پژوهش جدید نشان میدهد احساس تنهایی، مستقل از میزان ارتباطات اجتماعی، یکی از عوامل مهم کاهش سلامت روان و کیفیت زندگی محسوب میشود.
- احساس تنهایی اثر مستقلی بر افسردگی، اضطراب، کاهش کیفیت زندگی دارد.
- تنهایی از انزوای اجتماعی تأثیر بیشتری بر سلامت روان نشان داد.
- نتایج از سه روش علمی مستقل، دادههای ژنتیکی صدها هزار تا دو میلیون نفر پشتیبانی شد.
تنهایی؛ عامل مؤثر بر سلامت روان بیشتر از انزوای اجتماعی
پژوهشی بزرگ نشان میدهد تنهایی بیش از آنکه صرفاً پیامد مشکلات روانی باشد، خود میتواند یکی از عوامل اصلی بروز آنها باشد. نتایج این تحقیق بیان میکند احساس تنهایی، حتی زمانی که شرایط اجتماعی افراد در نظر گرفته میشود، همچنان اثر مستقلی بر سلامت روان دارد. این یافتهها نشان میدهند کیفیت احساس ارتباط با دیگران اهمیت بیشتری نسبت به تعداد تعاملات اجتماعی دارد.
این مطالعه با ترکیب دادههای ژنتیکی و سوابق سلامت صدها هزار نفر، تلاش کرده است احساس تنهایی را از شرایطی که معمولاً با آن همراه هستند جدا کند. نتیجه نشان داد که ارتباط میان تنهایی و مشکلات سلامت روان همچنان پابرجاست.
چرا تشخیص رابطه علت و معلولی میان تنهایی، سلامت روان دشوار است؟
سالهاست که تنهایی با پیامدهای منفی سلامت مرتبط شناخته میشود، اما اغلب پژوهشهای پیشین نمیتوانستند مشخص کنند آیا تنهایی علت مشکلات است یا صرفاً همراه آنها.
افرادی که احساس تنهایی دارند، معمولاً میزان بیشتری از افسردگی و اضطراب را گزارش میکنند. برخی مطالعات نیز تنهایی را با بیماریهای قلبی، افزایش خطر مرگ زودرس مرتبط دانستهاند.
با این حال، سلامت روان ضعیف نیز میتواند باعث شود افراد کمتر از خانه خارج شوند، ارتباطات اجتماعی خود را کاهش دهند، در نتیجه احساس تنهایی بیشتری را تجربه کنند.
عواملی مانند:
- درآمد پایین
- ناتوانی جسمی
- تجربه دوران کودکی دشوار
نیز میتوانند همزمان موجب تنهایی، مشکلات سلامت شوند؛ به همین دلیل تشخیص علت واقعی همواره دشوار بوده است.
روش تحقیق؛ استفاده همزمان از سه رویکرد علمی
دکتر Zoe Reed از University of Bristol همراه همکارانش از روشی به نام Triangulation استفاده کردند.
در این روش، یک پرسش علمی با سه شیوه متفاوت بررسی میشود. اگر هر سه روش به نتیجه مشابهی برسند، اطمینان به یافتهها بسیار بیشتر خواهد بود.
۱. مقایسه افراد با شرایط مختلف زندگی
در نخستین روش، افراد دارای احساس تنهایی با سایر افراد مقایسه شدند؛ در حالی که عواملی مانند درآمد، تحصیلات، شرایط اقتصادی، تفاوتهای فردی نیز کنترل شدند.
۲. مقایسه خواهر و برادرها
در روش دوم، پژوهشگران خواهر و برادرهای یک خانواده را با یکدیگر مقایسه کردند تا اثر عوامل مشترکی مانند:
- والدین مشترک
- خانه دوران کودکی
- شرایط رشد مشابه
از نتایج حذف شود.
۳. استفاده از ژنتیک و تصادفیسازی مندلی
روش سوم بر پایه ژنتیک بود.
در این بخش از روش Mendelian Randomization استفاده شد؛ روشی که تغییرات ژنتیکی ارثرسیده هنگام لقاح را بهعنوان یک آزمایش طبیعی در نظر میگیرد.
از آنجا که این تغییرات ژنتیکی از بدو تولد ثابت هستند، بیماریها یا شرایط زندگی نمیتوانند آنها را تغییر دهند. بنابراین اگر ژنهای مرتبط با تنهایی با مشکلات سلامت در آینده ارتباط داشته باشند، احتمال اینکه این ارتباط صرفاً تصادفی باشد بسیار کاهش مییابد.
منابع دادههای پژوهش
بخش عمده دادهها از پروژه UK Biobank به دست آمد؛ پایگاهی که از اواخر دهه ۲۰۰۰ وضعیت سلامت حدود ۵۰۰ هزار فرد میانسال و سالمند بریتانیا را دنبال کرده است.
تحلیلهای ژنتیکی نیز بر اساس مطالعات مستقلی انجام شد که مجموعاً تا دو میلیون نفر را شامل میشدند.
یافتههای اصلی؛ تنهایی بیشترین آسیب را به سلامت روان وارد میکند
نتایج هر سه روش پژوهشی تقریباً کاملاً همسو بودند.
افرادی که احساس تنهایی داشتند، بهطور مداوم با موارد زیر بیشتر مواجه بودند:
- افسردگی
- اضطراب
- خودآزاری
- کاهش احساس شادی
- کاهش رضایت از زندگی
- نداشتن احساس معنا در زندگی
تفاوت تنهایی با انزوای اجتماعی
پژوهشگران میان دو مفهوم تفاوت قائل شدند.
- انزوای اجتماعی یک شاخص عینی است؛ مانند تعداد اعضای خانواده یا میزان دیدار با دوستان و بستگان.
- تنهایی تجربه ذهنی فرد از احساس تنها بودن است.
نتایج نشان داد انزوای اجتماعی تنها اثر محدودی بر رفاه افراد داشت، اما احساس تنهایی تقریباً در تمام شاخصهای سلامت روان اثر منفی قابل توجهی بر جای گذاشت.
حتی زمانی که هر دو عامل همزمان بررسی شدند، اثر مستقل تنهایی همچنان باقی ماند، در حالی که ارتباط محدود انزوای اجتماعی با شادی پس از در نظر گرفتن احساس تنهایی تقریباً از بین رفت.
تنهایی بر سلامت عمومی نیز اثر میگذارد
مطالعه نشان داد افراد تنها بیشتر در معرض چندبیماری (Multimorbidity) قرار دارند؛ وضعیتی که فرد همزمان به دو یا چند بیماری مزمن مبتلا است.
همچنین این افراد سالهای بیشتری از زندگی باکیفیت خود را از دست میدهند؛ شاخصی که طول عمر و کیفیت زندگی را بهطور همزمان ارزیابی میکند.
به گفته Zoe Reed:
«یافتههای ما نشان میدهد تنهایی، همچنین احتمالاً انزوای اجتماعی، همچنان از نگرانیهای مهم سلامت عمومی هستند، بهویژه در زمینه سلامت روان، سلامت عمومی.»
آیا تنهایی باعث بیماریهای جسمی نیز میشود؟
مطالعات پیشین تنهایی و انزوای اجتماعی را با بیماریهای زیر مرتبط دانسته بودند:
- بیماری قلبی
- سکته مغزی
- فشار خون بالا
- دیابت نوع ۲
برخی تحقیقات حتی افزایش حدود ۱.۵ برابری خطر بیماریهای قلبی در افراد منزوی را گزارش کرده بودند.
اما در این پژوهش، زمانی که روشهای دقیقتر برای حذف عوامل مخدوشکننده به کار گرفته شد، بیشتر این ارتباطها دیگر مشاهده نشد.
البته پژوهشگران تأکید میکنند این موضوع به معنای بیاثر بودن تنهایی بر سلامت جسم نیست، بلکه دادههای ژنتیکی موجود برای اثبات یا رد قطعی این ارتباط هنوز دقت کافی نداشتند.
چرا نتایج مطالعات قبلی متفاوت بودند؟
یکی از توضیحهای احتمالی این است که بسیاری از ارتباطهای گزارششده در گذشته ناشی از عواملی مانند:
- فقر
- بیماریهای زمینهای
- دوران کودکی دشوار
بودهاند؛ عواملی که خود بهطور مستقل سلامت را تحت تأثیر قرار میدهند.
احتمال دیگر این است که تنهایی از طریق مجموعهای از اثرات کوچک بر بخشهای مختلف بدن تأثیر بگذارد؛ اثراتی که این مطالعه برای شناسایی آنها طراحی نشده بود.
محدودیتهای مطالعه
پژوهشگران تأکید میکنند رابطه میان تنهایی، سلامت روان دوطرفه است.
همان تحلیلها نشان داد سلامت روان ضعیف، کاهش رفاه نیز میتوانند احساس تنهایی را افزایش دهند. بنابراین چرخهای شکل میگیرد که هر عامل، عامل دیگر را تقویت میکند.
از دیگر محدودیتهای مطالعه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تنهایی تنها با یک سؤال بله یا خیر اندازهگیری شد.
- این سؤال فقط یکبار از شرکتکنندگان پرسیده شد.
- بیشتر شرکتکنندگان افراد میانسال یا سالمند بودند.
بنابراین هنوز مشخص نیست همین الگوها درباره نوجوانان، جوانان یا افرادی که سالها تنهایی مزمن را تجربه میکنند نیز صادق باشد.
تنهایی باید به یکی از اولویتهای سلامت عمومی تبدیل شود
مهمترین دستاورد این پژوهش آن است که دلیل قویتری برای در نظر گرفتن تنهایی بهعنوان یک علت مستقیم مشکلات سلامت روان ارائه میکند، نه صرفاً یک علامت.
بر اساس نتایج، آنچه باید هدف مداخلات سلامت عمومی قرار گیرد، احساس تنها بودن است، نه صرفاً تعداد افرادی که فرد با آنها ملاقات میکند.
Lauren Bowes Byatt، مدیر مأموریت زندگی سالم در Nesta، گفت:
«این پژوهش نشان میدهد که تنهایی احتمالاً اثرات زیانباری بر سلامت روان، رفاه افراد دارد.»
نتایج این پژوهش در مجله علمی Nature Communications منتشر شده است.
سؤالات متداول
آیا تنهایی از انزوای اجتماعی خطرناکتر است؟
بر اساس این پژوهش، احساس تنهایی تأثیر بسیار بیشتری بر سلامت روان نسبت به صرفاً منزوی بودن از نظر اجتماعی دارد.
آیا تنهایی باعث افسردگی و اضطراب میشود؟
نتایج مطالعه نشان میدهد تنهایی میتواند بهطور مستقل خطر افسردگی، اضطراب، کاهش شادی را افزایش دهد.
آیا تنهایی بر سلامت جسم نیز اثر دارد؟
این پژوهش شواهد قطعی برای اثبات ارتباط مستقیم با بیماریهای جسمی ارائه نکرد، اما چنین ارتباطی را نیز رد نکرد.
این پژوهش روی چه افرادی انجام شده است؟
بخش عمده شرکتکنندگان افراد میانسال و سالمند بریتانیا بودند و تحلیلهای ژنتیکی نیز دادههای تا دو میلیون نفر را در بر گرفت.
جمعبندی
این پژوهش شواهد محکمی ارائه میدهد که تنهایی تنها یک پیامد مشکلات روانی نیست، بلکه خود میتواند عامل مهمی در شکلگیری آنها باشد. توجه به احساس تنهایی در برنامههای سلامت عمومی میتواند به بهبود سلامت روان، کیفیت زندگی افراد کمک کند.
اگر به مطالب علمی و پزشکی مبتنی بر پژوهشهای معتبر علاقهمند هستید، این مقاله را با دیگران به اشتراک بگذارید و جدیدترین مطالب ما را دنبال کنید.