست. در بسیاری از موارد، اثرات این تجربهها از طریق خلقوخو، الگوهای رفتاری، عادتهای روزمره ظاهر میشوند؛ موضوعی که بسیاری از زوجها هرگز آن را به دوران کودکی خود نسبت نمیدهند.
آسیبهای دوران کودکی چگونه بر روابط عاطفی اثر میگذارند؟
تجربههای ناخوشایند دوران کودکی طیف گستردهای را شامل میشوند، از جمله:
- آزار جسمی یا روانی
- بیتوجهی و غفلت والدین
- طلاق والدین
- فوت یکی از والدین
طبق نتایج پژوهش، این تجربهها احتمال ابتلا به افسردگی، اضطراب در بزرگسالی را افزایش میدهند.
پژوهشگران معتقدند این فشار روانی اغلب وارد روابط عاشقانه نیز میشود، در نتیجه کیفیت رابطه کاهش یافته، رضایت زوجین کمتر میشود.
عادتهای کوچک، روابطی قویتر میسازند
Analisa Arroyo، نویسنده اصلی مطالعه، میگوید:
«سرمایهگذاری روزانه روی رابطه مانند پسانداز کردن پول در یک حساب بانکی است.
کارهای کوچک و روزمرهای که برای شریک زندگی انجام میدهیم، به مرور زمان اعتماد، ارتباط، حمایت را تقویت میکنند. اگر این سرمایه را ایجاد نکرده باشیم، هنگام بروز بحران مانند زمانی است که خودرو خراب میشود اما پول کافی برای تعمیر آن نداریم؛ در آن شرایط درمانده خواهیم شد.
اگر روی رابطه خود سرمایهگذاری نکنیم، هنگام مواجهه با استرس، اختلاف یا سایر چالشها، منابع لازم برای عبور از آن شرایط را در اختیار نخواهیم داشت.»
با این حال، نتایج مطالعه یک پیام امیدوارکننده نیز دارد. زوجهایی که مهارتهای ارتباطی سالم را به صورت مشترک یاد میگیرند، میتوانند بخشی از اثرات منفی آسیبهای گذشته را کاهش دهند.
بررسی پاسخهای بیش از ۲۰۰ زوج
پژوهشگران دادههای بیش از ۲۰۰ زوج بزرگسال شرکتکننده در برنامه ELEVATE دانشگاه جورجیا را بررسی کردند. این برنامه آموزشی رایگان توسط University of Georgia Cooperative Extension اجرا میشود.
هر دو نفر درباره تجربههای دشوار دوران کودکی خود تا سن ۱۸ سالگی پاسخ دادند و تعداد تجربههای آسیبزا را گزارش کردند.
بررسی همزمان هر دو عضو یک زوج به پژوهشگران امکان داد تأثیر گذشته یکی از طرفین بر شریک زندگی او را نیز ارزیابی کنند.
دوران کودکی، پایه روابط بزرگسالی است
افرادی که تجربههای آسیبزای بیشتری در کودکی داشتهاند، آثار بیشتری را نیز به بزرگسالی منتقل کردهاند.
برای مثال، داشتن والدینی که مرتب فریاد میزدند، کودک را هل میدادند یا دورههایی از گرسنگی را تجربه کرده بودند، سالها بعد به شکل احساس تنهایی، افسردگی، اضطراب ظاهر شده است.
این آسیبها معمولاً بهآرامی انباشته میشوند، به همین دلیل تشخیص آنها دشوار است.
Analisa Arroyo میگوید:
«تجربههای دشوار دوران کودکی نوعی فرسایش تدریجی ایجاد میکنند که معمولاً در زندگی روزمره دیده نمیشود. با گذشت زمان، این استرس مزمن نهتنها سلامت فرد، بلکه کیفیت روابط او را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.»
مهارتهای روزمره رابطه تحت تأثیر قرار میگیرند
افرادی که آسیبهای بیشتری را تجربه کرده بودند، در انجام رفتارهای روزمره یک رابطه سالم نیز با دشواری بیشتری روبهرو بودند.
- برقراری ارتباط مؤثر
- ابراز محبت
- مدیریت اختلافها
برای این افراد دشوارتر از سایرین بود.
Evin Richardson، از نویسندگان پژوهش، میگوید:
«وقتی زوجها با مشکلات رابطه مواجه میشوند، معمولاً فقط به اتفاقات همان لحظه توجه میکنند؛ مانند نحوه گفتوگو، مدیریت اختلافها یا تعامل با یکدیگر.
اما پژوهش ما نشان میدهد این چالشها برای بسیاری از افراد ریشههای عمیقتری دارند. درک این ارتباطها به زوجها، متخصصان کمک میکند به جای درمان علائم، علتهای اصلی مشکلات رابطه را شناسایی کنند.»
رفتارهای کوچک روزانه بیشترین اهمیت را دارند
با کاهش رفتارهای سالم، کیفیت رابطه نیز کاهش پیدا میکند.
زوجهایی که ارتباط مؤثر نداشتند یا احساس حمایت نمیکردند، رضایت کمتری از رابطه خود گزارش کردند.
به گفته پژوهشگران، راهحل در انجام رفتارهای بزرگ یا اقدامات نمایشی نیست، بلکه در تکرار رفتارهای کوچک روزمره نهفته است.
Analisa Arroyo میگوید:
«تنها گفتوگوهای مهم یا اختلافهای بزرگ اهمیت ندارند. تعاملهای کوچک روزانه هستند که ما را برای رویارویی با لحظههای دشوار آماده میکنند.
آیا هنگام ورود شریک زندگی به خانه متوجه حضور او میشویم؟ آیا وقتی صحبت میکند پاسخ میدهیم یا او را نادیده میگیریم؟»
تفاوت زنان، مردان در تأثیر آسیبهای دوران کودکی
نتایج مطالعه نشان داد اثر آسیبهای دوران کودکی برای زنان، مردان یکسان نیست.
زنان
زنانی که تجربههای آسیبزای بیشتری داشتند، بیشتر در معرض مشکلات سلامت روان قرار گرفتند. این مشکلات به روابط عاطفی آنها نیز منتقل شد.
این زنان رضایت کمتری از رابطه خود داشتند، شریک زندگی آنها نیز همین احساس را گزارش کرد.
مردان
در مردان، افسردگی یا اضطراب ناشی از آسیبهای دوران کودکی تنها برداشت خود آنها از کیفیت رابطه را تحت تأثیر قرار داد، اما بر رضایت شریک زندگی اثر مشابهی مشاهده نشد.
شناخت گذشته به بهبود روابط کمک میکند
Analisa Arroyo میگوید:
«ما نمیتوانیم تجربههای دوران کودکی خود را تغییر دهیم.
اما میتوانیم درک کنیم که این تجربهها چگونه همچنان بر زندگی ما اثر میگذارند. این آگاهی به زوجها فرصت میدهد از یکدیگر حمایت کنند، الگوهای سالمتری برای رابطه خود بسازند.»
به گفته پژوهشگران، همین آگاهی نقطه آغاز تغییر است؛ تغییری که تمرکز را از سرزنشهای لحظهای به ریشههای واقعی مشکلات منتقل میکند.
مهارتهای سالم قابل یادگیری هستند
پژوهشگران میگویند زوجها میتوانند از طریق زوجدرمانی یا برنامههای آموزش روابط، رفتارهای سالم روزمره را تمرین کنند. این مهارتها معمولاً کیفیت کلی رابطه را افزایش میدهند.
یک رابطه سالم میتواند به هر دو نفر کمک کند زخمهای قدیمی خود را بهتر مدیریت کرده، روند بهبود را تجربه کنند.
Evin Richardson میگوید:
«زوجها کاملاً میتوانند با یادگیری، تمرین مهارتهای سالم ارتباطی، روابط خود را تقویت کنند؛ بهویژه زمانی که هر دو نفر برای رشد مشترک متعهد باشند.»
افرادی که آسیبهای شدید یا استرس مزمن را تجربه کردهاند، ممکن است از مشاوره یا رواندرمانی نیز سود ببرند. این خدمات میتواند به آنها کمک کند تأثیر گذشته بر روابط خود را بهتر درک کرده، شیوههای سالمتری برای ارتباط با دیگران بیاموزند.
نتایج این پژوهش در نشریه Journal of Social and Personal Relationships منتشر شده است.
سؤالات متداول
آیا آسیبهای دوران کودکی همیشه بر روابط بزرگسالی اثر میگذارند؟
خیر. این پژوهش نشان میدهد احتمال بروز مشکلات بیشتر میشود، اما شدت اثر برای همه افراد یکسان نیست.
آیا میتوان اثرات آسیبهای دوران کودکی را کاهش داد؟
بله. پژوهشگران معتقدند یادگیری مهارتهای ارتباطی سالم، زوجدرمانی، مشاوره میتواند به بهبود کیفیت روابط کمک کند.
چرا رفتارهای کوچک روزانه مهم هستند؟
زیرا همین تعاملهای ساده به مرور اعتماد، حمایت، ارتباط عاطفی را تقویت میکنند و زوجها را برای عبور از بحرانها آماده میسازند.
جمعبندی
این پژوهش نشان میدهد آسیبهای دوران کودکی میتوانند سالها بعد بر سلامت روان، نحوه ارتباط با شریک زندگی، میزان رضایت از رابطه اثر بگذارند. با این حال، شناخت این الگوها، یادگیری مهارتهای ارتباطی سالم، دریافت کمک تخصصی در صورت نیاز میتواند مسیر ایجاد روابطی سالمتر را هموار کند.
اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را با دیگران به اشتراک بگذارید، سایر مطالب مرتبط با سلامت روان و روابط عاطفی را نیز مطالعه کنید.